-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ آذر ۶, دوشنبه

از من بیزار شدند. تنها ماندم

 این ملت تشنۀ عدالت است.

خبرنگار رادیو آزادی رحمت الله رها با یک تن از معیوبین در فاریاب مصاحبه یی را انجام داده و از قصه تلخ زندگی او گزارش مفصلی را تهیه نموده است:

نظر محمد یک تن از معیوبین باشنده ولایت فاریاب قصه تلخ ازدست دادن پای خود را اینگونه بیان می دارد:
« وظیفه ما در تاشقرغان بود و قرارگاه ماهم در تنگی تاشقرغان موقعیت داشت. یک روز فکرم درست کار نمی کرد به طرف تپه یی نا خود آگاه حرکت کردم و بالای تپه در حال دور زدن بودم که ناگهان ماین انفجار کرد و مرا زخمی کرد. سربازان دیگر ازین واقعه خبر شدند و نزدم آمدند و مرا از تپه پایین کردند و در شفاخانه دوصد بستر مزار جهت تداوی انتقالم دادند. درین شفاخانه دو بار تحت عمل جراحی قرار گرفتم، وقتی که به هوش آمدم دیدم که تنها هستم و کسی هم در نزدیکی ها دیده نمی شود. در شفاخانه اکثراً مصارفات تداوی ام را خودم تهیه می کردم. و مشکلات خود را به تنهایی خودم حل می کردم. به همه حال نبود یک پا برایم خیلی درد آور است. »

او دو بار تحت عملیات جراحی قرار می گیرد و سپس بار سوم، بازهم جهت عمل جراحی از ناحیه پا در شفاخانه ملکی میمنه مراجعه می نماید و در جریان تداوی دوامدارهمه دار و ندار خود را از دست می دهد:
« دفعه سوم بازهم در شفاخانه شهر میمنه عملیات شدم. مطلب اینکه به مشکلات زیاد مواجه هستم. در جریان تداوی، ضعف اقتصاد مشکلی دیگری بود که مجبور شدم تا ملک و زمین خود را بفروشم و به تداوی خویش مصرف کنم. »

وی در کنار آنکه یک عضو مهم بدنش را در انفجار ماین از دست داده است، شش عضو خانوده او نیز در جریان جنگ ها کشته شده و در حال حاضر تنها در شهر مزارشریف زندگی می نماید:
« از خانواده من کسی نمانده است. پدر، مادر، برادر، خواهر یعنی شش نفر از اعضای فامیلم را خودم به خاک سپردم و فعلاً تنها خودم باقی مانده ام. من در ایستگاه اول دشت شور مزارشریف زندگی می کنم و در آنجا دوکان دارم. »

نظر محمد می گوید، قبل از آنکه قربانی انفجار ماین شود، زندگی او از هر لحاظ خوب بوده اما پس از این حادثه انبوه مشکلات به سراغ او می آید:
« زندگی من در گذشته که مرحوم پدرم زنده بود و مادرم حیات داشتند، بسیار خوب بود و تا روزی که پدر و مادرم زنده بودند خوب بود و پس از آنها هم خوب بود اما زمانی که پای خود را از دست دادم اقتصادم ضعیف شد و در نتیجه درد و مصیبت های زیادی را متقبل شدم. روزی که پای خود را از دست دادم همه از من بیزار شدند و من تنها ماندم. »

او در مورد زندگی شخصی اش گفت:
« شما عروسی کردید؟ نخیر. کار و بار تان چیست ؟ کار من نو دوزی و کهنه دوزی است. ازین طریق نان و مصارفات خود را به دست می آورم. و به خاطری که به کسی احتیاج نشده باشم من این کسب را انتخاب نموده ام. شما در آینده ها تصمیم ندارید که ازدواج کنید؟. بلی تصمیم دارم اما اقتصاد ضعیف است. نمی توانم که مصارفات عروسی را تهیه نمایم و این از امکانات من خارج است. »

نظر محمد می گوید، او هرچند یک پای خود را در انفجار ماین از دست داده است اما همت و توانایی خود را از دست نداده و زندگی خود را با کار و غریبی توام با افتخار سپری می نماید:
« وقتی که صبح وقت می خیزم نمازم را می خوانم بعداً چای صبح را می خورم و بعد به طرف دوکان خود حرکت می نمایم و تا ساعت شش شام به دوکان خود می باشم و شب دوباره به اتاق خود بر می گردم. دیگ و کاسه، کالا شویی، پاکاری ها همه همه به دوش خودم است و هیچ کسی به این چیزها برایم همکار نیست. همیشه در تلاش هستم که مشکل خود را باید خود حل نمایم. »

اوهمچنان می گوید، تا حال هیچ کسی به او کمک یا همکاری نه نموده است:
« نه قطعه مربوطم به من کمک کرده و نه هم دفتری یا موسسه یی چه در مزار و چه هم در میمنه. خودم باشنده شهر میمنه هستم و فعلاٌ در شهر مزارشریف زندگی می نمیایم. »

نظر محمد از دولت می خواهد که زمینه کار و مصروفیت را برای معیوبین و معلولین مساعد کند تا آن ها بتوانند با استفاده از زمینه های کاری یک لقمه نان حلال را به دست بی آورند:
« گفتنی من این است که با معیوبین کمک صورت گیرد. زمینه کار باید مساعد ساخته شود. وقتیکه معیوبین و معلولین صاحب کسب و کار شوند از نیازمندی ها نجات پیدا می کنند. چنانچه بسیاری از معیوبین دیده می شوند که آنها احتیاج و محتاج هستند و از مجبوریت دست به گدایی می زنند از دولت و سایر موسسات تقاضا می نمایم که برای همچو افراد زمینه های کاری را مهیا سازد. »

نظر محمد تنها فردی نیست که از اثر انفجارماین معیوب شده باشد، بلکه صدها جوان دیگر نیز در سایر نقاط کشور منجمله فاریاب دیده می شود که یک عضو مهم بدن خود را از دست داده و به سرنوشت سیاه معیوبیت و معلولیت دچار می باشند. به گفته مقامات محلی فاریاب مجودیت ماین بیشتر در ولسوالی های المار، قیصار، غورماچ و پشتونکوت فاریاب هنوز جان هزاران انسان را به خطر جدی مرگ مواجه ساخته است. و مسوولان می کوشند تا با کشف و خنثی ساختن ماین ها، جان انسانهای بی گناه را نجات بخشند.