-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ آبان ۲, سه‌شنبه

پیغام حکمتیار برای حل بحران افغانستان

پیغام ذیل را حکمتیار به داکتر غیرت بهیر به عنوان نمایندۀ خاص خود ارسال نموده و از وی خواسته است تا آن را به شخصیت های مؤثر که لیست آن را هم برایش ارسال نموده است، بفرستد. متن پیغام چنین است:

بعد از سلام و تمنیات نیک
شاید شما با من موافق باشید که کشور ما درگیر بحرانی سخت و دشوار است. وضعیت کشور به دهۀ 1370 شباهت دارد، همان زمانی که اتحاد شوروی به مشکلات داخلی مواجه شد، توان برداشت مصارف جنگ را نداشت، واشنگتن از برقراری حکومت اسلامی به دست مجاهدین در هراس بود و سرانجام هر دو توافق نمودند تا قدرت را به یک حکومت ائتلافی مورد قبول هر دو طرف بسپارند. حکومت نجیب از هم پاشیده و دچار اختلافات شدید داخلی گردیده بود. بعضی پرچمی های بیخرد و حریص به این گمان بودند که خواهند توانست از طریق ائتلاف با بعضی از گروه های مجاهدین، قدرت خویش را حفظ نمایند و حتی بعضی ها به این تصور بودند که با کودتا، ببرک را دوباره به قدرت برسانند. او را به مزار شریف نزد جنرال مومن انتقال دادند. همسایه ها مصلحت خود را در جنگ داخلی میان ما جستجو می کردند. آن ها بیشتر از ماسکو و واشنگتن از به میان آمدن یک حکومت قوی اسلامی به دست مجاهدین در هراس بودند.
متأسفانه بعضی ها در دام همین توطئه گیر افتادند و از آنان به حیث هیزم جنگ های داخلی استفاده شد. به جای اینکه با یک طرح معقول برای حل بحران توافق نمایند و قدرت را به یک حکومت موقت منتقل سازند و بعد با تدویر یک انتخابات آزاد و عادلانه در کشور، همین راه را به عنوان راه انتقال قدرت بپذیرند، از راه سازش های مخفی و ناروا و به کمک بیگانگان، سعی در رسیدن به قدرت و ماندن بر اریکۀ قدرت کردند و کشور را به یک فاجعۀ تاریخی رو به رو ساختند.
حالت امروز هم درست شبیه همان زمان است. امریکا و موتلفین آن از جنگ خسته شده اند و بیش از این توان تحمل تلفات جانی و خسارات مالی این جنگ را ندارند. آن ها غیر از خروج از افغانستان راهی ندارند. خیلی از این کشورها به خاطر سماجت واشنگتن به ماندن تا سال 2014 توافق کرده اند، اما زود تر خارج خواهند شد. نه امکان ماندن این نیروها پس از سال 2014 وجود دارد و نه این امکان که هر سال چهار میلیارد دالر به حکومت کابل کمک کنند. آن ها از باقی ماندن حکومت کابل بر مسند قدرت به کلی مأیوس شده اند و بدیلی هم برای آن ندارند.
بعضی از حلقه های قدرتمند در امریکا و بریتانیا تجزیه را راه حل می دانند و بعضی ها می خواهند تا شرایط دهۀ نود میلادی را مجددا بر افغانستان حاکم سازند. راه جنگ داخلی را هموار ساخته ایران، پاکستان، هند و روسیه را در این جنگ شامل نمایند. بعضی از حلقه های داخلی هم از همین اکنون آمادگی می گیرند که همان کاری را بکنند که در گذشته کرده بودند و متأسفانه از تجربۀ گذشته درس نیاموخته اند. حقیقت اینست که دولت از هم پاشیده، دولتمردان حیثیت و اعتبار خود را از دست داده اند و درگیر اختلافات شدید داخلی اند. آن ها ناامید و پریشان اند، نیروهای خارجی شکست خورده اند، حالات هر روز بدتر می شود و شاید تا سال 2014 شاهد وقایعی باشیم که هیچکس انتظار آن را ندارد.
