------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۱ دی ۲۷, چهارشنبه

عبدالله اوجالان؛ کوه کردستان در تلۀ گرگان

عبدالله اوجالان چریک زنده ودرحبس، اسطوره یی به وسعت رنج های بی پایان بشری است. نسل معاصرافغانستان به درک شناسنامۀ کردستان نیاز دارند.

عبدالله اوجالان تجسم شکوهناک آرمان های انسان کردستان ازچهارده سال پیش با صد قرن عذاب و گداز کردی ها به زندان ترکیه افتاد. گناهان کبیرۀ سردمداران ترک درساختن جهنم موهن ومنزوی برای مردم کردستان همانند همتایان شان درایران، عرق وسوریه، بی حساب است. با به دام افتادن عبدالله اوجالان و حقارت هایی که درحق آن مرد بزرگ روا داشتند، زنان و مردان رشید کردستان را به زانو درنیاورد. سرزمین کردها پیکر پارچه پارچه شده ای درمسلخ تاریخ است که سلاخان ایران، ترکیه، عراق وسوریه هرگزبر پیکره های زخمی آن رحم نکردند. اما از ده سال به این سو، هرچهار پارۀ جدا افتاده کردستان به تپش درآمده است وبرای اثبات هستی خویش شب وروز درنبرد است. ایران، ترکیه، عراق وسوریه روزی با شمشیر کردستان شق خواهند شد. ترکیه دربرابر مقاومت اوجالان سرافکنده است ومذاکره با «تروریست» را به هدف رهایی از مخصمۀ تاریخی ترجیح داده است. از فرماندهان پ ک ک و برادراوجالان خواسته اند شفیع شوند.
این هم گزارش کوتاه :

دیدار دو برادر عجیب نیست. ملاقات «عبدالله» و «مهمت» هم برهمین قاعده ‌است لابد. پس دیدارشان نباید عجیب باشد و به رسانه‌ها بکشد و برای دولت‌ها مهم. اما ملاقاتشان هم «عجیب» است، هم برای رسانه‌ها «جذاب» و برای کشورهای منطقه «مهم»؛ از لحظه‌ای که «مهمت» وارد زندان شد تا لحظه‌ای که بیرون آمد به «انتظار» گذشت.لابد ملاقات «مهمت» با «عبدالله» «عجیب» است چون 18 ماهی از آخرین ملاقات «عبدالله» می‌گذرد و مهم است، چون«عبدالله» دستور برگزاری مذاکره مهمی صادر کرده‌است. دیدار در زندان باید به شنیدن روزگار مادر و پرسیدن حال پدر و خبر گرفتن از آخرین زادوولد و مرگ‌ومیر فامیل بگذرد. مگر آن‌که زندانی نقش اجتماعی یا سیاسی‌اش بیش از موقعیتش در خانواده مهم باشد. «عبدالله اوجالان» چنین آدمی است. ملاقات «عبدالله» و «مهمت» اوجالان مهم است، چون از سران «کرد» هستند و در «ترکیه» زندگی می‌کنند. جایی که بزرگ‌ترین زندان برای روزنامه‌نگاران و منتقدان سیاسی است؛ روزنامه‌نگاران و مخالفانی بیشتر کرد. چهار روز پس از ترور سه عضو «پ.ک.ک» آن هم در نفس نفس‌های مذاکره نماینده نخست‌وزیر ترکیه با «عبدالله اوجالان» در زندان جزیره «ایمره آلی» دولت ترکیه چاره کار را این دید که برادر کوچک‌تر را به ملاقات برادر بزرگ‌تر بفرستد تا مهمت را اهرمی کند که پنجره مذاکره با کرد‌ها همچنان باز بماند. «مهمت» با «عبدالله» ملاقات کرد و بیرون که آمد کنفرانس خبری گذاشت. نگاه‌ها به دهان «پیک» عبدالله اوجالان بود تا ببینند برادر چه در سینه برادر گذاشته است. «مهمت» هم، دهانش را با حرف‌های امیدوار‌کننده باز کرد:«مانع از تجزیه ترکیه می‌شویم.» «مهمت» در مورد قتل سه عضو «پ.ک.ک»در پاریس همانی را گفت که همه انتظار داشتند. او گفت عبدالله اوجالان از این اتفاق «به شدت متاثر شده» و این ترور را «پیامی آشکار» برای جلوگیری از مذاکره دولت با کردها ارزیابی کرده است؛ مانند خیلی‌ها بیرون از زندان. 
«عبدالله» البته یک گام هم به جلو آمد. «مهمت» گفت «آپو» خواهان برقراری «ارتباط» با سران «پ.ک.ک» در کوه‌های «قندیل» است و برای آن‌که به جایگاه تشکیلاتی فرماندهان پ.ک.ک بعد از انتشار خبر مذاکره ضربه‌ای نخورد به دولت ترکیه پیام داده انتظارات سران «پ.ک.ک» برای دولت «روشن» شود. «مهمت» به نقل از «عبدالله» به تشکیلات تا الان قانونی کردها در ترکیه؛ یعنی نمایندگان حزب «صلح و دموکراسی»، هشدار داده هوشیارانه عمل کنند تا گفت‌وگو‌ها با دولت ترکیه «پایان» نگیرد. در حالی که عبدالله اوجالان از «ایمره آلی» به کردها هشدار داده مواظب باشند گفت‌وگو‌ با دولت ترکیه به دلیل مواضع آنان پایان نیابد، شش اف 16 ترکیه از پایگاه «دیاربکر» در شمال شرق بلند شدند، به شمال عراق رفتند و 18 نقطه از مواضع «پ.ک.ک» را در «زاپ»، «هفتانین» و «متینا» بمباران کردند. لابد باید کسی هشداری هم به «موضع» اف 16های ترکیه بدهد تا گفت‌وگوهای دولتشان با کردها پایان نگیرد.«مهمت» البته حرف‌های خصوصی هم در سینه دارد که باید به تشکیلات حزب کارگران کردستان ترکیه برساند. حرف‌هایی در مورد پیشبرد مذاکره با دولت و «سخنان دیگر». او گفته «سخنان دیگر» را فقط به اطلاع سران «حزب صلح و دموکراسی» و «کنگره جامعه دموکراتیک» می‌رساند. مذاکره عبدالله اوجالان با نماینده «رجب طیب اردوغان» اگر تاکنون برای کردها و دولت ترکیه نتیجه مشخصی نداشته برای «مهمت» فرصت دیدار تازه کردن با برادر داشته. لابد «آپو» حرف‌های درگوشی زیادی به برادرش گفته؛ حرف‌های خانوادگی.