------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۱ مهر ۱۱, سه‌شنبه

پیشنهاد؛ اعلام جنگ یا تحویل دهی قدرت به ملل متحد

امریکا ازتحویل دهی قدرت به سازمان ملل متحد بی درنگ استقبال خواهد کرد وپروژۀ تغییر ازطریق طالبان متحول خواهد شد.




شماری از ناظران مستقل، فعالان نهاد های مدنی وروشنفکری در گفت وگو با «تحلیل وخبر» نسبت به قدرت نمایی های لفظی وزرای دفاع وداخله وهمچنین سخن گفتن والی ننگرهاراز«حمله» برضد پاکستان اظهار تردید می کنند.  اکنون نگرانی ازوضعیت جاری فزونی یافته است وبیم آن وجود دارد که دست آورد های نیم بند یازده ساله درکشور نیز، قربانی یک توطئۀ جدید منطقه ای شود. وضع طوری است که همه چیز ازداخل درحال فروریزی است. بررسی وضعیت وپیشنهاد مشخص به حکومت افغانستان بدین شرح مطرح می شود:
یک: ارکان رهبری دولت اطلاعات کافی دراختیار ندارند که گهوارۀ بحران مرزی آیا تنها با دستان پاکستان جنبانیده می شود یا آن که انگلیس وامریکا درعقب ماجرا فعال اند؟! استمرارمزمن راکت پراکنی وفشاردسته های مسلح چند ملیتی درشرق نشان می دهد که یک طرح جدید درحال اجرا است که هدفش، تضعیف گام به گام دولت کابل است که خود به خود زمینگیرشود.
دوم: همزمان با گشایش مسیرتدارکاتی پاکستان به روی کاروان های ناتو، رابطه امریکا وپاکستان گرم تر ومشمول برنامه های مشترک درامور افغانستان شده است وانگلیس، هدایتگری پروژۀ پس از 2014 وحتی قبل ازآن را برعهده دارد. محور پاکستان با شرکای غربی، این بار با قطعۀ طالبان جدی تر بازی می کنند تا دربرابر بن بست موجود درافغانستان، برنده شوند. تصمیم برای کنارزدن دولت کنونی وراهگشایی برای یک تیم جدید طرفدارغرب قطعی است.
سوم: تهدید های لفظی وزیردفاع وداخله درمقابله با تداوم فشار ها ازپاکستان، علاوه برآن که ازنظرعملی، اعتبار چندانی ندارد، ظاهراً ناقض تلاش های کابل برای جلب رضایت پاکستان است. این هم ممکن است که ابرازآماده گی افغانستان برای دفاع احتمالی دربرابر راکت زنی های پاکستان، درذات خود رزمایشی باشد تا افغانستان درمذاکرات سری با پاکستان وانگلیس که ازنیویورک شروع شده و درمنطقه ادامه خواهد یافت، دست خالی جلوه نکند. ورنه، نهاد های دفاعی افغانستان هنوز توان عقب راندن طالبان ازاطراف کابل را ندارند.
چهارم: ارکان دولت مطمین نیستند که آیا نیروهای ناتو درصورت حمله متقابل ارتش افغانستان برخطوط نیروهای پاکستان شرکت خواهند جست و یا خیر؟ اساسی ترین بحرانی که سرنوشت حکومت کابل را رقم می زند، ابهام وتردید درموضع گیری نیروهای ناتو است. ازیک رهگذر، فعل وانفعالات نیروهای خارجی، متأثر از فضای تیرۀ رابطه میان کابل وواشنگتن است. کابل قطعی نتیجه گرفته است که امریکا سلسله جنبان پروژه ای است که هدفش از نفس انداختن تیم حاکم درکابل (دیریا زود) است. مشارکت امریکا وپاکستان دردورجدید، یک نوع صیغۀ سیاسی نیست، بل، ادامۀ همان ازدواج استراتیژیک است.
پنجم: ارتش ونهاد های پلیس وامنیت ملی افغانستان با جنگ ابزارهای ضعیف توان پاسخدهی به ضربات آتشی پاکستان را ندارند. قوای هوایی وجود ندارد وبنا به گفته والی کنر، نیروهای وطنی حتی اسلحه ای را که گلوله اش تا خطوط جنگی نیروهای پاکستان برسد، دراختیار ندارد. ایجاد دیوارگوشتی دربرابرتسلیحات قوی آتشی پاکستان وطالبان نیز درصلاحیت تیم حاکم نیست. انگیزۀ نهاد های امنیتی نیز «گدوود» است. تأمینات اساسی نیز دراختیار ناتو وامریکاست. بنا برین، ارتش اگر برای یک هفته بدون اکمالات قوی وعاجل به حال خود رها شود، خود به خود میدان را رها می کند. پس ریشه تهدید های وزرای دفاع وداخله درچیست؟ این تهدید های بی ریشه، جزاین که خود مقامات را بترساند، جانب مقابل را که طالبان را به حیث پیشمرگ نقد دراختیار خود دارد، نگران نمی سازد.
