-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ مهر ۱۰, دوشنبه

اسلام؛ ابزارجنگ کنونی است نه مضمون آن



 احزاب وتنظیم هایی که سی سال تمام  جنگیده اند، هنوز به اشتباه فکرمی کنند که جنگ افغانستان مضمون اسلامی دارد.




دولت کابل معتقد است که با نشست شورای عالی علمای جهان اسلام درباره حل بحران مرگبار درافغانستان، کلیدی برای ایجاد آرامش وتمدید قدرت تیم حاکم دستیاب خواهد شد. ظاهراً شورای عالی صلح این ابتکار را پیشکش کرده؛ اما شورای صلح از سوابق خود چیزی نمی گوید که آیا اعضای آن فی نفسه یک جانب جنگ نبوده و نیستند؟
عطاالله لودين معاون شوراى عالى صلح، در نشستى تحت نام "جنگ نى، صلح بلى" در کابل  گفت که صلح، ثبات و امن، نعمت الهى است؛ اما افغان ها از سال ها بدينسو از اين نعمت محروم اند. براى ختم جنگ، بدون اين که راه تفاهم و صلح و مذاکره را انتخاب کرد، چارۀ ديگرى نيست.
اما تاریخ افغانستان، به خصوص جنگ چندین کشوربرضد چندین کشور درسی وسه سال اخیر، وهمچنان جنگ مستقیم غرب وحضور دسته جات «جنگ نیابتی» نشان می دهد که راه ختم جنگ کنونی، از بیشۀ «صلح» دولتی شورای صلح نمی گذرد وصبغۀ اعتقادی هم ندارد.
احزاب وتنظیم هایی که سی سال تمام  جنگیده اند، هنوز به اشتباه فکرمی کنند که جنگ افغانستان مضمون اسلامی دارد.
اما مولوی خوش باور شوراى عالى صلح می گوید: "در اطراف ما کشورهاى اسلامى وجود دارند؛ اما متاسفانه قسمى که نياز بود، در افغانستان به خاطر آوردن صلح و ثبات در کنار اينکه همکارى نکرده اند، به خاطر منافع شخصى شان اين آتش را بيشتر دامن زده اند."
پس این آقایان چرا انتظار دارند که نشست علمای اسلامی درسطح جهان اسلام، می تواند برتراژدی افغانستان نقطه پایان بگذارد؟ مگرعلمای جهان اسلام فتوا داده اند که رهبران ونخبه های خاندانی و تفنگدار، ده ها هزارجریب زمین های بیت المال وشخصی را غصب کنند؟ مگرعلما گفته اند که تروریست، خاطی، خائن و جاسوسان را دربدل پول اززندان رها کنید؟ درغارت مشارکتی «کابل بانک» از علمای جهان اسلام فتوا گرفته شد؟ این که بالای یک دخترنوبالغ چند مرد تجاوزمی کنند و«بی خار» ازسوی زورمندان حمایت شده وکسی به ندای مظلومان گوش نمی دهد، همه حاصل فتاوی علمای جهان اسلام است؟
خوش باوران بازهم درنظر دارند که در آيندۀ نزديک، اجماع علماى امت مسلمه را طى نشستى در عربستان و يا کشور ديگر اسلامى بخاطر هويت موجودۀ افغانستان به حيث يک کشور اسلامى که آيا دراينجا جنگ جواز دارد يانه؟ و آيا اين جنگ چه حيثيت دارد؟ به دست آورد. 
این را می گویند چنگ انداختن به باد. تازه فتوا می گیرند که جنگ کنونی جواز دارد یا خیر!
جنگ افغانستان هرمضمون دیگری می تواند داشته باشد، غیر ازجوازشرعی، انگیزۀ اسلامی وریشۀ اعتقادی. جنگ افغانستان یک جنگ استراتیژیک منطقه وجهان برای تثبیت منافع درازمدت آنها در حوزه های ثروت آسیاست.
دولت افغانستان باید منتظر باشد که درنقشۀ جامعه بین المللی چه نقشی برای کدام نیروهای داخلی درنظر گرفته شده و چه وقت آثار عملی نقشه جدید رؤیت خود را نشان خواهد داد.
حکومت کنونی جمع ده ها نهاد شخصی، مافیایی، قومی وگروهی، یک دهه روی صحنه قدرت باقی مانده و تاریخ مصرف خود را سپری کرده است. مردم ناراضی وخود سربه حال خود رها شده اند وهمزمان با افزایش بحران درچهارگوشه، ترس تازه ای بردل های مردم ریخته است که پس ازین چه خواهد شد؟
سایه طالبان وانتحاری همه جا پهن شده است و ارتش های خارجی بازی مشکوک وتعریف ناشده ای را پیش می برند. ابتکار شورای صلح برای گرفتن دست ودامن علمای جهان اسلام وازین قبیل بازی های فریبکارانه وتبلیغاتی هیچ تأثیری دردگرگونی اوضاع ندارد.
 علمای دولتی بدبختانه درفتوا بازی های شرعی وغیرشرعی با طالبان مقابله کرده نمی توانند. تغییرسیاسی با فتوا محقق نمی شود. اکنون برای اولین باراکثریت مردم باور مند شده اند که جنگ کنونی جنگ اعتقادی نیست، جنگ منافع بسیار پیچیده وتعریف ناشدۀ دیگران است که ما را نیز درزمرۀ ابزار و حرکت دهندۀ ماشین کشتار وویرانی به خدمت گرفته است. این است روایت مجمل تاریخ افغانستان وهمچنان منطقه وجهان. مضمون جنگ، بقای هستی است ویکی ازابزارهای بقا، ابزاراعتقاد است که گاه مؤقتاً اثرگذار است و درمراحل دیگر، رنگ می بازد وانگیزه های دیگری محرک جنگ قرار می گیرد.
