-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ بهمن ۹, دوشنبه

جبهه ملی؛ خانه سازی روی خط زلزله


اجماع سران جبهه ملی واستاد عطا امری مستعجل است و به حباب سیاسی شباهت دارد.

گزارش شد که سیاسیون ردۀ اول «جبهه ملی» با استاد عطامحمد نور والی بلخ درامر حمایت از یک نامزد انتخاباتی به توافق رسیدند. این خبربرای یک دسته از مردم شاید هیجان کوتاه مدت بیافریند ولی این مسأله را باید خردورزانه به تحلیل گرفت.  سیاستگران گرد آمده درمزارشریف همه شریکان قبلی تیم حاکم هستند. کدام چهرۀ جدید وارد جرگۀ سیاستگران نشده وپلاتفرم مهم و پاسخده به نیاز های مردم نیز وجود ندارد. هرچه هست؛ تکرارتجربه های مقطعی وناکام گذشته است.
آیا استاد عطا درمقام والی برحال رئیس جمهور، به وکالت از تیم حاکم (کرزی- خلیلی وفهیم) وارد معامله نشده است؟
 از آن جایی که فاصلۀ زیادی به برگزاری انتخابات جنجالی ریاست جمهوری باقی مانده، وصف آرایی انتخاباتی حزب اسلامی و (احتمالاً طالبان) ، حزب «حق وعدالت» و سیاستگران نزدیک به امریکا هنوز ورق انتخاباتی خویش را رو نکرده اند، این اجماع رسانه ای، ( جبهۀ ضد طالبان) در خوب ترین موقعیت، درمحدودۀ «تنظیم های مربوطه» مصرف داخلی دارد. تجارب سنت سیاسی درشرایط بحران وجنگ درافغانستان نشان داده که اجماع هایی ازین نوع، درتصادم با حوادث بعدی، مقاومت ضعیف دارند و دیر یا زود، دربرابر چالش های بعدی که درپیچ وتاب حوادث ومعامله ها بروز خواهد کرد، به اقطاب کوچک وکوچکتر تبدیل می شوند.
حفظ وحدت تئوریک وموضع گیری های عملی این نیروها ( که تمرکزبرچهره ها وافراد دارد) در دراز مدت اگر محال نباشد، دست کم سخت دشوارخواهد بود. دلیلش این است که اجتماع نیروها فاقد زمینه های ارزیابی شده طبیعی است و صرفاً شرایط دشوار جنگ وتهدید ناشی از خروج قوت های خارجی از کشور، آن ها را زیر یک چتر تبلیغاتی کشانیده است. این سیاسیون در بیست سال اخیر درنظر وعمل درچندین نوبت با هم جنگیده وبار ها وحالا نیز از منظر ساختار درونی، اهداف متفاوت ومتناقض، برنامۀ سیاسی وقومی، مرزکشی های حقوق سیاسی درحکومت، مثل گذشته با هم کنار نیامده اند. 
فرمول آنان چنین است: وقتی قدرت حاصل شد، روی تقسیمات مشکلی پیش نخواهد آمد!
دوش به دوشی پیش هنگام سیاسیون خارج از حکومت، درصحنۀ انتخابات، حاصل جبر شرایط است واین خطر وجود دارد که با ظهور یک شخصیت جدید مورد حمایت امریکا و یا قهرمان انتخاباتی که از طیف قوم پشتون وارد کارزار شود، این مشارکت لفظی جایش را به تفرق وتجزیۀ سیاسی وانتخاباتی خالی کند.
از آن جایی که موضع گیری های اعتراضی «جبهه ملی» و نسخۀ مشابه سیاسی وتشکیلاتی اش «ائتلاف ملی» تیم حاکم کرزی- فهیم وخلیلی را تحت فشار می گذارد، تا مدتی از حمایت لفظی امریکا هم بهره ور خواهد بود مگر با روشنتر شدن مسیر سیاست بین المللی درقبال حاکمیت آیندۀ سیاسی درکشورو با اختتام مأموریت نیروهای فشار، بیلانس جدیدی شکل خواهد گرفت که درنهایت امر مسأله بازگشت این نیروها به قدرت سیاسی را زیر سوال می برد. زیرا اعلام توافق «انتخاباتی» از سوی سیاسیون ضد طالب، ظاهراً به هدف احراز کرسی ریاست جمهوری نبوده و دسترسی به کرسی های معاونت اول و دوم ریاست جمهوری است.
پرسش این است که آیا تیم حاکم کرزی- فهیم- خلیلی به ساده گی میدان را رها خواهد کرد یا آن که با توجه به داشتن امکانات گستردۀ مالی ونفوذی، سعی خواهند کرد به نحوی، تشکیلات خرد وکوچک سیاسی را هم دراردوگاه «ائتلاف ملی وجبهه ملی» وهم درمیان حزب اسلامی، حزب حق وعدالت ببلعند؟ از یک نظر، تیم حاکم نسخۀ تشکیلاتی ونظری خود را درچهارچوب «ائتلاف ملی» وهمچنان دروجود سیاسیون متفرقه از جمله استاد عطا محمد نور، حفظ کرده است.
با پیشرفت احتمالی تلاش های دپلوماتیک درقطر، ممکن است طالبان جبهۀ سیاسی گسترده ای را موازی با تشدید جنگ به راه اندازد که درنتیجه (بدون شک) گزینه های وسوسه انگیز سیاسی ویک رشته مشوق های جدید را فرا راه رهبران و گروه های گرد آمده در جبهه ملی وائتلاف ملی قرار خواهد داد که به خودی خود می تواند ( همانند صف شکنی جبهه ملی درسال 2009 ازسوی قسیم فهیم) سبب تجزیه وفروپاشی زود هنگام اجماع مزارشریف شود. درزنجیرۀ رویداد هایی که تازه بدین گونه شروع شده، هنوز آغاز ماجرا است و باید منتظر حوادث ماند.
تجارب بیست سال اخیر بیانگر این حقیقت است که اگر فشار وچالش طالبان درگرماگرم خروج قوای خارجی به خطر مجسم برای سران ائتلاف ملی وجبهه ملی تبدیل شود، این اردوگاه حد اقل برای دفاع جبهه یی، ناگزیر درکنار هم خواهند ایستاد. اما اگر دپلوماسی طالبانی، جمع بازی نرم امریکا و پاکستان اوضاع سیاسی مطلوب و مقرون به معاملۀ باصرفه را به وجود بیاورد، فروپاشی ائتلاف های رسانه ای اجتناب ناپذیر خواهد بود. زیرا این ائتلاف ها هم درگذشته و هم درحال حاضر، درغیاب برنامۀ مدون ودراز مدت علمی (صرفاً به وسیلۀ «نخبه گان») اعلام شده است.