-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ دی ۱۷, یکشنبه

جریان واقعی حمله بر اسدالله خالد

ارگان امنیت ملی درقضیۀ ترور انتحاری اسدالله خالد هیچ تقصیر نداشته ودرکار خویش کمی وکاستی نشان نداده است.

اصل قضیه:
شخصی به اسم محمد نعیم که اهل منطقه من و اسدالله خالد (ناوه غزنی) می باشد و چهار سال قبل با امنیت ملی همکار بود اما بعدا به نسبت ارایه معلومات کاذب از جانب امنیت ملی توقیف و بعد از مدتی رها می گردد، در اواخر برج نوامبر 2012 خود را به اسدالله خالد از طریق دوست شخصی اسدالله خالد به اسم نعمت (نعمت نام اهل ولایت زابل و برادر یکی از وکلای پارلمان می باشد و درهنگام حمله بالای اسدالله خالد نیز موجود بود و از ناحیه چشم زخمی بر می دارد و در جرمنی زندگی می کند) می رساند و برایش اظهار می دارد که حاضر است برای وی (اسدالله خالد) در کویته به نفع وی کار به اصطلاح اوپراتیفی نماید و اسدالله خالد برایش بعد از تادیه پول و تکت پرواز به ولایت قندهار و ظیفه می دهد تا اولا مشکلات و دشمنی شخصی اش را با فامیل ملا رحیم الله که نامبرده نیز اهل ولسوالی ناوه غزنی می باشد و در زمان جنگ های داخلی و تنظیمی و هنگام متصدی بودن اسدالله خالد بحیث والی غزنی رخ داده بود (در زمانیکه اسدالله خالد والی غزنی بود دو برادر ملا رحیم الله به طور مرموز به قتل رسیدند.) حل نماید.

پنح روز قبل از حمله بر جان اسدالله خالد، محمد نعیم نام با اسدالله خالد از کویته پاکستان تماس بر قرار می نماید و برایش می گوید تا با ملا رحیم الله صحبت نماید.
در جریان مکالمه بین اسدالله خالد و ملا رحیم الله به گیله گذاری های محلی می پردازند و اسدالله خالد برای ملا رحیم الله پیشنهاد آشتی می نماید و ملا رحیم الله به شرط رهایی سه زندانی برایش وعده می دهد که مشکلات محیطی را با نامبرده حل می نماید و اسمای سه تن از زندانی های مربوط به اقارب خویش را برای اسدالله خالد می دهد و برایش اظهار می دارد که بزود ترین فرصت برادر خود را به کابل می فرستد تا از نزدیک با اسدالله خالد صحبت نماید و در این مدت پنح روز چندین بار بین اسدالله خالد و ملا رحیم الله از طریق تلیفون مستقیما صحبت صورت می گیرد.

اسدالله خالد چون هیچگونه تجربه و یا هم بهتر است بگوییم اعتمادی بالای معاونین و روسای مربوط به امنیت ملی ندارد، این موضوعات را با آنها شریک نمی سازد. در حالیکه یک روز قبل از حمله بر جان وی با دو نفر از وکلای طبقه اناث به اسم شینکی کروخیل و گلالی نور صافی جهت فعال نشان دادن خویش به آنها اظهار می نماید که فردا بسیار مجلس مهم و سر نوشت ساز دارم (پژواک از این دو وکیل در همان زمان نقل قول نموده است) و همچنان جهت فعال نشان دادن خویش نزد رییس جمهور هم همچنین اظهارات داشته است (مراجعه گردد به کنفرانس مطبوعاتی رییس جمهور بعد از اجرای حمله).

وقتی ملا رحیم الله به اصطلاح خامی اسدالله خالد را در میابد با درنظرداشت عمق دشمنی محلی فورا به فکر توطیه می افتد و یکی از اقارب خویش به اسم ثناءالله را موظف می سازد تا بسته مواد منفجره را تهیه نموده و در پلانگذاری و عملی نمودن پلان با وی همکاری نماید.

ملا رحیم الله برای فرستادن و اجرای عمل انتحاری شخص دیگری به اسم محمد حافظ (که نامبرده نیز از ولسوالی ناوه غزنی می باشد و در زمان والی بودن اسدالله خالد به جرم ارتباط با طالبان گرفتار می گردد و از طرف شخص اسدالله خالد شکنجه می گردد و بعد از طی مراحل عدلی و قضایی به ده سال حبس محکوم می گردد. که این عمل نامبرده را سخت در مقابل اسدالله خالد کینه توز می سازد اما نامبرده چهار و نیم سال قبل از کابل بنا بر موجودیت فساد تبدیل محکمه می گردد و بعدا با تادیه پول به یکی از مقامات اداره امور نامبرده از فرمان عفو رییس جمهور مستفید شده و رها می گردد). تعیین می نماید و جهت انتقال بسته مواد منفجره که به سیستم فشار دکمه عیار گردیده است خانم برادر خود را راضی می سازد. (در زمان حاکمیت طالبان ملا رحیم الله برای برادرش که فعلا در عربستان سعودی به سر می برد با استفاده از مشکلات سیاسی و اقتصادی مردم کابل از قریه خواجه رواش یکی از دختران نوزده ساله را از فامیل مجبوری در مقابل مبلغ پانزده میلیون افغانی آنزمان به عقد نکاح در می آورد و با در نطر داشت حساسیت موضوع از اخذ نام خانم و فامیل نامبرده خود داری می نمایم).

فامیل متذکره بعد از رسیدن به کابل با اسدالله خالد از رسیدن خویش از منطقه کوته سنگی اطلاع می دهند و اسدالله خالد هم ذوق زده گردیده و یکی از خواصان خویش را به اسم مسعود که با وجود نداشتن هیچ نوع تجربه استخباراتی بنابر رفاقت شخصی بحیث رییس یکی از ادارات مهم امنیت ملی تعیین گردیده است وظیفه می دهد تا میهمان خاص که گویا برادر ملا رحیم الله است به میهمانخانه خاص و شخصی اسدالله خالد واقع تایمنی انتقال بدهد، که اسدالله خالد در این مدت بدون اشخاص غیر مسوول و رفقای شخصی خویش هیچکس را از جزیات موضوع آگاه نمی سازد.
حتی بررسی و تلاشی بدنی شخص انتحاری از طرف افراد شخصی و دوست خاص اسدالله خالد به اسم مسعود صورت می گیرد و به این ترتیب رییس عمومی امنیت ملی به اساس اغراض شخصی و سوء مدیریت مورد حمله قرار می گیرد که در این رابطه پنج مرد و یک خانم که همه شان اهل ولسوالی ناوه غزنی می باشند از طرف امنیت ملی دستگیر می گردند و فعلا در توقیف امنیت ملی قرار دارند.

رییس جمهور از تمام جزیات از طریق وزیر داخله آگاه گردیده است و به خاطر اینکه رییس جمهور خطای خود را کتمان نموده باشد از افشای این موضوع جلو گیری می نماید و به اصطلاح عزت و آبروی یک ارگان مهم کشور را فدای رفاقت شخصی خویش نماید.
به همین جهت رییس جمهور موضوع را در دیدار سه جانبه ترکیه جدی دنبال نکرد چون می دانست موضوع ناشی از سوء مدیریت شخص اسدالله خالد بوده است.

ملا رحیم الله که اهل ناوه غزنی می باشد و از قوم تره کی می باشد، برای مدتی معاون والی نامنهاد طالبان برای ولایت غزنی بود و فعلا منحیث یک مهاجر افغان در شهر کویته پاکستان زندگی می نماید.
نشرشده درسایت شبکه اطلاع رسانی افغانستان