-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ آذر ۵, یکشنبه

وصیت نامۀ مرحوم عبدالمجید زابلی


وصیت نامۀ ذیل از طرف یکی از شخصیت های معتمد زابلی به عبدالرحمن احمد هوتک معین وزرات اطلاعات و فرهنگ طالبان سپرده شده بود.


عبدالمجید زابلی سابق وزیر اقتصاد افغانستان، از جملۀ شخصیت های تاثیرگذار بخصوص در نیمۀ اول قرن بیستم کشور ماست. او بنیانگذار بسیاری از نهاد های اقتصادی از جمله سیستم بانکداری در افغانستان است.
زابلی بعد از آن مورد خشم دربار قرار گرفت، از افغانستان خارج شد و از آن ببعد در امریکا زندگی می کرد. او در 1998 میلادی در امریکا چشم از جهان فروبست.
 از زابلی ثروت هنگفتی هم در افغانستان و هم در خارج از افغانستان باقی مانده است که طبق وصیت وی، بخشی از این دارائی ها باید به دولت افغانستان تعلق گیرد.
مدتی قبل رئیس کمسیون مبارزه با فساد اداری، محمد اسماعیل خان وزیر آب و برق را متهم کرد که زمین های زابلی در هرات را غصب نموده است. اما باید گفت که اگر دولت افغانستان دست به اقدام نزند، دارائی های این شخص دوستدار کشور، در سایر ولایات و همچنان در خارج از کشور، همه به تاراج خواهد رفت. زابلی در ولایات مختلف افغانستان هزاران جریب زمین داشت که اکنون توسط زورمندان غصب شده است.
در دوران حاکمیت طالبان، زمانیکه یک هیئت طالبان به امریکا رفته بود، وصیت نامۀ ذیل از طرف یکی از شخصیت های معتمد زابلی به عبدالرحمن احمد هوتک معین وزرات اطلاعات و فرهنگ طالبان سپرده شد. لازم است تا حکومت افغانستان طبق مفاد این وصیت نامه در جهت بجا آوردن وصیت آن مرحوم اقدام نماید.
وصیت نامۀ اینجانب عبدالمجید زابلی
فصل اول
-1-
بعد از فوت من تمام دارائی من در هر کشوری که داشته باشم باقی می ماند، جمع گردیده و در یکی از بانک های امریکا که در وقت حیات خود با آن موافقه و قرارداد می کنم به یک حساب ترست فند «Trust Fund» باید امانت گذاشته شود. ادارۀ این ترست فند «وجوه امانی» از عایدات آن مطابق این وصیت نامه باید صورت گیرد.
-2-
اداره و سرمایه گذاری این ترست فند و مراقبت از دارائی آن از طرف اشخاصی باید انجام یابد که در این وصیت نامه تعیین گردیده اند و نسل به نسل تشخیص شده اند.
-3-
عبدالرحیم مجید پسر من و خدیجه دختر من حقوق اخذ میراث از دارائی مرا ندارند و به آنها هیچگونه تادیات ویا مداخله در امور ترست فند که قرار وصیت نامه تشکیل می گردد، داده نمی شود.
-4-
سرمایۀ ترست فند که در مادۀ اول ذکر گردیده و در یک بانک تمرکز می یابد در راه خرید سهام و اسناد قرضه دولت امریکا به مقصد انکشاف ترست فند و تامین دارائی آن بکار انداخته شود. فیصلۀ این سرمایه گذاری از طرف اعضای ترست فند به اکثریت آراء قابل اجر می باشد.
-5-
از مفاد سرمایه گذاری ترست فند هرچه در آخر سال جمع می گردد، پانزده فیصد از مجموع عایدات سالانه در خود بانک به اصل سرمایۀ ترست فند افزوده گردد تا سرمایۀ آن تقویه شود. باقی مانده هشتاد و پنج فیصد مفاد خالص سالانه ترست فند مطابق تفصیلات آتی در این وصیت نامه به اشخاصی که در اینجا ذکر گردیده، ماهوار به ترتیبی که توضیح گردیده، باید تادیه شود.
