-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ بهمن ۶, جمعه

فیض الله جلال: کار برادران تمام است!

وقتی که آمریکا و جامعه جهانی با طالب نجنگد و ناتو هم افغانستان را ترک کند، سالی که نکوست از بهارش پیداست.

آقای فیض الله جلال استاد دانشگاه کابل و آگاه امور سیاسی در گفت وگوی تلویزیونی گفت : یک ضرب المثل داریم که می گوید، در سیاست بسیاری گپ ها زده نمی شود بلکه فهمیده می شود.
حقیقت مساله این است که وقتی رییس جمهور برادرش را می کشند و هنوزم طالب را برادر می خواند معلوم است که خیلی مسایل را رییس جمهور می فهمد ولی با مردم افغانستان در میان نمی گذارد.

این مسایل چیست؟
بعد از کنفرانس بن، گروه هایی که در پهلوی جامعه جهانی علیه تروریسم مبارزه کردند، جامعه جهانی بعد از یک مدت به این نتیجه رسید که این ها به درد ما نمی خورد و به نفع افغانستان هم نیستند.
این ها جز منافع شخصی خود هیچ منفعت دیگری برایشان اهمیت ندارد، طالب دوباره ظهور کرد و بالاخره امروز به قدرت و قوت تبدیل شده است و فکر می کنم برادرانی که در فساد غرق هستند و جز منافع شخصی خود فکر دیگری ندارند و متاسفانه آرمان ملی و آرمان کشوری در این ها مرده است.
این ها را باید به وسیله طالب بردارند و اگر هم به وسیله طالب بر نمی دارند چنان این ها را ذلیل کنند و چنان خورد و کوچک کنند که هر تصمیمی را که دیگران می گیرند باید این ها اطاعت کنند.
به همین خاطر است که اینها نمایندگی خوب از مردم ما، جهاد و مقاومت نکرده اند. روی سرخ ما را زرد ساختند و می ترسم و تشویش دارم که حتی روی ما را هم سیاه کنند.
این ها متاسفانه کارهایی کردند که دشمن را قوی ساختند و تمام کارهایشان در آسیاب مخالفین آب رسانید و آنها را به یک قوت تبدیل کرد.
همان نیروهایی که دیروز جامعه جهانی آمادگی داشت در مقابل شان بجنگد حال امروز جامعه جهانی در کنفرانس بن دوم پروگرام صلح را به آنها ارایه می کند. در بن اول پروگرام جنگ و مبارزه علیه تروریسم، در بن دوم مذاکره و آشتی.
گناه این در وجود کسانی است که به افغانستان ما، جهاد، مقاومت و به تمام مردم این ها جفا کردند و هنوز هم این برادرها در فکر اصلاح خود نیستند.

این برادرها چه کسانی هستند؟
این برادرها را کلگی می شناسند. رفیق کرزی دو برادر دارد، یک برادرش طالبان است و یک برادرش هم همین افرادی هستند که همراه با وی گلوی مردم ما را گرفته است.

حرف آقای کرزی وقتی که آمریکا می رود و پس بر می گردد می گوید: آمریکا پس از سال 2014 با طالبان نخواهد جنگید. این چه معنا دارد؟
وقتی که آمریکا و جامعه جهانی با طالب نجنگد و ناتو هم افغانستان را ترک کند، سالی که نکوست از بهارش پیداست.
بگفته شما در یک هفته برادرها دو بار داخل شهر می شوند و خواب آرام مردم را نا آرام می سازد.
در مهم ترین نقطه شهر که دروازه امنیت ملی بود آنها عملیات کردند. حال حقیقت دارد که آنها عملیات کردند یا خود این ها یک حرکتی را به راه انداختند جهت اطمینان مردم.

