-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ آذر ۲, پنجشنبه

اعدام وانتخابات


برگ دیگری از روایت فریب


چه پیش آمد که حکومت افغانستان چهارده تن را به جوخه اعدام سپرد؛ درحالی که صف جنایت کارانی که خشم و نامروتی از دماغ های شان جاری است و برخلق الله بسیار جفا وتعرض کرده اند، بس طویل است وکسی مزاحم آنان نمی شود؟
  لگد به معلول می زنند تا علت نا پیدا بماند. ظلم وتعدی وتجاوز درقلمرو حاکمیت به حد سرسام آوری افزایش یافته و مردم تشنه دادخواهی اند. تجاوز، دزدی، قتل، شکنجه، آدم ربایی وکودک آزاری مردم را به فغان رسانده است. حال حکومت دو امتیاز را درنظر دارد:
 نخست، هرناسازگاری واختلاف درین باره بین متحدان غربی وتیم حاکم کشیده گی به وجود بیاید، تیم حکومت آن را به سود خود می داند.  چون مردم عذاب دیده اند وبرای یک اقدام حتی به ظاهر دادخواهانه ونمادین تشنه اند وازآن حمایت می کنند. کسی دربند این نیست که اساساً چه گروه ها و چه کسانی سبب شده اند که یک فضای جنایتکار پرور، خود سری و قانون گریزی ومعافیت به وجود بیاید؟ اما نگاه مردم نافذ تر از حکام است. حال حساب کرده اند که برسبیل لقمه دم دستی برای جلب افکار عمومی، اعدام چند جنایتکار بی واسطه و معمولی ( نه بستگان مقامات وقوماندان ها) را نذر بدهند تا جنایتکاران و دانه درشت های اوریجینل عرصۀ دزدی، قتل، آدم ربایی وتجاوز باز هم لباس معافیت در بر کنند.
هیچ کسی از آن خانم عضو مجلس سنا بازخواست نکرد که چه گونه گروه آدم کشان وآدم ربا ها را رهبری می کرد و برادرش را دررأس کار قرارداده بود. او گزینۀ فلان «جلالتمآب» است و دست کسی به او نمی رسد. قوماندان پلیس بسته بسته اسناد می اندازد، مگر کسی گل به سویش پرتاب نمی کند.
محاسبه دوم تیم حاکم این است؛ درین شرایط حساس که مردم ازهرجهت به هراس ووحشت افتاده اند، هرچه متحدان غربی فریاد بزنند که سیستم قضایی افغانستان دردست فساد کاران است ونباید این اعدام ها بدون شفافیت عملی شود، وابتداء هیأت حاکمه به مردم پاسخده ومسئول باشد، مردم اعتنایی به نگاه غربی ها نمی کنند؛ چون درد دیده اند، به آدرس نهاد های حقوق بشری و اتحادیه اروپا تره هم خورد نمی کنند. اشتباه قطعی تیم حاکم این است که فکر می کند مردم ظاهر قضیه را می بینند و به حکومت آفرین می گویند که مشت نمونه خروار، چهارده جانی هراس افگن را به چوبه دار داده است. خیال می کنند درین قضیه هراندازه نهاد های مدافع حقوق بشری اعلامیه انتشار دهند، تنها فایده اش عاید حکومت می شود که چشم به انتخابات آینده دوخته است وفکرمی کند که زمان مناسبی را برای تسخیر افکار عمومی برگزیده است.
تیم حاکم گمان می برد که هیچ کس سوال نمی کند که دریازده سال که یک نسل کامل جنایتکاران رسمی وغیر رسمی از برکت انارشیزم دولتی، باند بازی مافیایی وگروهی پروریده شده، چرا کسی به دار آویخته نشد که حالا دست به این اقدام زده اند؟
صدها تروریست وخونخوار درمیدان های عملیات به همت جوانان اردوی ملی، پلیس وامنیت ملی ( به بهای خون ومعلولیت بسیار) به دام افتادند اما خاموشانه به نام آن که از زندان «فرارکردند.» به قول ذبیح الله مجاهد، سالم وزنده به «پایگاه های مجاهدین» برگشتند. تیم حاکم بی هوده گمان می برد که شعور جامعه خوابیده ومی توان به چشمشان خاک زد. بیهوده گمان می برند که با اعدام چند جنایتکار صف اول که دستورپذیر کلان ترهای خویش درحکومت بوده اند، می توان گلیم مسایل جمع کرد تا هیچ کسی رد پای عاملان اصلی را پیدا نکند. دوسیه های مرگ، دزدی وجنایت های بزرگ درسارنوالی زندانی است وعاملان در کابینه وپلیس وارگ وولایات جولان می دهند، مگرهیچ کسی درین باره خبری نمی دهد و با اعدام چند مهرۀ معمولی درصدد انحراف توجه خلق اند.