الف: اولتر باید کمیشن سرمایه گذاری به بانکی که سرمایۀ ترست فند در آن تمرکز می یابد پرداخته شود.
ب: اگر خانم من املیا بعد از فوت من حیات داشته باشد، برایش در تمام دورۀ حیات هرماه سه هزار وپنجصد دالر نقد تادیه گردد. علاوه بر آن همه ساله محصول بلدیۀ خانۀ نشیمن او در «نهنت» و بیمۀ خانۀ مذکور طور مسلسل از ترست فند اینجانب برایش تادیه گردد.
توضیح:
  1. این تادیات به خانم من مشروط به اینست که وصیت نامه ای که او در موضوع دارائی خود امضا کرده و ضمیمۀ این وصیت نامه می باشد در دورۀ حیات خود یا توسط وصیت نامۀ دیگر بعد از حیات من فسخ نکرده باشد و به همین حال باقی بگذارد.
  2. اگر خانم من وصیت نامۀ خود را فسخ کند، باید هرچه پولی که مطابق فقرۀ (ب) مادۀ (5) این فصل گرفته باشد واپس نقدا به ترست فند تادیه بدارد.
  3. تمام مفروشات خانۀ نهنت، فرنیچر، سامان نقره ای، مجسمه ها، وعکس های رسامی قرن های گذشته که جزو آن ضمیمۀ این وصیت نامه می باشد و تمام این لوازم را از دارائی خود خریداری کرده بودم، بعد از فوت خانم من تحت نظر آقای داکتر بشیر ذکریا و آقای عارف غوثی و حمید مجید و نمایندۀ بانکی که ترست فند درآن تمرکز دارد ذریعۀ موسسه ای که چنین اموال را در لیلام به فروش می رساند فروخته شود و حاصل فروش آن به حساب ترست فند اینجانب تادیه و ضمیمۀ سرمایۀ آن گردد. به همین قرار بعد از فوت خانم من، خانۀ نهنت نشیمن هردوی ما همرای جواهرات خانم من که جزو آن ضمیمۀ این وصیت نامه می باشد، باید تحت نظر اعضای ترست فند و بانک به فروش رسیده و مبالغی که از فروش آن حاصل می گردد به سرمایۀ ترست فند ضمیمه گردد. به همین ترتیب سه هزار سهم IBM که نزد سیتی بانک نیویارک دارد به سرمایۀ ترست فند اینجانب (بعد از فوت خودش) افزوده گردد.
  4. هرگاه خانم من وصیت نامۀ خود را فسخ کرده و میراث خود را به سه نفر اولاد خود یعنی حمید، هادی و حکیم مجید تقسیم نماید در اینصورت باید معاش سه پسر من (حمید، هادی و حکیم) که قرار این وصیت نامه تادیه می شود باید به نصف مبلغ معینه تقلیل و تحدید گردد. ولی معاش نواسه های من که بعد از فوت این سه نفر به ادارۀ ترست فند انتخاب می شوند مطابق مبلغی که در این وصیت نامه تذکار یافته طور مکمل تادیه گردد و تا وقتیکه افغانستان آزاد نگردیده قابل تادیه می باشد.
فصل دوم
-1-
ادارۀ دارانی هائی که از من باقی می ماند و طبق این وصیت نامه باید دریک بانک تمرکز بیابد از طرف اشخاصی که در مادۀ دوم تا چهارم این فصل نام برده شده باید صورت بگیرد. همچنان تادیاتی که در این وصیت نامه تعیین گردیده و امور سرمایه گذاری ترست فند نیز توسط آنها انجام یابد.
-2-
حمید مجید و هادی مجید و محمد حکیم مجید باید هرسه نفرمتفقا اداره و نظارت ترست فند اینجانب را در دورۀ حیات خود با دونفری که در مادۀ سوم و چهارم این فصل تذکر یافته و با بانکی که سرمایۀ این ترست فند در آن تمرکز می یابد بعهده بگیرد.
-3-
آقای محمد عارف غوثی به معیت اعضائی که در مادۀ دوم این فصل تذکار یافته بحیث عضور درادارۀ این ترست فند و بررسی سرمایه گذاری آن و کنترول بیلانس و محاسبات عایدات و مصارف آن همکاری نماید.
