-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ آذر ۶, دوشنبه

تشکیلات مافیایی به نام «دولت» در افغانستان



گفتاری از محمد امین فروتن، از رهبران جهادی افغانستان و نویسنده افغانی تبار مقیم هلند برای دیپلماسی ایرانی

دیپلماسی ایرانی: سوالی که این روزها بیش از هر چیز و در هر محفلی طرح می شود این است که شرایط افغانستان تا چه اندازه باثبات است؟ بسیاری نگران از بازگشت کشور به شرایط دهه نود و جنگ داخلی هستند. ولی واقعا در یک دهه اخیر و پس از حمله نیروهای ائتلاف ضد تروریسم به کشور تاکنون این کشور تا چه اندازه توانسته است نهادهایی باثبات بسازد که این نگرانی ها بی جا محسوب شوند؟
به نظر می رسد دوسال مانده به انتخابات رياست جمهوري افغانستان که حامد کرزی، طبق قانون اساسی باید تخت قدرت را رها کند و در حالي كه قرار است نيروهاي ائتلاف ضد تروريسم در دوسال آينده افغانستان را ترك كنند، اين كشور همچنان با مشكلات و مسائل بنيادي دست به گريبان است. آنچه بيش از همه بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه افغانستان از دیرباز دُچار «بحران مشروعیت» بوده است. به عبارت ديگر ما در افغانستان در چند دهه گذشته فاقد یک اداره مشروعی بوده ایم که از لحاظ حقوقی در زمره «نهاد دولت» به حساب آید؛ زیرا یکی از وظايف نهادی به نام دولت این است که در آزادی کامل توانمندی دفاع از تمامیت ارضی و استقلال ملی را داشته باشد. اما با عرض تأسف بايد گفت بنابر اظهارات و اعترافات بلند رتبه ترین مقامات شبه دولتی افغانستان اداره ای که آقاي حامد کرزی را در کسوت رئیس جمهور دولت جمهوری اسلامی افغانستان به نمایش گذشته است، فاقد اصل مهمي به نام مشروعیت است .
اين مسئله را مي توان در پاسخ حامد كرزي به يك خبرنگار در كنفرانس مطبوعاتي خود در چهارم اكتبر 2012 ديد. وقتي خبرنگاري از شلیک موشک های کشور پاکستان به خاک افغانستان سوال كرد و پرسيد آیا دولت افغانستان توان آنرا ندارند تا پاسخ شلیک موشکهايی را بدهند که از آنسوی مرز و از مراکز معلوم الحال نظامی  به خاک و سرزمین افغانستان پرتاب مــی گردد؟ آقای کرزی در پاسخ به اين خبرنگار از یک واقیعت درد ناک نظامی پرده برداشت و چنین گفت : «شما به مسئله ای بسیار مهم و حساسی اشاره نمودید، واقعيت این است که حکومت افغانستان وسائلی را در اختیار ندارد که مانع این کار شوند و از جايی که پرتاب راکت ها صورت می گیرد و بالای شان حمله می شود این راکت ها دفع شوند. در معاهده استراتژیکی که میان افغانستان و امریکا به امضاء رسیده است و به اساس این معاهده تا زمانی که افغانستان به چنین توانمندی ها نایل مـی آید امریکا وظیفه دارد تا از تمامیت ارضی و استقلال افغانستان دفاع کند، و ما نیز بارها مسئله پرتاب موشکها از سوی پاکستان به خاک افغانستان مطرح نموده ایم، جانب امریکا اصلأ این مسأله را نمی پذیرند که گویا از خاک پاکستان بسوی افغانستان موشکها پرتاب گردیده باشند. امریکایی ها این گزارش ها را نادرست و مبالغه آمیز می خوانند....» بنابراین در حالی که یازده سال از عمر این دولت سپری می شود و صدها میلیارد دلار به نام مبارزه با تروریزم و کمک به بازسازی افغانستان هزینه گردیده است، افغانستان با یک دولت مدنی و مشروع فاصله می گیرد.
باید با صراحت گفت که علت این همه بدبختی ها در هر دو طرف بحران است. یعنی خارجی ها، یا آنانی که به نام مبارزه با تروریزم با شیوه های نامتعارف و با فرمول «هرکه با ما نیست دشمن ما است !!» امور را به پیش می برند و همچنين مهره های داخلی یا همان خارجی های افغان تباری که به مثابه جانشینان مخلص بیگانه ها عمل می کنند. این خود سبب مـی گردد تا عوامل تصمیم گیر و موثر در صحنه عمل به صورت مراکز جداگانه و متعدد قدرت به مشاهده برسند، که این امر از لحاظ جامعه شناسی با ماهیت حقوقی مؤلفه ای به نام دولت کاملأ در تضاد می باشد.
در عین حال نباید فراموش کرد که برای شناخت دقیق وعلمی تشکیلات مافیایی که به نام «دولت جمهوری اسلامی افغانستان» در عرصه جهانی ظاهر می شود، ماهیت قدرت های خارجی، نوع حمایت شان از مهره های داخلی و تحلیل انگیزه اصلی حمایت از این مهره ها، ما را به شناخت نسبتا علمی و اکادمیک بحران در افغانستان نزدیک خواهد ساخت. اما آنچه که به مثابه بزرگترین پرسش و مهترین گِره باز نشده نزد تک تک افراد نسل معاصر جامعه افغان وجود دارد این است که چه کسی و یا کسانی مسؤلیت به هدر رفتن بهترین فرصت هایي كه به وجود آمده بود را خواهد پذیرفت؟ فرصت هايي که براي تقویت ریشه های رو به خشکی فرآیند ملت سازی و بازسازي زیربناهای اصلی کشور ويران شده افغانستان شكل گرفته بود. از آنجا كه پوزيسيون و اپوزيسيون در افغانستان هر دو به از يك خاستگاه و به دنبال يك هدف هستند، به نظر مي رسد نمی تـوان برای چنین کوتاهی ها و سهل انگاری هايي یک و یا چند عامل را برشمرد بلکه  چنانچه شاعر مي گويد:‌‌
خانه از پای بست ویران است ...................... خواجه در بند نقش ایوان است