با توجه به چنین حالت حساس، برای شما و سایر شخصیت های کشور که به ملت دلسوزی دارید، مسایل را مسؤولانه بررسی می کنید و راه های بیرون رفت از بحران را جستجو می کنید و می خواهید در این رابطه نقش مؤثر داشته باشید، چند گفتنی دارم. به عرایض من فقط به عنوان یک رأی توجه نمایید.
•    بیایید برای بحران کشور در جستجوی راه داخلی باشیم و بدون وساطت و وصایت خارجی ها، از راه تفاهم بین الافغانی این بحران را حل کنیم.
•    همۀ ما باید این حقیقت مسلم را بپذیریم که حضور نیروهای خارجی به غیر از دوام جنگ معنی و نتیجۀ دیگری ندارد. بقای این نیروها نه ممکن است و نه افغانها به آن راضی خواهند شد و نه مشکلی از مشکلات ما را حل خواهد کرد. اگر کسی با لجاجت بخواهد در افغانستان باقی بماند، تأثیر آن این خواهد بود که جنگ برای مدت دیگر هم ادامه خواهد یافت، اما به نظر می رسد که بسیاری از این نیروها پیش از سال 2014 از کشور خارج خواهند شد. نا افغانهایی که بر ماندن نیروهای خارجی و ادامه جنگ تأکید دارند، باید بدانند که این موقف ذلت بار آنان به جز ذلت چیزی برای آنان به ارمغان نخواهد آورد. خروج یا دوام حضور این نیروها به خواست اینها نیست، اینها به خاطر حرص استعماری به اینجا آمده اند و مقاومت مجاهدین آنها را به خروج وادار خواهد ساخت.
•    شخص باید بسیار نادان و ساده باشد که گمان کند پس از خروج نیروهای خارجی این نظام دوام نماید. کشورهای غربی درگیر بحران خطرناک اقتصادی، دالر به این دولت بدهند. این طمع خام را کسانی در سر می پرورند که حضور نیروهای غربی دامن آنها را پر از سیم و زر ساخته است!
•    باید به این مسئله توافق نماییم که نیروهای خارجی تا سال 2014 به صورت کامل افغانستان را ترک گویند.
•    نیروهای امنیتی به حالت و ترکیب فعلی باقی بمانند. برای اردو، پولیس و امنیت ملی باید شورای رهبری مقتدری به میان آید که این نیروها را ماهیت ملی بدهد و به خاطر منافع قوم یا سمت خاص از آن استفاده صورت نگیرد و به صورت کامل تحت اداره و کنترول دولت باشد. در شورای رهبری آن کسی شامل نباشد که به نفع یک گروه علیه دیگری جنگیده باشد. تناسب قومی در آن رعایت گردد و آن افراد از موقعیت های حساس برکنار گردند که در جنگ هم با روسها همکاری کردند و هم با ناتو و اکنون نیز دوام حضور نیروهای ناتو را خواستار اند.
•    جنگ باید در سراسر کشور خاتمه یابد و اگر کسی بخواهد با تحریک خارجیان به جنگ ادامه بدهد، باید همه به صورت متحد کوشش کنند تا او را قانع بسازند که از جنگ دست بکشد، اما اگر قانع نشد، باید از طریق قیام ملی و محلی این مشکل حل گردد. این یک حقیقت است که هیچکس قادر به ایستادن در برابر ملت نیست. اگر ملت از نظام سیاسی حاکم بر کشور مطمئن باشد، در آن صورت با دخالت خود و بدون کمک خارجی، امنیت را در کشور برقرار نموده می تواند.