-4-
همچنان آقای داکتر بشیر ذکریا تا وقتیکه حیات دارند در آخر هرسال یک مرتبه وقتیکه بیلانس این ترست فند ساخته می شود با اعضای متذکرۀ مادۀ دوم و سوم در بانکی که ترست فند تمرکز می یابد در کنترول بیلانس و محاسبات و مصارف ترست فند سهم گرفته و بررسی نمایند که تادیات از ترست فند و مصارف آن مطابق مقررات این وصیت خط باشد. بعد از فوت خودشان پسر شان جمال الدین این وظیفه را بدوش گرفته و بعد از او نواسۀ شان که از طرف پسر شان انتخاب می شود در ادارۀ ترست فند هذا تا وقت آزادی کامل افغانستان نسل به نسل سهم بگیرند.
-5-
هروقت یک نفر از اعضای سه گانۀ اداره کننده های ترست فند از فامیل اینجانب فوت می کند، عوض آن توری مجید نواسۀ من پسر حمید مجید به عضویت ترست فند باید انتخاب گردد. به همین قرار بعد از فوت حکیم مجید و توری مجید از پسران خود یک نفر را معرفی کنند ویا ذریعۀ وصیت نامۀ خودشان از پسران خود عوض خود را باید انتخاب بدارند که در ادارۀ ترست فند مطابق این وصیت نامه سهم بگیرند. به همین ترتیب نسل به نسل از پسران خود را به عوض خود تعیین بدارند. بعد از فوت حمید مجید و هادی مجید اگر پسر دوم حمید مجید دارای پسری باشد، قرار معرفی خود شان پسر خود را به عضویت سوم ترست فند انتخاب بدارند. اگر یکی از اعضای سه گانۀ فامیلی که توضیح گردیده پسری نداشته باشد، در این صورت عضویت اداره کنندگان ترست فند از فامیل اینجانب به دو نفر تقلیل یابد.
-6-
اعضای فامیل من که در مادۀ (5) ذکر گردیده اگر یک نفر از آنها دارای پسری نباشد باید از اولاد عضو دیگر فامیلی اینجانب که دارای دو پسر باشد، عوض خود را از اولاد دوم و سوم انتخاب نماید. اگر چنان اتفاقی افتد، که هر سه عضو ترست فند دارای پسری نباشند، در این صورت در عضویت ترست فند باید از قرار ذیل تغییراتی روی کار آورده شود:
الف: از اولاد یا احفاد داکتر بشیر ذکریا یک نفر
ب: از اولاد یا احفاد محمد عارف غوثی یک نفر
ج: از اولاد یا احفاد داود ملکیار یک نفر
به عضویت این ترست فند انتخاب گردیده و ادارۀ ترست فند را برای آینده به آن سه نفر بسپارند که آنها نسل به نسل مطابق به این وصیت نامه، ترست فند را تا هنگام آزادی افغانستان اداره بدارند.
برای هریک از اعضای منتخبه از این سه فامیل سالانه هشت هزار دالر (8000$) از عواید این ترست فند معاش تادیه گردد. به این ترتیب استحقاق معاش شان تا وقتی دوام کند که افغانستان آزاد گردد.
-7-
از اعضای فامیل اینجانب هرگاه یکی بواسطۀ نداشتن پسر عوض خود را در ادارۀ ترست فند تعیین نکرده و فوت نماید، برای عایلۀ وی که از او باقی می ماند برای یک مرتبه از ترست فند به هر عایله سی هزار دالر(30000$) تادیه گردد بعدا معاش آنها قطع گردد.
-8-
تا خانم من حیات دارد در موضوع تادیۀ معاش برای آن اعضای ترست فند که از فامیل من انتخاب می شوند تنها به عبدالهادی مجید که فاقد بینائی می باشد ماهوار یک هزارو پنجصد دالر (1500$) طور معاش برایش تادیه گردد و این معاش وی تا که حیات دارد و بعد از آزادی افغانستان نیز از ترست فند تادیه شود.