ششم: دولت و«تنظیم ها» ی شامل قدرت تنها وریانتی که دراختیار دارند، استفاده از ظرفیت خوابیده وپراکندۀ نیروهای «مقاومت» است که آن هم طی یازده سال خود به خود، یا متلاشی شده یا انرژی خود را برای انجام اموراتی غیرجنگی از دست داده است. دولت درصورت نیاز می تواند انبارهای تسلیحات را به روی داوطلبان جنگ بگشاید و تمام جنگ ابزارهای سبک وسنگین را که براساس برنامه های خلع سلاح ودایاگ از گروه های «مجاهدین» جمع آوری کرده بود، برای آنان بازپس دهد. اما این تدابیرحلال مشکل نخواهد بود. سلاح مجاهدین کهنه وتا حد زیادی ترمیم طلب وهزینه بردار است. قوماندانان زبده، به راه های دیگری رفته اند ویا سال زده وناراض اند واگر با اصرار وابرام وارد میدان شوند، از داشتن روحیه وانگیزۀ قبلی خالی اند. افغان ها به سرداران خوش نام نیاز دارند نه آنانی که در دزدی ومعامله گری رکورد زده اند.
هفتم: راه دیگر این است که دولت لویۀ جرگه سراسری علمای مذهبی را برگزارکند تا برای شروع کارزار جدید فتوای آتشین صادر کنند. این فرصت نیز تقریباً از دست رفته است. دولت ساختۀ امریکا وانگلیس، یازده سال تمام ثابت کرده است که از منظر تولید انگیزه و روی صحنه آوردن فداییان جهادی وملی دستش خالی است و تا امروز علمای دولتی هیچ فتوایی فعال وجدی برضد طالبان وپاکستان صادرنکرده اند؛ برعکس، مدیران مذهبی پاکستان، رهبران طالب سازان درسراسر آن کشور، منادیان جهاد وجنگ درافغانستان بوده اند.
هشتم: هدف امریکا، طالب وپاکستان، خلع رهبران سیاسی ونظامی «تنظیم ها» از مسند قدرت درکابل ونجات «انتخابات ریاست جمهوری» به نفع یک کاندیدای طرفدارغرب است. اطلاعات دقیق این مسأله ازسوی ایران به طورمشرح ومبسوط همه روزه دراختیار سردمداران قدرت درکابل قرار داده می شود. رهبران محافظه کاربرای آن که مفت وارزان به دام نیفتند و به دادگاه های نوع صدام وحسنی مبارک ومیلاسوویچ کشانیده نشوند، آخرین فرصت را برای آخرین پیکار دراختیار دارند. آن ها می توانند همین حالا جنگ را به پاکستان بکشانندوبا بهره گیری ازحمایت عظیم تسلیحاتی ومالی ایران، جنگ علنی علیه ناتو را به راه اندازند. این فرصت با توجه به شتاب گیری زلزله های اقتصادی روزمره درایران نیز درحال از دست رفتن است. با آن هم فرار به سوی جنگ پیش هنگام، می تواند فرصت های تازه ای را برای آنان فراهم آورد.
نهم: فرصت جالب دیگرنیز دراختیار تیم حاکم برکابل است که می تواند راه گشا برای صلح وجلوگیر از شروع مجدد جنگ های مرگبار باشد. تیم حاکم اگرجسارت تاریخی ازخود ظاهرسازد، می تواند مردم افغانستان، منطقه ومتحدان بین المللی افغانستان را با یک ابتکار تاریخی ومثبت غافلگیرکند. رئیس جمهورکرزی، مارشال فهیم واستاد خلیلی برای گریزازخرابی های مدهش دیگر، حاضرشوند قدرت سیاسی را تا رسیدن موعد انتخابات ریاست جمهوری، به طورامانت وسربسته به سازمان ملل متحد تحویل دهند وموضع شان را با صراحت به مردم وجهانیان اعلام کنند. این ابتکارتاریخی لااقل سبب خواهد شد که سرمایه گذاری روی شاخۀ نظامی طالبان را متوقف کند. این ابتکار می تواند برنامۀ سری تغییرقهری نظام درافغانستان را به سوی یک سیاست مدنی وراهگشا رهنمون شود.
دهم: اوضاع درمنطقه از سوریه تا تهران با شتاب درحال تحول است. شکستن سد سوریه سرعت حوادث درمحور اطراف افغانستان بیشتراز قبل تسریع می کند وبرای فکرکردن وامتیازدادن ها دردقیقۀ نود رویداد های سرنوشت ساز، زمان باقی نمی ماند. دگردیسی ها درمنطقه ودرافغانستان تا رسیدن موعد انتخابات ریاست جمهوری تقریباً مسیرموازی خواهد داشت. آخرین گزینه ها برای تیم محافظه کار حاکم که درتمامی عرصه ها شکست خورده است، یکی اعلام جنگ پیش هنگام با پاکستان وامریکا است ودیگر، تبارزیک خونسردی واقعیت گرایانه ای که براساس آن رسماً اعلام کنند که قدرت را به سازمان ملل متحد تحویل می دهند.