-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ بهمن ۱۱, چهارشنبه

وزن شناسی سیاستگران افغانستان

ادریس رحمانی، پژوهشگر امور سیاسی
وزن سیاسیون درحال تغییر است اما وزن سیاسی جنرال دوستم مشخص است.

حتم این است که نشست مزار شریف یک نشست تاکتیکی است. یعنی یک گروهی از سیاستمداران می خواهند به گروهی دیگر از سیاستمداران نشان بدهند که تا حدودی ما می توانیم در این مسایل یک تهدید بزرگ شویم.
نشست های اساسی که بسیار استراتژیک می باشد معمولا 2 یا 3 ماه مانده به انتخابات برگزار می شود و پیش از آن همه تاکتیکی می باشد. لیکن مشکل چیست؟ مشکل بسیار بنیادی است که از لحاظ روش مداری هنوز در افغانستان با آن برخورد می کنیم.

شاید در این انتخابات هم هنوز کسی نتواند با سیاست مداری بیرون بیاید که بر توان خود باور داشته باشد و درک درستی از وزن سیاسی خود داشته باشد. نه تنها که درک درست ندارند حتی حاضر هم نیستند قبول کنند که این مسایل محاسبه و راه وروش خود را دارد.
شما مثلا به یک تاجر بگویید سرمایه شما چقدر است؟ بگوید نمی فهمم یا به یک سیاستمدار بگویید وزنه ات چقدر است بگوید نمی فهمم.
چیزی که اتفاق می افتد چییست؟ معمولا سیاستمداران برداشت خود را از دیگر جاها می کنند.
چیزی که در این پروسه ضرر می کنند ، یکی اطرافیان بسیار نزدیک سیاستمدار است که معمولا اطرافیان سیاستمدار بیش از آنچه که وزن اصلی اش است به شخص سیاستمدار می گویند.
دوم کسانی که ضرر می کند سفیران کشورهای خارجی وقتی بخواهند یک کسی را داخل کنند، بدون چون و چرا یک دفعه وزنش را بسیار بلند نشان می دهند و این بر تمام سیاسیت مداران و بر تمام رییس جمهوران و برای تمام کسانی که کاندید می شوند در این دنیا یک مشکل بسیار جدی است.
یک کسی لازم است که هرلحظه برایش محاسبه می کند وزن امروز و این هفته ات این قدر است.
اگر شما این محاسبه را داشته باشید چه گپ می شود؟ در پستی که فکر می کنید زورتان نمی رسد خود را کاندید نمی کنید. علاوه که به برد نزدیک می شوید از ریختن آبروی سیاسی هم جلوگیری می شود و از بی نهایت کاندید شدن در افغانستان هم جلوگیری می شود.

در افغانستان بی نهایت کاندید داریم چون همه فکر می کنند که باید بروند و قدرت را تصاحب کنند. از همه بدتر این است که در ایجاد ایتلاف ها و گروه ها شما بسیار ناهماهنگی را می بینید، معمولا بر اساس قوم، زبان یا جهاد و هیچ کس براساس وزن خود گردهم نمی آیند. در حالی که بسیار مهم و بسیار سرنوشت سازاست.
فرض مثال اگر من خود را کاندید کنم می بینم که فلانی وزنش تقریبا با من یکی است و اگر با هم یکجا شویم به برد نزدیک می شویم بنابراین اگر با محاسبه وارد عمل شویم زودتر به نتیجه می رسیم تا اینکه یکسره گپ بزنیم و گپ بزنیم و در آخر هم بگوییم پناه به خدا یک کارمی کنیم. این بسیار به ضرر ما است.
اگر احزاب به محاسبه کردن شروع کنند، دستاورد بسیار بزرگی است. یکی از سیاستمدارانی که کمتر به محاسبه نیاز دارد آقای دوستم است. دلیل آن هم بسیار ساده است زیرا در حوزه رای دهی خود رقیب سیاسی مستحکم ندارد. اکثر سیاستمدارن دیگر نیز من حیث کسی که یک قدرت مطمین است به ایشان رجوع می کنند.
آقای محقق و اسماعیل خان هم هستند. جالب چیست؟ این وزن هر روز در حال تغییر است و این بخصوص برای کسانی که رقیب سیاسی بسیار دارند جواب نمی دهد.