------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۱ آبان ۲۹, دوشنبه

سمپوزیوم «آیندۀ مذاکرات میان امریکا و طالبان» در قطر

مولوی عبدالسلام ضعیف: حکومت افغانستان در تخریب پروسۀ قطر نقش مهم داشت و یک فرصت مهم در جهت رسیدن به صلح را در کشور به تعویق انداخت.

روز یکشنبه 18 نوامبر، سمپوزیومی تحت عنوان آیندۀ مذاکرات میان امریکا و طالبان در هوتل گراند هایت در دوحه پایتخت قطر تدویر یافت. این سمپوزیم به ابتکار یک مرکز تحقیقی تازه تاسیس بنام (منتدی العلاقات العربیه والدولیه) برای یک روز راه اندازی شد که در آن عده ای از تحلیلگران افغان و خارجی شرکت داشتند.
در ابتدا داکتر  محمد الاحمری رئیس این مرکز طی سخنانی، هدف از این سمپوزیم را بررسی جنبه های مختلف در  موانع میان از سرگیری مذاکرات میان امریکا و طالبان عنوان نموده و از سرگیری این گفتگو ها را برای به پایان آوردن جنگ و مصیبت در افغانستان یک فرصت بسیار مهم ارزیابی نمود.
در نشست قبل از ظهر، چهار تن از شرکت کنندگان در این سمپوزیم در مورد موانع موجود سر راه این مذاکرات سخن گفتند. اولین سخنران این نشست، ملا عبدالسلام ضعیف سفیر سابق طالبان در پاکستان بود. او گفت که حکومت افغانستان در تخریب پروسۀ قطر نقش مهم داشت و یک فرصت مهم در جهت رسیدن به صلح را در کشور به تعویق انداخت. وی گفت که برای از سر گیری این مذاکرات، باید امریکا باید پروسه را ازهمان جائی که قطع شده از بگیرد و اعتماد سازی نماید.
وی گفت که امریکا باید نیروهای خود را از افغانستان خارج سازد و با حکومت افغانستان قرارداد های نامشروع امضاء نکند. وی گفت که پروسه باید تحت رهبری افغانها باشد که در آن شرکت حکومت افغانستان بعنوان یک جهت ضروری است اما نخست باید امریکا و طالبان با هم مذاکره کنند و مشخص سازند که از همدیگر چه می خواهند؟ وی در ادامه گفت:
  1. امریکا باید استراتژی نظامی را به استراتژی سیاسی مبدل سازد.
  2. ادارۀ کابل بجای صلح نمایشی باید بسوی صلح حقیقی گام بردارد.
  3. طالبان باید خود را با سیاست های جهانی عیار سازند.
  4. کشور های همسایه باید در این روند رول مثبت داشته باشند و افغانستان باید از رقابت های منفی بدور بماند.
  5. جامعۀ جهانی باید از پروسۀ  صلح حمایت نموده و افغانستان را در جهت بهبود وضع اقتصادی کمک کند.
جان فیفر محقق امریکائی سخنران دیگر این نشست بود که گفت اوباما از زمانیکه در دور دوم انتخابات به پیروزی رسیده، در مورد افغانستان سخنی نگفته است اما باید گفت که او در مورد سیاست خارجی امریکا هم زیاد حرف نزده است. در امریکا کسانی که طرفدار ادامۀ اشغال افغانستان بودند اکنون نظر خود را تغییر داده اند. امریکا در اهداف خویش در افغانستان شکست خورده است. پیشرفت تکنالوژی جنگی و مشکلات اقتصادی در امریکا موجب شده تا رهبران امریکا به فکر کاهش پایگاه های شان در خارج از قلمرو امریکا بیافتند.
اهداف اوباما روشن است؛ خروج از افغانستان، گذاشتن نیروهای اندک به منظور مشوره دهی و آموزش نیروهای افغان در این کشور و حمایت از دیموکراسی و جامعۀ مدنی. اما در میان چیزی که ناپیداست، صحبت و توافق با طالبان است.
