-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ بهمن ۳۰, دوشنبه

فاجعه ای درپس کنایۀ جنرال!

خطری خفته درسخنان جنرال امریکایی این است که سیاست تیم حاکم خود به خود شرایط را برای تحقق تغییر بنیادی سال 1392 فراهم خواهد آورد!

جنرال جوزف دنفورد که به روز یکشنبه با تعداد محدود از خبرنگاران در کابل صحبت می کرد، گفت که افغانستان به عنوان یک کشور مستقل می تواند تمام عملیات های نظامی را به تنهایی انجام بدهد. او با تکرار فرمایش رئیس جمهورکرزی، اظهارداشت که نباید نیرو های افغان در هنگام اجرای عملیات نظامی خواهان حمایت هوایی نیرو های خارجی گردند، موافق است.
این یک طنزی مرگبار است که درسخنان زیرکانه جنرال امریکایی افاده شده است. تعریف این حالت آن است که طالبان درنبرد های شروع بهار، با هیچ چالش کلان برای تصرف شهرستان ها وسپس مراکز ولایتی روبه رو نیستند و ناتو از پایگاه های خویش، فروپاشی مرحله به مرحلۀ حاکمیت را تماشا خواهند کرد.
پی آمد فروتنی دپلوماتیک جنرال ارتش امریکا وناتو، دربرابر بازی تیم حاکم درکابل بسیار اسفبار خواهد بود و درواقع زنگی برای شروع جنگ داخلی به صدا درمی آید. نیروهای ضد طالبان، چه آنانی که دردولت قایم شده وچه آنانی که درخارج از تشکیلات دولت به طورمسلح وسازمان داده شده فعال هستند، برای دفاع از خود آماده گی می گیرند.
تیم حاکم «عملیات شبانۀ» نیروهای ائتلاف را ممنوع کرد؛ طالبان ازنظر اسلحه وانگیزۀ نبرد، نسبت به اردوی ملی برتری دارند. «گرفتن مسئولیت های امنیتی» به شکل خام ودرشرایط فقدان زمینه های اقتصادی، مدیریت واداره و رسانیدن خدمات، با سرعت انجام شد. نارضایتی عمومی درحال گسترش است وپیوستن مردم به دسته های مسلح از نوع طالب و ضد طالب درشهر ها و مرز ها شدت گرفته است. از برکت سیاست های غلط و سردرگم، اکنون از قریه های دور دست تا مراکز ولایات، راه برای جبهه سازی و نبرد کوچه به کوچه به روی طالبان بازشده است. جالب ترین جهت این وضع آن است که ناتو وامریکا دقیقاً ازین بحران به هدف ایجاد یک دم ودستگاه سیاسی جدید بهره برداری می کنند.  
این که ازین پس کدام نیرو به زمین می خورد و چه نیروهایی از امواج جدید جنگ و بحران روی به عنوان قدرت برتر و غالب فراز می آیند، نتیجه آن روشن است: هیچ نیرویی برتر درافغانستان وجود ندارد مگر این که ازسوی قدرت های متحد جهانی مورد حمایت قرار گرفته و ایران وپاکستان نیز درین پروژه نفع خود را ضمانت نکرده باشند.
توازن قوای متخاصم، جنگ بدون برنده را بازهم طولانی خواهد کرد وتیم حاکم به عنوان حکومتی که به تمام فرصت ها و مسایل ملی پشت پازده است، هم از درون و هم از بیرون خرد وخمیر خواهد شد.

رئیس جمهور کرزی گفت:
اگر این مساله حقیقت داشته باشد، بسیار جای افسوس و شرم است که منسوبین امنیتی ما در خاک و خانهء خود در برابر چهار نفر، از خارجی ها طیاره می خواهند و آنان قریه های ما را بمبارد می کنند.
امروز از همین جا اعلان می کنم و فردا حکم هم صادر می کنم که هیچ قوت نظامی در افغانستان درهیچ حالتی، در خانه و قریهء خود ما طیاره های خارجی ها را برای اجرای عملیات خواسته نمی توانند.
مگر رئیس جمهور، حکومت وقوماندانان نظامی را کدام نیروها روی صحنه آوردند وبه بهای صدها میلیارد دالر و حیات هزاران سرباز خویش، به آقایان قدرت وشوکت بخشیده اند؟ درین جا بحث تازه ای به نام این «شرم چیست؟» به میان می آید که خود داستان دیگریست.
به هر حال، خطری خفته درسخنان جنرال امریکایی این است که سال 1392 سال سقوط حکومت و شروع محاکمات تاریخی خواهد بود! تعریف سقوط به معنی روی صحنه آمدن طالبان آن طوری که دردهه هفتاد اتفاق افتاد نیست، سقوط حکومت از درون خواهد بود ونیروهای تازه نفس مسلح، سیاسی، از میان «تنظیم» ها سرخواهد کشید که نخستین مأموریت شان، مصادرۀ ثروت های حرام رهبران جهادی وقوماندان ووزیران بی ریشه خواهد بود.