•    در حکومت تغییراتی رونما گردد که مورد قبول همه قرار گیرد. حاکمیت دولت باید بر سراسر کشور تأمین گردد، در هیچ ولایت حاکمیت شخصی، غیر دولتی و حزبی نباشد. در هیچ ولایت والی، فرمانده پولیس و رییس امنیت ملی از مردم خود آن ولایت نباشد.
•    در شش ماه اول سال 2014 انتخابات عادلانه و شفاف صورت گیرد. این انتخابات باید برای ریاست جمهوری، شورای ملی و شوراهای ولایتی در یک وقت و به صورت همزمان و بر بنیاد نماینده گی متناسب باید صورت گیرد. رأی باید به احزاب و لیست کاندیداهای آنان و برنامۀ اعلام شده از جانب آنان داده شود، طریقۀ فعلی انتخابات غلط، چالش برانگیز، غیرعادلانه و نامعقول است، نه با شرایط افغانستان مطابقت دارد و نه ما توان پرداخت مصارف کمرشکن آنرا داریم.
•    به میان آمدن دو یا سه حزب ملت شمول را به عنوان هدف در نظر بگیریم. تعدد احزاب و به خصوص احزاب کوچک که بر بنیاد تمایلات قومی و محلی به میان آمده اند، تشتت و تشنج به میان می آورد. احزاب باید با هم یکجا شوند و یک حزب بزرگ و مقتدر را به میان آورند و یا در مجموعۀ انتخاباتی متحد با هم یکجا شوند و یا با یک حزب بزرگ ملت شمول مدغم گردند.
•    نخستین حکومت انتخابی یک حکومت ائتلافی خواهد بود که در آن سهم هر گروه به تناسب آرای آنان خواهد بود، اما در انتخابات های بعدی، احزابی به عنوان حزب مستقل حق شرکت در انتخابات را نداشته باشند که کمتر از ده درصد آرا را بدست آورده باشند و حکومت ائتلافی در آن شرط نباشد.
•    هر افغان باید مکلف شود که برای یک سال در اردو خدمت نماید و اردو باید از این طریق از نظر نیروی انسانی اکمال شود. ما نه آنقدر امکانات داریم که سه صد و پنجاه هزار سرباز اجیر را معاش بدهیم و نه این کار برای کشور یک سیستم مفید خواهد بود. دشمنان به این دلیل چنین اردو را برای ما می پسندند که می خواهند که هم اکمال اردوی افغان در اختیار آنان باشد و هم سوق و ادارۀ آن. و آن را به خواست خود به جنگ وادارند. آیا عجیب نیست که شاهزادۀ بریتانیا برای جنگ به افغانستان فرستاده می شود، اما همین بریتانیا برای ما اردوی اجیر را می پسندد و توصیه می کند!
•    مصارفی را که ما بر یک اردوی اجیر می نماییم باید در بازسازی کشور، ساختن بند و انهار، تحت کشت آوردن اراضی بایر و استخراج معادن به مصرف برسد و برای مردم کارهای مثمر تولیدی خلق نماییم.
•    باید رسانه های صوتی و تصویری، شبکه های مخابراتی، شهرک های شخصی، زندان های شخصی، لشکرهای مسلح شخصی، شرکت های امنیتی خصوصی، NGO ها و کارها و تشبثاتی از این قبیل باید به صورت کامل به دولت مربوط گردد.
•    در تمام مؤسسات تعلیمی باید نصاب تعلیمی واحد وضع شده از جانب دولت پیاده گردد. به هیچ کشور اجازۀ مداخله در امور داخلی افغانستان داده نشود تا در کشور ادرات مستقل و رسانه های مزدور داشته باشد و خلاف دین ، مذهب، فرهنگ و منافع ملت تبلیغات نمایند، تعصب قومی و زبانی را دامن بزنند اقوام را باهم به جنگ وادار نمایند.
در خاتمه شما را به خداوند بزرگ می سپارم
با احترام
حکمتیار
خبرگزاری بست باستان