برای حمید مجید و حکیم مجید و توری مجید معاش آنها بعد از فوت والدۀ شان (خانم من) شروع گردیده و ماهوار یک هزار و دوصد دالر (1200$) تا که حیات دارند و بعد از حیات شان قرار تفصیل این وصیت خط به نسل های مابعد شان تا وقتیکه افغانستان آزاد می شود تادیه گردد. بعد از آزادی افغانستان مطابق تفصیل مابعد این وصیت نامه با ایشان رفتار بعمل آید.
-9-
برای سه دختر هادی مجید یعنی کاترین، نینا و ثریا هریک وقتیکه عمر شان به بیست و یکسال می رسد مبلغ بیست هزار دالر (20000$) یک دفعه ولی در مدت سه سال به سه قسط تادیه گردد. (یعنی هرسال ثلث مبلغ مذکور) به همین ترتیب برای بچۀ دوم حمید مجید، حمید دوم برای یک دفعه بیست و پنج هزار دالر(25000$) به سه قسط در ظرف سه سال پرداخته شود.
-10-
برای عارف غوثی تا وقتیکه حیات دارند و در ادارۀ ترست فند عضویت دارند سالانه شش هزار دالر(6000$) از مدرک عواید ترست فند معاش تادیه گردد و بعد از فوت او به پسر او که عوض خود بحیث عضو ترست فند معرفی خواهد کرد، مبلغ شش هراز دالر (6000$) سالانه معاش تادیه گردد.
-11-
برای داکتر بسیر ذکریا در صورتیکه سال یک دفعه در کنترول محاسبات ترست فند سهم می گیرند قراریکه با ایشان مفاهمه شده تا هنگامی که به وظیفۀ موجود خود در شفاخانه مشغول اند، معاش داده نشود ولی بعد از آنکه تقاعد کردند برای ایشان نیز سالانه از عواید ترست فند شش هزار دالر(6000$) معاش باید تادیه گردد. به همین قرار بعد از حیات شان پسر او و بعد از آن از دیگر احفاد او هرکس که به حیث عضو ترست فند تعیین می گردد، مستحق شش هزار دالر(6000$) سالانه معاش می باشند.
معاشات متذکرۀ مادۀ (10) و (11) هردو تا وقتیکه افغانستان آزادی کامل خود را حاصل کند دوام می نماید و بعد از آزادی افغانستان از تسلط شوروی و رویکار آمدن یک حکومت ملی از طریق انتخابات، این معاشات و معاشات اعضای فامیل من قطع گردیده و عواید ترست فند هذا مطابق فصول و مواد مابعد این وصیت نامه مورد استفادۀ پوهنتون کابل قرار داده شود.
-12-
اعضای ترست فند سال یک بار در آخر هر سال برای بررسی و کنترول بیلانس و سرمایه گذاری دارائی ترست فند در شهری که بانک مسئول ترست فند اینجانب قرار دارد باید جمع شوند و بیلانس و سرمایه گذاری ترست فند را بررسی بدارند. آن اعضای ترست فند که در این شهر سکونت نداشته باشند و غرض اشتراک در این اجتماع حاضر می شوند، مستحق مصارف مصر برعلاوۀ معاش می باشند.
به همین قرار هرگاه در وقت بحران های اقتصادی لازم افتد که به مقصد تجدید نظر در سرمایه گذاری ترست فند اجتماع نمایند، مصارف سفر آنها برای شان پرداخته شود.
-13-
هرگاه عایدات ترست فند در دورۀ ماقبل آزادی افغانستان از تسلط شوروی و کمونیست ها، معاشات اعضای اداری ترست فند و معاش خانم و دیگر اعضای خانواده ام را طبق این وصیت نامه کفایت نکند، کمبود معاشات شان از درک پانزده فیصد عواید خالص که ذخیره می گردد، تکافو و تادیه گردد. اگر مبلغ مجموعی 15 فیصد عواید ترست فند متذکره نیز تکافوی کمبودی معاش را نتواند، معاشات شان به همان تناسب موقتا تخیفیف داده شود.