سخنران بعدی داکتر عبدالقیوم مهمند بود. وی گفت که هم امریکا و هم طالبان به این حقیقت پی برده اند که این جنگ به بن بست رسیده است و باید این مشکل از راه مذاکره حل گردد. او ضمن اشاره به پیام های اخیر ملامحمد عمر رهبر طالبان گفت که مشخص است که طالبان بخوبی دریافته اند که انحصار قدرت در افغانستان گره گشای مشکل نیست.
وی گفت که امریکائی ها گمان کرده بودند که طالبان از جنگ خسته خواهند شد. امریکا از نقش عنصر ایدئولوژی در این جنگ چشم پوشی می کرد. وی حکومت کابل را به دلیل فساد گسترده و ناتوانی در تامین امنیت اتباع این کشور نامشروع خواند.
وی از امریکا خواست تا مذاکرات قطررا از سربگیرد و بعد از آن، طالبان با اپوزیسیون و جامعۀ مدنی صحبت کنند. وی گفت که با اینکه حکومت کابل فاقد مشروعیت لازم است اما نمی توان آنرا یکسره از این پروسه حذف کرد. وی به این نکته هم تاکید داشت که تجربۀ گذشته از حکومت طالبان، مردم را از آینده نگران ساخته است و طالبان باید موقف خود را در موارد مورد نگرانی مردم کاملا روشن و رسمی بیان کنند.
الکس استریک مان نویسندۀ انگلیسی که ملا عبدالسلام ضعیف را در نوشتن کتاب (زنده گی من باطالبان) کمک کرده است در این نشست روی مذاکرات بین الافغانی تاکید نمود. او پروسۀ قطر را برای افغانستان یک فرصت بسیار طلائی دانست و در این زمینه به تجارب کشور های دیگر از جمله سومالیا اشاره کرد.
وی به مسایل مهمی در داخل امریکا اشاره داشت از جمله اینکه امریکا می خواهد مصارف نظامی خود را در خارج کاهش دهد. برای اینکار استفاده از درون (طیارات بی سرنشین) افزایش خواهد یافت. از آنجائی که اداره و رهبری این طیارات در اختیار سی آی ای است، جنگ های بعدی بیشتر به استخبارات وابسته خواهد بود.
وی ضمن اشاره به تجربۀ فلپین در مذاکره با مسلمانان این کشور گفت که در این رابطه کشور های انگلستان، جاپان، ترکیه و سعودی میانجیگری کردند و بعضی از NGO ها نیز در این میانجیگری نقش داشتند. پس نمی توان گفت که پروسۀ صلح در افغانستان فقط با مذاکرات  بین الافغانی قابل حل است. کشورهای دیگر هم باید همکاری کنند.
وی گفت که ما هنوز نمی دانیم که در دور دوم ریاست جمهوری اوباما چه کسانی در امریکا وزیر خارجه، وزیر دفاع و رئیس CIA خواهند شد اما باید درهر صورت این استراتژی شکست خورده تغییر کند.
دور بعدی این سمپوزیم ساعت سه بعد از ظهر با سخنرانی مولوی وکیل احمد متوکل سابق وزیر خارجۀ طالبان آغاز شد. وی گفت که جنگ افغانستان دارای ابعاد داخلی و خارجی است. در این جنگ سه جهت وجود دارد: امریکا، طالبان و دولت کابل. ما نمی توانیم یکی از این سه طرف را از این پروسه حذف نمائیم اما این سه جهت را نمی توان بصورت همزمان در مذاکره شریک ساخت. این سه جهت باید با هم مذاکره کنند اما جهتی که مسلط است و قدرتمند تر بشمار می آید، مسوولیت های بیشتری در این زمینه دارد.