این پرسش مطرح می شود که یک طرف مردم افغانستان است. 3 افسر و سرباز پولیس شهید شده است، کسانی که حتما خانواده دارند و در کنار آن هم در حین تصفیه کاری پولیس تلفات داشته است و این تلفات هم بر می گردد به مردم افغانستان، ده ها خانواده شاید حال در غم عزیزانشان باشند که بخاطر نظم رفته بودند و امشب دیگر باز نمی گردد. رییس جمهور هر روز برادر می گوید، مردم افغانستان بالاخره سرنوشت شان چه می شود؟
این ها به فکر مردم افغانستان نیستند. اگر به فکر مردم افغانستان می بودند گپ به اینجا نمی رسید. طالب که رفته بود و خلاص شده بود. چطور احیا شد؟ چطور در میان مردم جا پیدا کرد؟ چطور اکنون جامعه جهانی در برابرش تواضع می کند و مساله صلح را برایش پیشنهاد می کند؟ مساله ایجاد دفتر در قطر را برای آنها پیشنهاد می کند؟ دولت ترکیه و فرانسه پیشگام می شود که مذاکرات را با مخالفین سازماندهی کنند و این را جزء افتخارات خود می دانند.
نتیجه آن اشتباهات نابخشودنی بخشی از برادران کرزی است که در قدرت یکجا با کرزی این مملکت را به این مرحله رسانده است.
امروز صلح، صلح گفته می شود. من نمی دانم که صلح برای چی؟ یک تعریف درست از صلح هم وجود ندارد.
آیا صلح بین دولت و طالبان مسلح است؟ آیا طالب آمد با دولت یکجا شد یعنی صلح بکلی صورت گرفت؟
من برای شما می گویم که صلح افغانستان جدی تر از این حرف ها است. موضوع افغانستان پیچیده و دوجانبه است. آمدن طالب و آمدن 4 نفر دولتی در افغانستان هرگز صلح نمی آورد.
امروز جنگ افغانیستان جنگ قدرت است. صلح را ما باید در بسیاری مسایل دیگر جستجو کنیم و تا آن مسایل را ما مورد بحث قرار ندهیم و به صورت عینی و واقعی حقایق را روشن و واضح نسازیم که آینده افغانستان به چه گروه ها و به چه کسایی تعلق خواهد داشت، صلح وجود نخواهد داشت.

در پایان رهبری صلح را چه کسی خواهد کرد و افغانستان کجا خواهد رفت؟ افغانستان به سوی تاریکی خواهد رفت یا به سوی روشنایی؟
در وجود این صلحی که در دستور روز قرار دارد من روشنایی نمی بینم من تاریکی می بینم. من یک استبداد خطرناک مذهبی را تماشا می کنم که آزادی های اساسی را از مردم افغانستان خواهد گرفت. حقوق شهروندی را از زنان و مردم افغانستان خواهد گرفت. دستاوردهای 11 ساله جامعه جهانی (بقول خودشان) و مردم را از بین خواهد برد.
قانون اساسی را که مهم ترین دستاورد مردم افغانستان است بالاخره تغییر خواهد داد و افغانستان را در وضعیت بد دیگری قرار خواهد داد. این صلح به وحدت ما منجر نخواهد شد. این صلحی که این ها در پیش رو دارند به نفاق ملی ما دامن خواهد زد.

یک تعداد از کسانی که دهن پر آب هستند از فسادشان چیزی گفته نمی توانند و چب خاموش هستند، بخاطر حفظ منافع شخصی شان وحفظ سرمایه هایشان اما کل ملت افغانستان این ها نیستند.
به یاد داشته باشید که مردم افغانستان صلحی را که بر محور قانون اساسی، بر محور عدالت و بر محور مشارکت تمام نیروهای سیاسی اعم از نخبگان دموکرات، روشن فکران، مجاهدین دولتی و غیر دولتی، طالبان دولتی و غیر دولتی و زنان افغانستان که بیش از 50 درصد نفوس افغانستان را تشکیل می دهند نباشد این صلح بوجود نمی آید.
هزاران هزار روشنفکر در اروپا، آمریکا و استرالیا زندگی می کنند. هزاران هزار دانشمند و تحصیل کرده در هندوستان، پاکستان، ایران، آسیای مرکزی و عربی زندگی می کنند و منتظر یک فضا هستند و تا زمانی که آن فضا وجود نیاید هرگز صلح بوجود نمی آید.

