------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۱ آذر ۱۴, سه‌شنبه

اسماعیل خان چگونه از زندان طالبان نجات یافت؟

نجات دهندۀ اسماعیل درزندان گوانتامو جان سپرد.

اسماعیل خان فرمانده معروف مجاهدین نیازی به معرفی ندارد. او از افسران نظامی مسلمانی بود که نخستین بار درسال 1357 با گروهی دیگر از همفکرانش در فرقهء هرات دست به قیام زد و با کشتن افسران کمونیست، این فرقه را مدتی در کنترول خود داشت. با قیام 24حوت سال 1357  هرات، سراسر این شهر و ولسوالی های آن بدست مردم افتاد که به شهادت هزاران تن از مردم انجامید، و سرانجام نیروهای نظامی هوادار دولت مجددا کنترول این ولایت را بدست گرفتند.
اسماعیل خان جنگ های زیادی با طالبان کرد و سرانجام در شرایطی شکست خورد که همه به این باور بودند نیروهای تحت فرمان وی فاصلهء زیادی تا فتح قندهار، مرکز فرماندهی طالبان ندارند.
اسماعیل خان بعد از این شکست به ایران پناه برد و هرات به دست طالبان افتاد. مدتی بعد او به شمال افغانستان رفت تا نیروهای خود را علیه طالبان آرایشی تازه ببخشد. برای این منظور مدتی را مناطق تحت کنترول جنرال دوستم گذشتاند اما به دنبال اختلاف میان جنرال ملک و دوستم بخاطر کشته شدن جنرال رسول پهلوان، طالبان توانستند به کمک جنرال ملک به مزارشریف راه یابند.
اسماعیل خان در ماه ثور 1376 فقط برای نشان دادن حسن نیت از جانب جنرال ملک، به شکل یک تحفه به طالبان سپرده شد. او مدت سه سال را در زندان سرپوزه در قندهار، زندانی طالبان بود.
طالبان هم بعد از رفتن به مزارشریف به دعوت جنرال ملک، دچار مصیبت های بزرگ گردیدند و هزاران تن از آنان قتل عام شدند بحدی که هیئتی از سازمان ملل متحد هم بعد از شکست جنرال ملک بدست دوستم، این جنایات جنگی را ثبت کرد اما بعدا همه به فراموشی سپرده شد.
در این مدت در میان خود طالبان در مورد اینکه چگونه یک فرمانده بزرگ جهاد در زندان آنان است در حالیکه طالبان خود از مجاهدین سابق اند، سخنانی شنیده می شد. کمتر کسی خواهان دربند ماندن اسماعیل خان بود و کم نبودند طالبانی که برای رهائی وی دعا می کردند.
درحالیکه جنرال ملک، اسماعیل خان را به نشانهء دوستی به طالبان سپرد، یک جوان کم سن وسال پشتون از هلمند بنام حکمت الله فقط با این انگیزه که چرا باید یک فرمانده نامدار جهاد در زندان باشد، اسماعیل خان را از زندان سرپوزه فراری داد.
حکمت الله که وظیفهء محافظت از اسماعیل خان را در زندان به عهده داشت به پدرش «براسو» گفت که قصد دارد اسماعیل خان را از زندان نجات دهد. پدر حکمت الله که در میان مجاهدین به براسو استاد مشهور بود، دریوری بسیار ماهر و از مجاهدین سابق مربوط حزب اسلامی در هلمند بود. فقط او می توانست این ماموریت را انجام دهد زیرا به تمام راه های دشت های هلمند تا مرز ایران آشنا بود.
براسو استاد از این تصمیم پسر خود استقبال نمود و موتر را آمادهء این سفر دشوار و خطرناک ساخت. در اوایل شب پسر جوان اسماعیل خان را از زندان بیرون آورد و پدرش که در خارج از زندان در موتر منتظر آنان بود با سوار شدن این دونفر، بسرعت بسوی غرب حرکت کرد.
طالبان زمانی از این فرار آگاه شدند که هنوز موتر حامل فراریان در دشت های هلمند به سوی مرز ایران در حرکت بود. اما مهارت دریور سبب شد تا گروه های تعقیب کننده نتوانند آنها را بیابند. سرانجام آن ها توانستند بعد از قبول خطرات فراوان به ایران برسند. در آن زمان این شایعات به گوش رسید که این کار با مصارف مبالغ هنگفتی پول از جانب ایران صورت گرفته است درحالی که هرگز چنین نبود. انگیزهء این اقدام فقط نجات یک مجاهد بود و بس.
براسو استاد و پسرش حکمت الله تا سقوط رژیم طالبان در ایران بودند و زنده گی سختی داشتند. بعد از سقوط رژیم طالبان آنها به هلمند برگشتند اما براسو استاد از طرف مقامات محلی در گرشک دستگیر و به گوانتانامو فرستاده شد. تلاش های حکمت الله برای نجات پدرش به جائی نرسید. اسماعیل خان والی قدرتمند هرات بود و رفتن به نزد وی برای حکمت الله ممکن نبود.
براسو استاد سالها را در زندان گوانتانامو سپری کرد و سرانجام در آنجا جان سپرد. امریکائی ها می خواستند او را در همانجا دفن کنند اما با مخالفت زندانیان افغان مواجه شدند و ناچار جسدش را به کابل انتقال دادند. از ورثه او کسی حاضر نبود وصلیب سرخ از اسماعیل خان خواست که به فامیل وی خبر دهد تا جنازه را تسلیم شوند زیرا در گوانتانامو همه می دانستند که او کسی است که اسماعیل خان را نجات داده است. اما اسماعیل خان این کار را نکرد و صلیب سرخ جنازه را در کابل بخاک سپرد. امروز وقتی اسماعیل خان در مجلس استیضاح در پارلمان از گذشتهء جهادی خود سخن گفت، من هم بیاد این خاطرهء گذشته افتادم و حیفم آمد که این راز همچنان ناگفته باقی بماند.
نظر محمد (مطمئن)
خبرگزاری بست باستان