-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ بهمن ۵, پنجشنبه

شرایط امریکا دردادن اسلحه به افغانستان


برای امریکایی ها مهم است که بدانند چه کسانی اردوی ملی را رهبری می کنند وآیا خطرآن وجود ندارد که تجهیزات پیچیدۀ طیارات بی سرنشین دردسترس ایرانی ها قرار بگیرد؟


حامد کرزی رییس جمهور افغانستان دربازگشت از واشنگتن اظهار داشته بود که امریکا افزون بر دادن وعده های کمک هوایی به افغانستان، پرنده های تهاجمی بی سرنشین را در اختیار اردوی افغانستان قرار خواهد داد.
درین رابطه با توجه به سیاست هایی که درمحور افغانستان از جانب امریکا پیش گرفته شده، باید برداشت های خود را تنظیم کنیم. امریکا درحال خارج کردن سامانۀ پیشرفتۀ جنگی خویش از افغانستان است وجنگ ازین پس، با استفاده از همان سلاح های معمولی که درگذشته به کارگرفته می شد، به وسیلۀ نیروی بومی ( اردوی ملی وپلیس) دنبال خواهد شد. امریکا درشرایطی از افغانستان بیرون می رود که کشور درآستانۀ انتقال قدرت سیاسی به یک تیم جدید است ورقابت درونی قدرت، ممکن است برسرنوشت دست آورد های تاریخی ده سال اخیر تأثیر منفی داشته باشد.
درشرایطی که ارتش امریکا برسرنوشت جنگ مدیریت واشراف مستقیم نداشته باشد، بعید است جنگ افزارهای پیشرفته را در اختیار اردوی افغانستان قرار بدهد. درشرایطی که امریکا حکومت افغانستان را به عنوان «شریک مطمئن» خویش تشخیص ندهد، اسلحۀ مؤثر به افغانستان نمی دهد. این سیاست مشابه به همان سیاستی است که از هفتاد سال پیش، در برابر سردار داوود خان درپیش گرفته بودند. درآن زمان آرزوی امریکا مشخصاً از داوود خان این بود که قبل از دریافت اسلحه از امریکا، باید دشمنی ادعایی خود علیه متحد کلیدی آن کشور (پاکستان) را حل کند. بنا به استدلال مقامات امریکایی درآن زمان، این تهدید وجود دارد که ممکن است افغانستان اسحلۀ برتر را برضد پاکستان استعمال کند که درین میان منافع امریکا درمنطقه ضربه پذیر می شود.
تفاوتی که حالا به چشم می خورد این است که هدف از استقرار امریکا درافغانستان، نظارت وکنترول استراتیژیک بر چندین قدرت آسیایی است ولازمۀ دیده بانی قدرت های آسیایی از موضع افغانستان لزوماً اجازه نمی دهد که توازن در خود افغانستان به زیان منافع غرب دستخوش تهدید شود. امریکا نسبت به دوران داوود خان خود مستقیم وارد میدان شده و داشتن یک متحد بومی درافغانستان برای آنان بسیار مهم است. تیم حاکم درکابل ظرف سال های اخیر اثبات کرده است که درموارد اساسی، سیاست مبتنی براستقرار واطمینان را در پیش نگرفته است.
برای امریکاییان این مسأله اهمیت کلیدی دارد که چه کسانی وکدام نیروها اختیار اردوی ملی افغانستان را دراختیار خود دارند. از روی همین اصل مهم، تصمیم می گیرند چه سلاح هایی به افغانستان بدهند و چه گونه درمورد دادن سلاح های مهم تر، وعده های خویش را به زمان های آینده حواله بدهند. دراحوال کنونی که حکومت کابل روزتا روز ضعیف تر شده و از سوی امریکا درمنجلاب بحران تنها رها می شود، داشتن امید به کمک های نظامی پیشرفتۀ امریکا به اردوی ملی یک خیالبافی محض است. امریکا از دادن جنگ افزار پیشرفته به افغانستان دغدغۀ دیگری نیز دارد. ممکن است شبکه های ایران به تکنولوژی پیچیدۀ طیاره های بی سرنشین دسترسی پیدا کنند که این موضوع برای امریکا بسیار اهمیت دارد.
امریکا منتظر است ابرهای تیرۀ سیاسی وبی اعتمادی موجود بین کابل وواشنگتن از فضای مناسبات دو کشور دور شوند. این کار بدون «تغییر تیم سیاسی» موجود ممکن نیست. همان گونه که سیاست یک دهه قبل امریکا درافغانستان جایش را به نگرش وبرخورد جدید خالی کرده است، رژیم برآمده از کنفرانس اضطراری «بن اول» نیز الزاماً با یک ساختار جدید انتخابی، فراگیر و از ظرفیت و داشتن رابطۀ مثبت با جهان، جای خود را به تیم جدید بدهد. بنابرین تا زمانی که ابهامات موجود از میان نرفته، کمک نظامی امریکا به اردوی ملی، به گونه ای که تیم حاکم از آن برای استمرار قدرت خود استفاده بتواند، انجام نخواهد گرفت.