-14-
 این طرز ادارۀ ترست فند اینجانب تا وقتی دوام می کند که افغانستان مانند امروز تحت اسارت روسیۀ شوروی ویا حکومت کمونیسی دست نشاندۀ آن قرار گرفته باشد. هر وقتی که افغانستان بصورت کامل آزاد گردید، و تحت ادارۀ رژیم شاهی ملی ویا جمهوریت ملی آزاد و غیر کمونیستی از راه انتخابات آزاد ملی قرار گرفت شکل ترست فند اینجانب به شکل ذیل تغییر می یابد:
الف: معاش هائی ک برای سه نفر از فامیل اینجانب و نسل های مابعد آنها و فامیل های داکتر بشیر ذکریا و آقای عارف غوثی در این وصیت نامه تعیین شده، بعد از آزادی افغانستان باید قطع گردد. اشخاص ذیل از این امر مستثنی اند:
  1. اگر خانم من و هادی مجید حیات داشته باشند، تا آخر دورۀ حیات شان باید معاشات ایشان کاملا پرداخته شود.
  2. اگر حمید مجید و هادی مجید یکی یا هردوی شان فوت کرده باشند، برای خانم حمید مجید و خانم هادی برای هریک از آنها تا آخر حیات شان سالانه هشت هزار دالر (8000$) از ترست فند معاش تادیه گردد.
ب: برای هریک از اعضای فامیلی من که عضویت ادارۀ ترست فند راقرار تفصیل این وصیت نامه قبول نکرده و به افغانستان نرفته و تابعیت افغانستان را قبول نکنند، برای یک دفعه بیست هزار دالر (20000$) برای هریک از اعضای سه گانه فامیلی پرداخته شود و بعدا علایق و معاش آنها باید قطع گردد.
ج: اگر هریک از اعضای فامیلی من آنهائی که عضویت ترست فند را داشته باشد و بعد از آزادی کامل افغانستان، قرار آرزوی من، تابعیت افغانستان را قبول و به مملکت خود مراجعه کرده و تعهد کند که تا آخر عمر در وطن خود زنده گانی می نماید برای هریک ازیک تا سه فامیل آنهائی که عضویت ترست فند را دارا بودند و چنان باقی مانده باشند به هر یک فامیل که مراجعه بدارد برای یک دفعه مبالغی که ذیلا تذکر داده می شود تادیه گردد:
الف: سی و پنج هزار دالر(35000$) بعد از رسیدن به کابل جهت خرید  یا ساختن یک خانۀ نشیمن پرداخته شود.
ب: برای هریک فامیل و یک دفعه دوصد وبیست هزار دالر (220000$) بدین قرار پرداخته شود:
  1. مسافرت شان از امریکا نقدا از همان دوصد وبیست هزار دالر مجرا گردد.
  2. متباقی دوصد وبیست هزار دالر بنام هریک از سه فامیلی که به افغانستان به شرایطی که گفته شد مراجعه می دارد در بانک ملی کابل به حسابات مفادی به ودیعه گذاشته شود. بانک مذکور در آخر هر سال آنچه مبلغی را که عاید سالانۀ حساب مفادی آنها شده باشد و از اصل سرمایه نیز  هرسال برای هریک از فامیل دوازده هزار دالر نقد جهت مصارف شان تادیه گردد که مصارف زندگانی و عایلۀ شان تامین شود.
فصل سوم
بعد از آزادی کامل افغانستان و تاسیس حکومت آزاد ملی قراریکه توضیح شد (یعنی از طریق رای آزاد و لویه جرگه رویکار شدن یک حکومت غیر کمونیستی و آزاد از نفوذ روسیه) این ترست فند باید به ترتیب ذیل اداره و مورد استفاده قرار داده شود:
-1-
سرمایۀ ترست فند اینجانب دریک بانک امریکا باید باقی بماند و شکل اداره و مصرف از عواید آن بدین قرار تغییر یابد:
الف: در این دوره سرمایه گذاری ترست فند و محاسبات سالانۀ آن از طریق سفیر حکومت مستقل افغانستان در واشنگتن دی سی به اتفاق یک بانک که سرمایۀ ترست فند و سرمایه گذاری های آن در آنجا تمرکز یافته باید اداره و کنترول شود.
