-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ آذر ۷, سه‌شنبه

درقطر چه می گذرد؟


حکومت داران و سران دولتی وغیر دولتی «تنظیم ها» از نتایج مذاکرات قطر و دخالت شورای امنیت ملل متحد به تشویش اند.


منابع رسمی، هنوز از نتایج مذاکرات قطر بین طالبان وامریکا چیزی بروز نمی دهند. هر اعلام موضع جدید  درارتباط به این که در اجلاس سری، پیچیده و چند جانبه قطر واقعاً چه می گذرد، قبل از وقت است.  دو سوی اصلی مذاکره، طالبان وامریکا هستند. بعد از توافق اساسی احتمالی بین طالب وامریکا، نوبت به رایزنی مشورتی و معاملاتی امریکا با کشورهای ایران، پاکستان، روسیه و هند می رسد. پس از اجلاس «بن اول» این نخستین بار است که درقطر یک اجندایی منطقه ای سیاسی درمورد افغانستان درحال شکل گیری است. انتظار می رود پس از حصول توافق برای رسمیت بخشی یک میکانیزم محوری درقطر، مذاکرات همه جانبه تر بر سر برگزاری اجلاس بین المللی جدید دررابطه به آیندۀ افغانستان صورت بگیرد.
برخی منابع نزدیک به گروه طالبان درکابل می گویند که نقش ترکیه، امارات، عربستان، قطر، انگلیس، ایران وپاکستان در پروژۀ قطر اجتناب ناپذیر واز قبل تعیین شده است. اما تا زمان رسیدن به توافقات کلیدی، طالبان مخالف حضور مستقیم کشورهای همسایه در مذاکرات قطر اند. آن ها به موفقیت اصلی بین طالبان وامریکا امید بسته اند و ازتصادم منافع کشورهای همسایه درافغانستان بیمناک اند. طالبان پلان دارند بعد ازآن که مذاکرات شان با امریکا به پیشرفت های اساسی برسد، مذاکرات با کشورهای منطقه و همچنان نیروهای سیاسی درداخل را آغاز می کنند.
هسته رهبری طالبان ( شاخۀ سیاسی قطر) در پروسه سیاسی مذاکرات از واکنش های بازدارنده پاکستان بسیار به تشویش اند. سازمان اطلاعاتی پاکستان نیز به نوبۀ خویش با طرف های منطقه وهمچنان با امریکایی ها وانگلیس ها درتماس اند تا از منافع پاکستان درتحولات بعدی حراست کنند. ایرانی ها درگیربحران بسیار سنگین اند ودرمحور افغانستان به شرط حفظ حد اقل منافع استراتیژیک ایران حاضر به هرنوع معامله با طالبان وامریکا هستند.
علت تأخیر واجتناب امریکا از سپردن شش صد زندانی جنگی طالب به دولت افغانستان این است که آن ها حاضر اند درجریان پیشرفت مذاکرات قطر، زندانیان طالب را به خود طالبان تحویل دهند ویا به عنوان بخشی ازمعامله، ازآنان استفاده ابزاری کنند. فشار دولت افغانستان برای تحویل گیری زندانیان طالب تا کنون نتیجه نداده وبرخی منابع نزدیک به طالب می گویند که هیأت مذاکره کننده طالبان به امریکاییان گفته اند یکی از شرط های مذاکره آن است که اسیران طالب به دولت کابل تحویل داده نشوند.
بنا برین پاکستان به طور دیرهنگام وشتابزده به منظور خوشحال ساختن دولت کابل و«تنظیم» های دولتی، با حرمت واعزاز از هیأت «شورای صلح» دراسلام آباد پذیرایی کرد وبرای بلند بردن اعتبار آنان، افزون بردادن وعده های لفظی، شماری ازطالبان را نیز آزاد کرد. هدف این بود که وزنۀ پاکستان درمعاملۀ قطر کمی سنگین ترشود. ورنه ازین نمایش های ناکام هیچ سودی به تیم حاکم درکابل نمی رسد. این تحرکات پاکستان از نظر امریکا نوعی تهدید وسربازگیری تازه به حساب می آید و بی تردید با آن مقابله می کند. امریکا که ازهمسویی با شرکای خویش درحکومت کابل کاملاً مأیوس شده، جبهۀ دیگری را می گشاید و پیشاپیش نسبت به واکنش های پاکستان ودولت کابل آماده گی دارد.
پاکستان مانند تیم کابل و «تنظیم» های دولتی نسبت به عواقب مذاکرات درقطر بیمناک اند. زمانی که در سال 2011 طالبان بر سر داشتن دفتر در قطر با امریکا به توافق رسیدند، پاکستان به شدت ناراحت شد و تلاش کرد تا نقش این دفتر را تضعیف نماید. در این رابطه مقامات استخباراتی پاکستان با امریکائی ها ملاقات های زیادی داشتند.
در 31 جنوری سال 2012 به ابتکار جماعت اسلامی سمینار یک روزه در پیشاور «زیر نام اوضاع افغانستان، تاثیر آن بر منطقه و راه های حل» دایر گردید. در این سمینار شخصیت هائی چون جنرال حمید گل و جنرال اسد درانی روسای سابق آی اس آی شرکت داشتند. جنرال حمید گل در سخنرانی خود به صراحت گفت:
« امریکا با (بای پاس) نمودن پاکستان، این کار را انجام داد. من به این باور هستم که مذاکرات قطر ناکام خواهد شد زیرا امریکا اهداف دیگری دارد و در برقراری صلح در افغانستان صادق نیست.»
سخنان حمید گل تا اندازۀ زیادی ترجمان افکاروخواسته های تیم کابل و«تنظیم های دولتی» است.
آن ها نگران اند که ممکن است فیصله های جدید درباره افغانستان باز هم از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد به تصویب برسد؛ چیزی که درسال 2002 موازی با «بن اول» صورت عملی به خود گرفت. «تنظیم» هایی که دریازده سال اخیر با تمام نیرو از دولت کنونی دفاع کرده وآن را هویت وحق خود قلمداد می کردند، اکنون درموقعیتی بسیار دشوار قرار گرفته اند. به هر دری که می زنند، برای اجماع، دفاع سراسری وجهاد، بانگ لبیک شنیده نمی شود. این بدان معناست که فقط رهبران تنظیم ها دردولت حضور دارند و صفوف مردمی از آنان جدا شده است.
این نکته ای است که مقامات جامعه جهانی درداخل افغانستان نیز برآن صحه می گذارند. فرآیند منزوی شدن رهبران تنظیم ها سرعت گرفته است وشکست فراخوان جهادی اسماعیل نشان داد که اوضاع به گونه دیگری درحال انکشاف است و افکار عمومی از رهبران تنظیم های دولتی حمایت نمی کند. با این حال، نسل جوان گروه های سیاسی و طیف غیردولتی «تنظیم» ها که همیشه به دلیل انتقاد از «سیاسیون نخبه ومعامله گر» انتقاد کرده و از درمخالفت پیش می آمدند، درصحنه حضور دارد و گزارش هایی در دست است که نخبه گان این جریان ها این درحالی است که حلقات نزدیک به طالبان درمحافل غیررسمی منتظر یک رشته فیصله های مقدماتی هستند. و همزمان، صدای مقاومت از جماعت «تنظیم» های دولتی رو به خاموشی می رود. نکتۀ اساسی آن است که رهبران دولتی تنظیم ها از حمایت جامعه بین المللی محروم اند.