-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ بهمن ۳۰, دوشنبه

در پیچ وخم رابطه ها

قابل توجه محترم عبدالکریم خرم، رییس دفتر مقام عالی ریاست جمهوری!

مرکز رسانه های حکومت که فی الحال در چوکات ریاست دفتر مقام عالی شامل گردیده تقریباً مدت زیادتر از یکسال می شود که بعد از معرفی یکی از معاونین آن بنام صفت صافی رو به رکود و از هم پاشی است.

مرکزی که بر اساس استراتیژی آن اکنون باید در 34 ولایت افغانستان فعال می بود، مراکز کوچک رسانه ای با هماهنگی یکدیگر پیام های حکومت را شکل داده از یک مرجع و از یک زبان به مردم بازگو می کرد و حکومت و مردم را از طریق اطلاع رسانی درست و یکصدا نزدیک می ساخت، فعلاً متاسفانه متاسفانه به یک مرکز چرس کشی و نصوار پرانی تبدیل گردیده است.

هرچند شخصی بنام زاهد که مسولیت اداری این دفتر به وی سپرده شده است، کوشش های فراوانی خود را به خاطر بهبود آن نمود، اما در این اواخر معلوم می شود که آقای صفت صافی با حرکات طفلانه و غیرمسولانه خویش ایشان را نیز دلسرد ساخته اند و آهسته آهسته این نهاد نهایت مهم دولتی به یک مرکز ماجرا تبدیل خواهد گشت.

با آمدن صفت صافی در مرکز رسانه ها به گفته خودش سیاست داخلی تغییر کرد و گلیم قرارداد های سفارت امریکا که معاشات کارمندان را تمویل می کرد جمع شد، کمک های دیگری که برای مصارف ایجاد دفاتر ولایتی و کنفرانس ها و نشست ها و تریننگ ها اختصاص داشت واپس گرفته شد، بقایای تیم وحید عمر، سخنگوی سابقه رییس جمهور همه برطرف شدند و بجای ایشان چندین دانه صافی دیگر با تغییر تخلص مقرر شدند، فشار های روانی و حق و ناحق به برادران دری زبان شروع گردید که تا حال ادامه دارد و در نتیجه داکتر عبدالحکیم عاشر رییس این مرکز نیز مجبور به فرار شد و سیامک هروی اخراج و بخش ها یکی بعد دیگری فلج گردید و کدام کار محسوس انجام نمی شود که قابل ذکر باشد.

میز طعام خانه مرکز ، به یک میدان مسابقه بزکشی تفاوت اندک دارد، آن این است که در بزکشی همه اشتراک کننده ها برای تهاجم سهم مساوی دارند ولی در میدان مرکز رسانه ها، سهم اول و جای بالا را صفت صافی در اختیار دارد و تا حاضری را در سر میز طعام خانه نگیرد کسی حق لقمه گرفتن ندارد. آقای صافی به طعام خانه داخل شود و وای بجان کسی که ایستاد نشود، یک بهانه خاص آورده نان چاشت را زهرجانش می کند...

حالا می پردازیم به سیاست خارجی آقای صافی:
قبضه نمودن لندکروزر مودل سال،
دید و وادید محصلین لیلیه که بنام پوهنتون و دانشگاه مظاهره می کنند،
ملاقات با یگان ملا و چلی که با سفارت پاکستان و عربستان رابطه داشته باشد،
کوشش ملاقات با یگان دختر که میگن یک سیلی هم خورده،
استخدام یکی دو دانه کارمند مزدور در اطرافش که به دهل وی رقص کند، چرس کش کند، نصوار پرانی کند و شیطنت این و آنرا بکند و بالاخره در ختم هر روز گزارش های کاری دروغین را باهم ساخته به حضور رییس صاحب دفتر مقام عالی برساند که ما امروز کار کرده شمشیر زدیم.

رییس صاحب دفتر مقام عالی ریاست جمهوری! هر چی انتظار کشیدیم که اصلاحی بوجود بیاید که نیامد، هر چی انتظار کشیدیم که با فرار داکتر عاشر، رییس بهتری خواهد آمد و به افغانستان و مردم افغانستان دل خواهد سوختاند که نیامد، هر چی انتظار کشیدیم که روزی شما را ببینیم و عرض حال خویش را بیان کنیم که بنابر مصروفیت تان از لطف دیدار شما نیز محروم شدیم. در نهایت مجبور گردیدیم تا این نامه سرگشاده را بشما بنویسیم تا ما کارمندانی که به هیچ گروه سیاسی وابسته نیستیم و مظلومانه در راه خدمت به مردم و وطن خویش فداکاری میکنیم، به داد ما برسید.

ما می دانیم که افرادی توسط اشخاص یا گروه معرفی می شوند، به جا و مقام می رسند، از نام شما سوء استفاده می کنند و در آخر باز نام شما را بد می سازند که مردم فکر کنند خدای ناخواسته کار و عمل شما بوده است. در حالی که شما مصروف امور مصالح ملی، عام المنفعه، ایمانداری و مردم سالاری بدون تبعیض هستید، همچنین اشخاص در اطراف شما نه تنها به حیثیت و شخصیت شما لطمه وارد می کند بلکه به ضرر تمام اقوام افغانستان تمام خواهد شد که امیدواریم هر چه عاجل تر صدای ما را شنیده به داد ما برسید.

و السلام
کارمندان مرکز رسانه ها