ب: در آخر هرسال هر مبلغی که از مفاد خالص ترست فند عاید می شود 20% (بیست فیصد) آن برای توسعۀ سرمایۀ ترست فند در بانک گذاشته شود و 80 % (هشتاد فیصد) باقی مانده مفاد خالص بعد از مصارف کمیشن بانک به حساب پوهنتون کابل انتقال یابد. پوهنتون کابل باید عایدات سالانه ای را که به آن تعلق می گیرد مطابق مواد ذیل مورد استفاده قرار دهد:
-2-
یک هیئت ترست تعیین گردد که در آن اشخاص ذیل عضویت داشته باشند:
یک نفر از اعضای فامیل اینجانب که به افغانستان مراجعت کرده باشد و یک نفر از خانوادۀ داکتر بشیر ذکریا و یک نفر از خانوادۀ آقای عارف غوثی و سه نفر هم از استادان پوهنتون کابل که به اکثریت آرای استادان پوهنتون انتخاب شده باشند با رئیس پوهنتون کابل متفقا ادارۀ هشتاد فیصد عواید ترست فند را که برای انکشاف تعلیم و تربیۀ مملکت تخصیص داده شده بعهده بگیرند.
-3-
مبالغ ناشی ازهشتاد فیصد عواید ترست فند باید برای توسعه و انکشاف تعلیمات عالی مملکت مطابق به هدف معینۀ این وصیت نامه به مصرف برسد.
-4-
فیصلۀ هیئت ترست بر اساس اکثریت آراء در حدود و هدف مقرارات این وصیت نامه قابل اجرا می باشد.
تبصره:
ترتیب توزیع مفاد خالص ترست فند طوریکه توضیح شده رعایت گردد و مخصوصا بیست فیصد آن باید هر سال جهت تقویۀ سرمایۀ ترست فند به اصل آن افزوده گردد تا ترست فند از بین نرود.
فصل چهارم
هدف این وصیت نامه از تشکیل ترست فند مبتنی بر مقاصد ملی بوده و به همین منظور عواید مربوط آن نیز برای کمک به انکشاف تعلیم وتربیت در افغانستان تخصیص داده شده تا مطابق مواد ذیل بکار برده شده و هدف اصلی برآورده شود:
-1-
در مرحلۀ اول باید از مدرک هشتاد فیصد عایدات سالانۀ ترست فند که بعد از استقلال افغانستان به کابل انتقال می یابد، یک لیلیه برای شاگردانی که از لیسه های ولایات بغرض تحصیلات عالی به پوهنتون کابل می آیند تاسیس گردد.
-2-
در این لیلیه مصارف خوراکۀ شاگردان مستحق که در آن گرفته خواهند شد نیز از مدرک عایدات سالانۀ ترست فند اجراء گردد.
-3-
مصارف حفظ و مراقبت عمارت لیلیه نیز از همین مدرک تادیه گردد.
-4-
هرسال در حدود بودجۀ سالانۀ ترست فند یک تعداد فارغان لیسه های ولایات که آرزوی تعلیمات عالی را داشته و واجد شرایط آتی باشند، در این لیلیه برای تعلیمات عالی پذیرفته شوند:
شرایط قبول شاگردان در این لیلیه:
الف- از صنف 12 به درجۀ اول فارغ شده و در امتحان شمول پوهنتون موفق شناخته شده باشد.
ب- از یک فامیل بی بضاعت باشد.
تبصره:
شق تحصیل اینگونه شاگردان نیز باید مطابق به استعداد  آرزوی خود شان تعیین شود.
-5-
مبالغ باقی مانده «بعد از تکافوی مصارف لیلیه» در بودجۀ عواید سالانۀ ترست فند برای تهیۀ شانس تحصیلات عالی در خارج به ترتیب ذیل مورد استفاده قرار گیرد:
الف – یک عده شاگرانی که بدرجۀ اول از فاکولته های مربوطه در شقوق ساینس، تکنولوژی، اقتصاد ملی، تعلیم و تربیه، زراعت و حفظ الصحه فارغ التحصیل شده اند، و پوهنتون بخواهد که آنها را برای معلمی در رشته های متذکره تربیه کند، به خارج برای تحصیلات عالی تر اعزام دارند، مصارف اسکالرشب آنها از همین عواید سالانۀ ترست فند تمویل گردد. مشروط به اینکه در کشور های غیر کمونیستی یعنی به امریکا، اروپای غربی، جاپان و غیره اعزام شوند.