وی گفت که در داخل و خارج حکومت جهت هائی وجود دارند که خواهان صلح نیستند. در رسانه ها از طرف نهاد های حکومتی اعلاناتی به نشر می رسد که در آن  طالبان دشمنان دین و وطن خطاب می شوند. این گونه سخن ها کمکی به تفاهم نمی کند.
متوکل به ضرورت خروج کامل نیروهای خارجی از افغانستان تاکید کرد و توافق روی آیندۀ نظام سیاسی در کشور را شرط اساسی آینده صلح آمیز برای افغانستان دانست.
سخنران بعدی نشست بعد از ظهر مایکل سمپل بود. وی هم به تجربۀ بدست آمده از مذاکرات صلح در کشور ایرلند اشاره کرد و گفت که این مذاکرات دهها سال طول کشید. در این مدت ما دوره هائی را تجربه کردیم که فقط جنگ بود، دوره هائی هم آمد که مذاکره و جنگ با هم پیش رفتند و سرانجام زمانی رسید که مذاکره با آتش بس توام شد. مسیر صلح در هر کشور درگیر جنگ، طولانی و دشوار است.
سخنران بعدی این نشست داکتر عبدالقیوم کوچی بود. وی طالبان را گروهی برخاسته از متن جامعه خواند وگفت که اگر طالبان از حمایت مردمی برخوردار نمی بودند هرگز نمی توانستند به جنگ چریکی علیه بزرگترین نیروی نظامی عصر ادامه دهند. طالبان در میان مردم افغانستان زندگی می کنند که مانند ماهی که آب نیاز دارد، آنها هم به حمایت مردم نیازمند اند. این رمز قدرت آنان است.
امریکا در افغانستان قدرت را در سال 2001 به جنگ سالاران سپرد که هم با ایران و هم با روسیه رابطه دارند. امریکا بعد از مصرف صدها ملیارد دالر در افغانستان، اکنون به شکست مواجه شده است زیرا افراد فاسد را در افغانستان بقدرت رسانید و به خواست های مردم افغانستان توجه نکرد.
سخنران آخر این سمپوزیم وحید مژده مسئول خبرگزاری بست باستان بود که سخنرانی خود را تحت عنوان موانع موجود در مذاکره میان امریکا و طالبان ایراد کرد. وی خواست امریکا از طالبان برای اعلام رسمی جدائی از تروریسم را بهانه ای برای به تعویق انداختن مذاکرات از جانب امریکا خواند و گفت که وقتی طالبان پروسۀ قطر را برای مذاکره با امریکا پذیرفتند، این به معنی جدائی از القاعده بود زیرا القاعده و گروههای وابسته به آن هرگز آمادۀ مذاکره با امریکا نیستند.
وی در سخنان خویش وارد کردن نام گروهی بنام گروه حقانی را در لیست سیاه از جانب امریکا مورد انتقاد قرار داد و گفت که گروه حقانی در حقیقت یک گروه مستقل نیست و بخشی از طالبان است. امریکا با قرار دادن نام این گروه در میان گروه های تروریستی  می خواهد بعد از سال 2014 هم بنام مبارزه علیه تروریسم، برای عملیات در افغانستان دست باز داشته باشد.
وی از سرگیری مذاکرات میان امریکا و طالبان در قطر را یک ضرورت مبرم دانست و از سازمان ملل متحد و OICخواست تا از پروسۀ صلح قطر حمایت کنند.
نکتۀ مهم در این نشست که همه سخنرانان روی آن تاکید داشتند، حمایت از پروسۀ صلح قطر بود و از امریکا خواسته شد تا هرچه زود تر این پروسه را از سر بگیرد زیرا تا سال 2014 زمان زیادی باقی نیست.
برای شنیدن سخنرانی ها در کنار شخصیت هائی از کشور قطر و رسانه های آن کشور، خالد ذکریا سفیر افغانستان در قطر با جمعی از اعضای سفارت نیز شرکت نموده بودند.
خبرگزاری بست باستان