تیم پس از «بن اول»، ده سال فرصت داشت تا درزمینه ایجاد یک ساختارعدالت محور( عاری ازغدروفساد) درسطح ملی کارهای تاریخی را به سربرساند؛ چیزی که درشأن قدرتمندان هیجان زده وجود نداشت. اکنون فرصت های کلیدی ازدست رفته است وطراحان اصلی، نظم موجود را به هم می زنند تا طرحی نو دراندازند. به همین ساده گی!
طالبان با فتوای مذهبی سقوط نکردند، با فتوای چند عالم خوش باوردوباره ظاهرنشدند. امریکا با فتوای علما افغانستان را اشغال نکرد وبا فتوای علما نیز ازین جا نخواهد رفت. مبنای جنگ طالبان فتاوی نیست، اصحاب فتوا رویکش جنگ هستند. گره بحران نه درسطح داخلی بازشده ونه هم بازیگران منطقه ای وخارجی به اهداف شان به طورکامل دست یافته اند. باید صاف وسرراست نوشت که افغان ها نباید چشم انتظار ختم جنگ وپایان رقابت های مرگبار درخاک افغانستان باشند.
باید ناظران سیاسی ومدیران جدید مسأله استفاده از جنگ را محور ارزیابی ها ومشاوره های خویش قرار دهند. نیروهای سیاسی نیازدارند به منظور ایجاد یک مدیریت جدید سیاسی، روی این مسأله تمرکز کنند که چه گونه می توان علی رغم ادامۀ «جبری» جنگ ورقابت های جمعی درمحور افغانستان، ازجنگ برای تقویت بنیاد های سیاسی وملی افغانستان بهره برداری کرد.
راه دیگر(طوری که نشانه هایش ازهمین حالا به چشم می خورد) این است که یک نیروی جدید انتظامی درسراسر کشورتشکیل شود که درتحولات ناخواستۀ بعدی، عملاً به حیث جایگزین محافظه کاران طالب وضد طالب درآینده احراز موقعیت کند. با قراضه بازی های طالب وضد طالب، تحولات آینده را نمی توان برای بقای افغانستان کنترول کرد. حتی با این قراضه بازی، نمی توان بقای محدودتر- منافع قومی وتباری- را نیز تضمین کرد.
تصورمی رود که جامعه جهانی طرفدارسازماندهی حرکت جدید است که مردم را با روحیه وامید تازه ای وارد میدان کند واگر با این روند نیز سرموافقت نشان ندهد، باید با سازماندهی یک حرکت دادخواهانۀ نظامی وسیاسی، با شعار موافق اهداف عموم خلق، ناگزیرساخته شوند که به سوی این روند جلب شوند.
درمذاکرات پاکستان، انگلیس وحکومت کابل درنیویورک روی یک طرح دیگری صحبت شده است که به نفع عموم مردم افغانستان نیست وفقط منافع قطعی پاکستان درآن ضمانت شده است. اشتباهات وخیانت های تیم «بن اول» که فقط استراتیژی دزدی شخصی ومافیایی را مهر«ملت سازی» زده وگاه آن را به نام «آرمان های مسعود» وآرزوی های ملت نامگذاری می کردند، سبب گشت که امریکا وانگلیس ناگزیر به سوی گزینۀ تلخ پاکستان دور بخورند. این که پاکستان منزوی شده و درمدیریت سیاسی آیندۀ افغانستان کم توان شده است، یک خیالبافی غیرواقعی است.
از برکت ضعف مدیریتی، فقدان انسجام، قانون شکنی، تعمیم روحیۀ زیانبار«وندبازی» های مقامات، خام طمعی درمورد حمایت امریکا ازتیم حاکم وچسپیدن به بازی های فردی وخانواده گی حکومت آقای کرزی وشرکای «ائتلافی» موقعیت پاکستان دوباره تقویت یافته است وچشم امید ناتو وانگلیس وامریکا بار دیگر به همان سو خیره مانده است.
میدان بازی با فتاوی ترس انگیز وخونین علمای مذهبی طالب وغیرطالب، با تطبیق شریعت ولرزه اندازی برتصورات مردم متحول نمی شود. راه اکمالات ناتو، راه نان وخرج افغانستان و...همه همان پاکستان است که اینک ابتکار بازی را دوباره در دست گرفته است.
اطلاعات دقیقی دردست است که هم اکنون به شمول احزاب اپوزیسیون، رهبران جهادی، قوماندانان جهادی و«نخبه» های سیاسی همه با پاکستان ارتباط برقرار کرده اند. یعنی پل سابقه را دو باره برپا داشته اند. اما درمحاسبه یک نکتۀ کلیدی راه خطا رفته اند وآن این است که امریکا، انگلیس وپاکستان نقشه را عوض کرده اند. بازیگران وقراردادی های سیاسی وتاجران «جهادی» با توجه به انزوای شدید آن ها از مردم، ازجایگاه تعاملات بعدی، ازیک نظرتا اندازه ای وازجهتی دیگر، به طورکامل حذف شده اند.
تیم حاکم ازین پس گوش به زنگ فتوای سیاسی جدید باشد و نیازی به نشست علمای دینی درسطح جهان نیست. علمای دینی جهان اسلام درهمان خطی تنظیم شده اند که درین نوشته به اجمال شرح داده شد. اسلام، هیچگاه، مضمون استراتیژیک جنگ ها درافغانستان نبوده و ازین پس هم نخواهد بود.