-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ آبان ۲, سه‌شنبه

با راه اندازی جنجال «دیورند» گرفتن امتیاز محال است



تیم حاکم دربحث «دیورند» حاضربه سازش است؛ مگرکسی حاضر به دادن «امتیاز» نیست.



مسأله « خط دیورند» از نظرتاریخی یک جنجال (اصولاً) تعریف ناشده بوده است. درحکومت های امیرحبیب الله، امان الله خان، امیرحبیب الله کلکانی و نادرخان، قرائت از «دیورند» همان قرائت میراث مانده از امیرعبدالرحمن خان بود. وقتی داوود خان ظهور کرد، یک گروه خاص درحکومت شاهی شکل گرفت که قصد داشت همزمان با تجزیه هند بریتانیایی، با بهره بری از فرصت تاریخی، مناطق آنسوی دیورند را بشورانند وجزء قلمرو افغانستان کنند ویا دست کم امتیازات بزرگی ازجمله «خود ارادیت» درآن نواحی ایجاد شود تا افغانستان ازآن طریق بتواند به قلمرو دریایی وصل شود. اما شیوۀ پیشبرد این برنامه که درست نهادینه نشده و بیشتر روی شعارهای مقطعی وماجراجویانه فاقد اجماع استوار بود، از همان آغاز کار، نتیجه مطلوب به بار نیاورد.
توان اقتصادی افغانستان برای مدیریت پروژۀ امتیاز گیری «پشتونستان» کفاف نمی داد. موضوع اساسی دیگر این بود که ساکنان سرزمین های آنسوی دیورند که درمحدودۀ پاکستان قرارگرفته بودند، تمایل چندانی به گره زدن سرنوشت خود از نظراقتصادی، سیاسی با افغانستان فقیر نداشتند. رهبران پشتون درپاکستان برمنافع درازمدت خویش تمرکز بیشتر داشتند و ازشعارهای رهبران کابل صرفاً برای گرفتن امتیازات مادی وسیاسی از دولت های پاکستان بهره می بردند. دولت های کابل هرچه به رهبران قبایل امکانات فراهم می کردند، به همان اندازه تشنج با اسلام آباد به زیان افغانستان عمیق تر می شد ونتایج عملی آن (طوری که کابل انتظارداشت) نا چیز وحتی هیچ می بود.
دردوران صدارت سردارداوود خان دردهه سی، مارشال ایوب دردیداربا سردارنعیم فرستادۀ کابل از وی پرسیده بود:
شما بحث پشتونستان را تبلیغات می کنید، اما شما را به مسأله بلوچستان چه کار؟ ما هدف شما را می دانیم. (مراجعه شود به کتاب ایالات متحده ودولت پادشاهی افغانستان)
تبلیغات آن زمان به نام «حقوق خلق های پشتون وبلوچ» پیش برده می شد. حکومت کابل به طورمشخص به پاکستان نوظهور نمی گفت که افغانستان درتنگنای جغرافیایی است ونیاز به یک دهلیز دریایی از طریق بلوچستان دارد ومایل است گام هایی را درجهت حل معقول «دیورند» وایجاد پل همزیستی برادرانه بین دو کشور به جلوبردارد. درآن زمان پاکستان درجنگ با هندوستان به سرمی برد وهرآن انتظار حمله از محور افغانستان بود.
سردارداوود توان تهاجم نداشت وتازه این که هیچ کسی درآنسوی مرز وی را درلشکرکشی علیه حکومت نوپای «پاکستان» حمایت نمی کرد. حلقات خاص درحکومت شاهی که از تحلیل درست جایگاه اقتصادی، نظامی افغانستان وموضع گیری جامعه بین المللی به خصوص سازمان ملل متحد وامریکا ناتوان بودند، برطبل قیاس واحساسات خویش می کوفتند و بی هوده انتظار داشتند که با شنیدن همین دهل، میلیون ها تن از ساکنان پشتون تبار آنسوی مرز دیورند به پا خواهند خواست و افغانستان بزرگ تشکیل خواهد شد.