ب- کسانیکه از این مدرک مصارف تحصیل شان در خارج تادیه می شود باید تضمین نمایند که بعد از ختم تحصیلات در خارج به وطن بازگشته و مطابق ضرورت پوهنتون کابل برای مدت چهارده سال خدمت کنند. در این صورت در مدت دوازده سال اول خدمت شان علاوه بر معاش مقرره ای که از ادارۀ مربوطه اخذ می دارند، ماهانه هزار افغانی از مدرک عواید ترست فند برای شان تادیه گردد. در صورتیکه این گونه شاگردان از خارج برنگردند، ضامن شان باید مصارف رفت و آمد و تحصیل شان را در خارج پس به ترست فند تادیه بدارند.
فصل پنجم
ادارۀ ترست فند در افغانستان
-1-
بعد از اینکه هشتاد فیصد عواید سالانۀ ترست فند (که همیشه در بانک خارج می باشد) غرض استفادۀ پوهنتون کابل به کابل انتقال می یابد، یک هیئت نظارت ترست فند در داخل افغانستان از آن طبق این وصیت نامه وارسی خواهند کرد.
-2-
هرگاه اعضای فامیل اینجانب و فامیل های داکتر بشیر ذکریا و آقای عارف غوثی در خارج به حیث تبعۀ خارجی ماندند، در این صورت مجلس استادان پوهنتون کابل سه نفر را از بین خود به اکثریت آراء انتخاب می کنند و آن سه نفر با رئیس پوهنتون و وزیر معارف وظیفۀ نظارت عواید ترست فند را بعهده بگیرند.
-3-
فیصله های این هیئت در صورتی قابل اجرا می باشد که مطابق به اهداف و مواد این وصیت نامه بوده و به اکثریت آراء اتخاذ شده باشد.
-4-
این هیئت حق ندارد که ترست فند را لغو کند و یا ترتیب متذکره و توزیع عواید سالانۀ آنرا «یعنی 20% ذخیره به سرمایۀ فند و 80% برای مصارف متذکره» تغییر دهد. این ترتیب توزیع بالاخص ذخیرۀ 20% عاید سالانه بر اصل سرمایه باید رعایت شود تا ترست فند انکشاف نماید.
فصل ششم:
در صورتیکه افغانهای مقیم امریکا متحدا یک قطعه زمین را در واشنگتن دی سی ویکی را در لاس انجلس به مقصد قبرستان برای افغانهائی که در اینجا فوت و دفن خواهند شد تعیین نمایند و برای آن یک نفر محافظ نیز مقرر کنند، پس برای تدارک مصارف آن چنین پیشنهاد و تعهد می کنم:
الف: هر افغان که عضویت این اجتماع را می پذیرد، تعهد می کند که سالانه 15 تا 40 دالر حق العضویت بدهد.
ب: سه نفر را ازبین خود هیئت تعیین نمایند تا به خریداری زمین و بعدا به مراقبت و نگهداری قبرستان موظف شوند.
ج: در صورتیکه مادۀ الف و ب عملی شود، من هم تا حیات دارم سالانه به هر کدام از این دو محل سالانه دوصد وپنجاه دالر تادیه می کنم. بعد از فوت اینجانب، اعضای ترست فند که در این وصیت نامه تعیین کرده ام از مدرک سالانۀ ترست فند تا زمانیکه افغانستان آزاد می شود سالانه مبلغ یک یک هزار دالر به ادارۀ قبرستان در واشنگتن و لاس انجلس تادیه بدارند. البته بعد از آزادی کامل افغانستان این تادیات قطع گردیده و عاید ترست فند طبق این وصیت نامه به پوهنتون کابل انتقال یابد.