صلح بین 2 گروه متخاصم که هر دوی آنها متاسفانه عقیده به دموکراسی، عدالت، حکومت قانون و وحدت ملی ندارد و هر دوی انها مسایل ملی و مذهبی را برای خود یک پوشیه ساختند و از این پوش برای رسیدن به منافع شخصی و گروهی خود استفاده می کنند این برای مردم افغانستان اظهر من الشمس است.

استاد ، دو مورد می خواهم مطرح کنم اینکه حکومت افغانستان صدها سازمان دهنده عملیات تروریستی را رها می کند چقدر افزایش این حملات با رهایی اینها رابطه دارد و بحث دیگر بحث مسوولیت پذیری فرهنگ استعفا در درون افغانستان است، هر روز در شهر کابل در ساعت انتحاری می شود. گزارش از تحقیق می دهند اما نتیجه معلوم نیست بالاخره در افغانستان فرهنگ چه وقت نهادینه می شود که یک کسی بیاید و بگوید که مسوول این عملیات من هستم؟
متاسفانه فرهنگ استعفا در نظام هایی مانند افغانستان اصلا مطرح نیست. در اینجا آدم بسیار مشکل به یک جایی می رسد. با واسطه، چابلوسی، تملق و بسیار مسایل قومی، سمتی و زبانی و آنجا جایی است که غنایم خوابیده است و به سادگی آن را از دست نمی دهد.

در اروپا و در کشورهای غربی و بسیاری کشورهای دیگر که هدف یک وزیر، دبیر و یا رییس جمهور خدمت به مردم است زمانی که می بیند خدمت نمی توانم و زمینه خدمت برای من مساعد نیست شرافت مندانه و آبرومندانه استعفا می دهد. سوال اساسی این است که صلحی که صورت می گیرد بین گروه ها، این گروه ها چه کسانی هستند؟ آیا همین گروه ها مسوول این وضعیت نیستند؟ چه رقم صلح بین این ها صورت می گیرد؟ تفاوت اساسی بین این ها و آنها در چیست؟ تفاوت اساسی این ها تفاوت پپسی و کوکاکولا است. این ها هیچ فرقی با هم ندارند.
چرا صلح را محدود می سازند بین گروه هایی که مسوول این وضع موجود هستند. جنگ افغانستان جنگ قومی نیست جنگ مذهبی نیست بلکه جنگ افغانستان جنگ قدرت است.
جنگ میان دو دیدگاه، دیدگاهی که طرفدار علم است و دیدگاهی که مخالف علم است. دیدگاهی که طرفدار مدرنیته است و دیدگاهی که طرفدار عنعنه پرستی و رفتار سنت گرایی و طرفدار تاریکی است.

کسانی هستند در دولت آقای کرزی که آب را در آسیاب مخالفین می ریزند و از نظر فکری نیز بسیار به هم نزدیک هستند. دوام این وضع موجود را به نفع خود می دانند و بسیار علاقه دارند که این وضع به همین طریق ادامه داشته باشد.
این گروه ها گروه های منفعت جو هستند. من به جامعه جهانی، آمریکا و انگلیس و سازمان ملل متحد می خواهم بگویم همانطور که افراد بی کفایت و منفعت جو را بعد از بن اول در قدرت آوردند که این ها علیه تروریسم مبارزه کنند که نکردند، علیه زهر تولید مواد مخدر مبارزه کنند که خود آغشته شدند، علیه فساد مبارزه کنند که خود نیز از سردمداران فساد شدند، این اشتباه را به نوعی دیگر تکرار نکنند.
از گروه های ضد حقوق بشری، ضد قانون افغانستان حمایت نکنند و به قدرت نرسانند و از این طریق جامعه و مردم افغانستان را متضرر نسازند. در هردو روش و برنامه تجربه نشان داد که پیامد خوب برای مردم افغانستان ندارد.
پس لازم است که جامعه جهانی در جستجوی نیروهای سالم و دیگراندیش، طرفدار علم، طرفدار پیشرفت و انکشاف افغانستان باشند. حمایت کردن از این گروه و از آن گروه دوام جنگ افغانستان است و مردم افغانستان هرگز روی صلح را نخواهند دید.