درواقعیت امر دیده شد که رهبران وساکنان آنسوی خط، چند افغانستان را نسبت به جایگاه خودشان درحکومات ایالتی یا مرکزی درپاکستان برابر نمی دانستند. جای بس ساده لوحی بود که درموجودیت یک نخست وزیرپشتون درپاکستان، پشتون ها برای گل روی داوود خان و افغانستان قیام راه می انداختند.
ازنخستین هنگامه سازی ها به نام «خلق های پشتون وبلوچ» امریکا که بعد ازجنگ جهانی دوم به سوی سیطره اندازی درآسیا، روی آورده ودرمسند بریتانیا درمنطقه جای می گرفت، (البته مطابق اسناد وزارت خارجه امریکا) دست کم درپنج نوبت، ازسردارداوود وخاندان شاهی تقاضا کردند که مرز دیورند را به عنوان «مرزبین المللی» به رسمیت بشناسد وامریکا آرزو دارد هردو کشورپاکستان وافغانستان را درامرتوسعه اقتصادی وسیاسی یاری رساند. جالب این بود که فرستادۀ حکومت فقیرکابل پیوسته خواستار دستیابی به جنگ ابزارهای امریکایی بود! ازسوی دیگر، تلاش های دولت شاهی درکشانیدن موضوع جنجالی دیورند به نشست های سازمان ملل متحد ناکام شده بود و پیام بین الملل به کابل مانند تازه ترین پیام فرستادۀ کاخ سفید- مارگ گروسمن- این بود که درمسیر به هم زدن «مرزبین المللی» تلاش نکند.
به هرحال، حکومت  شدت تحریکات درمناطق قبایلی را با خرج وخراجاتی عظیم از بودجۀ بی شیمه خویش ادامه می داد. درآن زمان شوروی وامریکا به حیث «ابرقدرت ها» دراوج دورۀ «جنگ سرد» سرگرم جنگ اطلاعاتی درمحور های مختلف ازجمله آسیا بودند. با بالاگیری کارزاردیورند، شوروی ها درصدد بهره برداری ازین بحران دست وآستین برزدند و مشخص می توان ادعا کرد که پروژۀ «پشتونستان» طرح شوروی برای شکستن سد هند بریتانیایی بود که بعداً جای هند را پاکستان وموقف بریتانیا را امریکا احراز کرد. البته که شرح داستانش درین اجمال درنمی گنجد والقصه...شوروی ها به داوود خان اعتبارات مالی کلانی دادند که خارج از تصور بود. منابع ویژه برای اخلال روابط پاکستان وافغانستان نیز اختصاص داده شد وبین جوانان قبایلی ومسکو از طریق افغانستان یک کانال ارتباطی برقرار شد و داوود خان هنوز هم فکرمی کرد که حمایت شوروی می تواند آرزوهای افغانستان را برای ایجاد یک خطۀ گسترده مرکب از سرزمین های ازدست رفته برآورده کند. چون امریکا با قدرتی قاطع درپاکستان سنگرگرفت، پروژه های مقدماتی توسعه را درافغانستان (خصوصاً پروژۀ هلند) متوقف کرد و افغانستان به طور کامل درمحاصرۀ پاکستان افتاد و ناگزیردرکرانۀ شوروی لنگر گرفت.
داوود خان زمانی از خواب های شعاری ونتایج بیهوده دردعوایی که بردنش بس نا ممکن می نمود، بیدار شد که دیگر دیر شده بود. او پس ازآن که ازخطرات بلعیده شدن توسط اقتصاد و«ستون پنجم» شوروی آگاه شد و وعدۀ دومیلیارد دالری شاه ایران وچک سفید پادشاه عربستان برایش پیشکش گردید، درآخرین دیدارش با ذوالفقار علی بوتو نخست وزیرپاکستان درباغ شالیمار، به طرح دادوستد معقول رضایت داده بود که با شگردهای گذشته، افغانستان چیزی به دست نخواهد آورد.
مگر طوری که تاریخ نشان داد اشتباه سیاسی کمتراحتمال جبران شدن دارد.
حالا مارگ گروسمن نمایندۀ امریکا دقیقاً همان سخنی را به تیم حاکم درکابل تکرارمی کند که زمانی سفرای امریکا ووزیرخارجه آن کشور به سردارنعیم خان گفته بودند. گروسمن می گوید:

 "موضع کشور ما در این مورد این است که این مرز، مرز بین‌المللی است و من فکر می‌کنم که نظر همه را در این مسئله منطقه‌ای باید در نظر گرفت."
تکرارتاریخ وفرصت های تاریخی به افغانستان این چنین چهره می نمایند. سیاستگران فقط نیاز به خونسردی وخرد سیاسی وهوشمندانه دارند تا درک کنند وضع ازچه قراراست وکشتیی که خودشان سوار هستند ومملکت درآن به سرمی برد، درچه احوال قرار دارد. اگرموضوع این باشد که آقایان هنوز درک نکرده اند که با قطعۀ «سوخته» نمی شود برای پیروزی بازی کرد، همان فاجعه ای که برای داوود خان وکل افغانستان پیش آمد، باردیگر بی هیچ تردیدی حادث خواهد شد. به نظرمی رسد که سرتیم حاکم هنوز پراز باد است. وزارت خارجه به گروسمن چنین پاسخ داد:

 "وضعیت خط دیورند برای مردم افغانستان یک موضوع مهم تاریخی است. دولت افغانستان به همین دلیل هر اظهار نظری در باره وضعیت حقوقی این خط را توسط هرکسی که باشد رد می‌کند و آن را بی‌ربط می‌داند."
با این حال، گزارش های ثقه اما غیررسمی حاکی اند که تیم حاکم اگرمطمئن شود که دربخشی ازقدرت سیاسی درکابل جایگاهی نصیب شود، درمسأله دیورند حاضر به سازش ومعامله است. مشکل تیم این است که امریکا وپاکستان حاضربه دادن امتیاز نیستند.
درزمان حکومت شاهی، همه اموراز یک دست اداره می شد واین چنین موضع گیری، می توانست چند صباحی بازارگرمی ایجاد کند ودوام آورد؛ مگردرشرایط امروز که جامعه وکشورعملاً ازنظرقومی، سیاسی، منافع وخواستهای بلند بالا ومتفاوت کاملاً وضع دگرگونه ای دارد، چنگ زدن چشم بسته به همان شعار های دوره سلطنت وندیدن واقعیات چهاراطراف، درگام نخست بیانگرخبط تاریخی وسیاسی ودروهلۀ آتی، پیش خرید کردن فجایعی است که ممکن است درآینده برزنده گی مردم ما سایه اندازد.
طوری که نگارنده (مأمون) درپنج سال کاردرشعبۀ فارسی بی بی سی درپاکستان دریافتم، رهبران، روشنفکران و بزرگان قبایلی پشتون درقلمرو پاکستان ازهیچ رهگذری، رهبران و«مشران» افغانستان را به اصطلاح «سیال» نمی گیرند. یک سروگردن خود شان را ازنظرفهم، جایگاه اقتصادی ومردمی ومشارکت درامور پاکستان نسبت به هم تباران افغانستانی خویش بلند می دانند. یوسف جمال یک همکارما دربی بی سی می گفت:
مناطق قبایل یک مشت کوه و مثل افغانستان محصور با کوه های برهنه ووحشی است. شما چه دارید که به وسیلۀ آن ما بتوانیم درکنار شما آباد شویم.
این یک استدلال بسیارقوی ومنطقی است. این که کسانی سرپائین می گیرند و به کوه واقعیت ها شانه بند می کنند، مشکل خود شان است. نفیس تکرژورنالیست پشتون تبارزمانی که سخن ازاهل قلم وبزرگان فرهنگی پشتون تبار به میان می آمد، با صراحت می گفت:
بزرگان قلم واهل عرفان وشمشیر پشتون تباران نظیررحمن بابا وخوشحال خان ختک هیچ یک درافغانستان زاده نشده اند همه درخطۀ اصلی واجدادی خود شان یعنی ایالت پشتونخوا زاده شده اند. افغان ها چه حق دارند از سوی خود شان درهرموضوع برای پشتون های «پشتونخوا» خط ونشان می کشند و سرنوشت ترسیم می کنند؟
تیم حاکم درکابل ازین لغزش های تاریخی درشرایط حساس امروز هیچ امتیازی را نمی تواند به دست بیاورد. از یک جانب ادعا می کنند که پاکستان دروزیرستان شمالی وجنوبی مراکزتروریستی را دایرکرده و ازویران کردن افغانستان دست بردار نیست؛ ازسوی دیگر درارتباط به ایالت «پشتونخوا» مانند سلف ناکام خویش ادعای قیمومیت می کند. مقامات اعلام می کنند که لانه های تروریستان درخاک پاکستان متمرکزاند وباید برچیده شوند؛ ولی چون سخن از «دیورند» به میان می آید، فراموش می کنند که ظرف این سال ها، صدها مرتبه از زبان خود ورسماً سند داده اند که پایگاه های تروریستان وخرابکاران در«خاک پاکستان» است که همانا وزیرستان شمالی وجنوبی وتمامی نواحی آنسوی خط دیورند است. 
با این تناقض اگربیش ازین بازی شود، سربازیگران به باد می رود. فاجعه درازمدتش این است که مردم افغانستان تاوان لجاجت های یک گروه عاقبت نیندیش را خواهد داد.