-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ آذر ۷, سه‌شنبه

پشت صحنۀ جنگ اسرائیل و حماس



هدف های جنگ؛ حوزه تازه کشف شدۀ مدیترانه، آماده گی برای دوران پس ازبشاراسد وآزمایش عملی چتردفاع موشکی اسرائیل.

پایگاه پیک نت نوشت: حاصل و نتیجه آنچه که هفته گذشته در غزه آغاز شد و پایان یافت چه بود؟ این رویاروئی پیروزی هم داشت؟ شادی فلسطینی ها را برای آتش بسی که پس از 160 کشته ناشی از بمباران های اسرائیل بر جای ماند، واقعا می تواند شادی پیروزی قلمداد کرد؟ اسرائیل از موضع ضعف آتش بس را قبول کرد؟ اساسا این رویاروئی نظامی با چه هدفی شروع شد؟

سئوالات متعددی درباره جنگ هفته گذشته در غزه مطرح است که پرسش های بالا تنها بخشی از آنهاست. شلیک موشک از غزه به طرف اسرائیل زمانی آغاز شد که فرمانده نظامی حماس آشکارا توسط اسرائیل و از راه دور ترور شد. احمد الجعبری فرمانده گردان های نظامی حماس بود. این که سالها در سپاه پاسداران دوره نظامی و موشکی دیده بود و این که او را پدر موشکی غزه لقب داده بودند و یا هر حرف دقیق و یا نادقیقی که درباره او گفته باشند و یا بگویند، هیچکدام نمی تواند در تائید عملیات تروریست دولتی اسرائیل باشد.
منابع مترقی منطقه گفته اند که جنگ برای تصرف بخشی از غزه توسط اسرائیل برای انتقال نفتی است که اخیرا در مدیترانه کشف شده و اسرائیل دست گذاشته است روی آن. این خبر که در مطبوعات آلمان منتشر شد می تواند انگیزه مهمی برای یک هفته بمباران غزه توسط اسرائیل و شلیک موشک از غزه به طرف اسرائیل باشد، اما بموجب شواهدی که آشکاراست، همه مسئله نمی تواند این باشد.
بنظر می رسد که اسرائیل و امریکا و اروپا کار بشار اسد را تمام شده می پندارند. نه شبیه آن نتیجه که در لیبی شاهد بودیم، اما بشار اسد را رفتنی می دانند و هر دولت دیگری که جانشین او شود، دیگر مناسباتی را با جمهوری اسلامی دنبال نخواهد کرد که بشار اسد دنبال می کرد. رفتن اسد، حتی از زبان فرماندهان سپاه نیز بتدریج بیرون می آید. از جمله این گفته "ما در سوریه از دمکراسی و آزادی دفاع می کنیم"! در توجیه دخالت های سپاه در حمایت از بشار اسد در سوریه و رهنمودهائی که برای مقابله با اولین جرقه های جنبش به اسد داده شد و در واقع به این ترتیب آجر از زیر پای اسد کشیده شد نه آن که آجری مستحکم بشود.
بدین ترتیب، اسرائیل در پی خنثی سازی دومین خط مقدم برای حمله نظامی به ایران بود و هست. یعنی لبنان و غزه که بیشترین مناسبات نظامی را با سپاه پاسداران دارند و محموله های موشکی و نظامی در سالهای گذشته در اختیار آنها قرار گرفته است.
اسرائیل 3  هدف را، پس از ترور فرمانده نظامی حماس دنبال کرد.
1-    آزمایش سیستم دفاع ضد موشکی خود
2-    آگاهی از حجم و نوع موشکی که از ایران به غزه رسیده
3-    نابودی پایگاه های پرتاب موشکی و کم شدن از شمار آنها
با تغییر رژیم در سوریه، امکان رساندن موشک به غزه و حماس بسیار محدود خواهد شد و اسرائیل و امریکا از هر راه ممکن تلاش خواهند کرد که دیگر محموله موشکی از ایران به غزه نرسد. بدین ترتیب، اسرائیل به سه هدفی که دربالا به آن اشاره شد تقریبا رسیده است و ادامه بمباران غزه دیگر به سودش نبود. به سودش نبود زیرا:
1-    حمایت کشورهای عربی از اسرائیل در برابر جمهوری اسلامی زیر زیرعلامت سئوال می رفت.
2-    تمرکز خبری روی سوریه کاهش می یافت و افکار عمومی متوجه غزه و تجاوز اسرائیل می شد.
با این محاسبه، می توان به این نتیجه رسید که اسرائیل برای ضربه نظامی به تاسیسات اتمی ایران فعلا دو مانع را اگر هم از سر راه برنداشته باشد، این دو مانع را بسیار ضعیف کرده است. سوریه و غزه. یعنی نزدیک ترین نقاط به اسرائیل برای تلافی در صورت حمله به ایران.
آنچه که ما از یک هفته بمباران و موشک پرانی در غزه درک می کنیم، در همین چند خط فشرده و خلاصه شده است و نتیجه ای که می گیریم آنست که خطر حمله نظامی به ایران همچنان به قوت خود باقی است و ماجرای غزه خود نشانه و تدارک آن می تواند باشد.