-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۱ اسفند ۵, شنبه

نقش تاریخی جنرالان اردوی ملی

اردوی ملی باید از قومانده پذیری حلقات سکتاریستی پرهیز کند؛ از اشتباهات گذشته درس مشخص گرفته واعتماد مردم وجهان از از دست ندهد. درغیرآن همه چیز یک باردیگر به صفر برخواهد گشت.

علی رغم گردش دود تلخ بحران مالی دردنیای سرمایه داری، فیصلۀ بین المللی دربروکسل به هدف ایجاد چتر حمایت مالی برای اردوی افغانستان نشانگرصریح امری اجتناب ناپذیر دال بر ادامه و گردش جنگ دراشکال نوین درحوزۀ افغانستان پس ازسال 2014 است.
اما موضوع بسیار حساس که دربارۀ آن دررسانه ها صحبت نمی شود این است که اردوی نوپای افغانستان که ناتو به واسطۀ آن درصدد حفظ حضور نظامی دیرمدت و نیابتی خود درمنطقه خواهد بود، از نظرسیاسی ازچه نیرویی درافغانستان فرمان خواهد برد.
پرسش هایی که دربارۀ کندی وتعلل درپروسۀ تجهیز کامل وقدرتمند اردوی افغانستان از سوی ناتو مطرح می شود، به زودی جواب داده نمی شوند. این موضوع تا کنون با «اما» و«اگر» های ظریفانه و احتراز از دادن تضمین های قاطع وکارساز که در اظهاریه های مبهم سخنگویان ناتو به چشم می خورد، بیانگر آن است که ناتو با وضعیت دوگانه گی به می برد.
این تحلیل وجود دارد که تیم حاکم از قشون قوی و نیروهای امنیتی برای تقویت یک تیم خاص درقدرت سوء استفاده خواهد کرد. دیریست که برگ های روزنامه ها و پرده های تلویزیون ها گزارش هایی را درمورد تلاش دولت افغانستان درجهت «حفظ قدرت» بازتاب می دهند. تلاش هایی که نقض صریح قانون اساسی، نقص اصول بین المللی، نقض حقوق احزاب وحلقات معتقد به دموکراسی ومردم سالاری است. این حرکت به طورواضح ایدۀ «تغییرسیاسی ومسالمت آمیز» قدرت درافغانستان را مورد تهدید قرار داده است.
دادن سلاح پیشرفته به اردوی ملی جزو برنامۀ بین المللی به شمار می رود؛ اما درشرایطی که اردوی ملی دردست گروه های خاص فرقه ای که قدرت را از دیدگاه زور، تنظیم گرایی، سرکوب وغصب نظام تعبیر می کنند، اعطای «شمشیردردستان یکی زنگی مست است.» که می تواند برای مقابله با جنبش تغییر درداخل کشور ازآن ابزاربهره ببرد، یا سلاح جهان را علیه حضور جامعه بین المللی به کار اندازد.
جنرالان ارشد اردوی ملی باید اثبات کنند که از تجارب گذشته درس گرفته اند؛ از حوادثی که یک اقلیتی از سیاستمداران هردم خیال و سیاست زده، اردو را به جان «دموکراسی» ونظام نیم بند «مشروطیت» انداختند و نسل دیگری از سیاسیون انگشت شمار، اشتباهات جبران ناپذیر سردارداود خان را درسال 1371، به قباحتی گسترده تر وبدعتی نابخشودنی تر، اردو را به اقوام، تنظیم ها و حتی قوماندانان متخاصم تقسیم کردند. حالا نیز همان خطر وجود دارد و جامعه بین المللی سعی دارد نخست از افکارو تمایلات رهبران نظامی ( حرفه ای) نسبت به افغانستان واتحاد با دنیا مطمئن شود. آن گاه اردوی افغانستان ممکن است مأموریت خود را به عنوان ژاندارم منطقه به منظور نظارت و حفظ توازن در کل آسیای مرکزی آسیای جنوبی آغازکند.
حالا مبرهن شده است که آسیا از «قلب» قاره باید کنترول شود.