-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۲ فروردین ۲, جمعه

جنتی؛ توقف درایستگاه معنویت


 این جوانثابت کردکه انسان است که براستی با آن چه متعلق به جسم ما و دنیای ظاهری مادیات است، تفاوت دارد.

 ساجد حسین جنتی، «ستارۀ» برومند هنروآواز دربرنامۀ رقابتی جوانان در شبکۀ «طلوع» درپاسخ به این پرسش عزیزیار که یک دستگاه موتری را که طور جایزه دریافت می کند، چه خواهد کرد؛ سخنی زد سخنستان که نقل بالمعانی اش چنین است:
امید دارم با پولی که ازبابت موتر وجوایز نقدی دیگر به من تعلق می گیرد، موفق شوم دستان کوچک کودکان خیابانی را بگیرم وبلند شان کنم تا زمینه ای برای آموزش وعلم آموزی آنان فراهم شود. دست افتاده گانی را که برای یک لقمه نان ازبام تا شام روی جاده ها رنج ها می برندواهانت ها درروح شان انبار می شود.
 برنامۀ «ستارۀ افغان» درافغانستان هشت دوره را کامل کرد و هشت «ستارۀ» آواز خوان را به جامعه اشتهار داده است. مگر درکمال صراحت مشاهده شده که تا کنون همه ستاره های درجه اول، ازنظرتولیدات هنری و کسب فضیلت های درخور، رو به افول وفراموشی نهاده وازبرکات هنر و معنویت درونی مفلس باقی مانده واز یاد ها رفته اند.
ساجد حسین جنتی ستارۀ برگزیدۀ دور اخیر، سخنانی نیکو سنجیده وارزشمندی گفت بالاتر ازسن وسال خویش که مایۀ مباهات برای نسل امروز افغانستان است. آن چه وی گفت، کسی نگفته وهمگنانی چون او درچنین بازار گرم احساسات، به آن نیندیشیده بودند. این جوان علوطبع وکمال یک روح منزه را درسیمای خویش به رأی العین معرفی کرد. جوانان درسنین هفده وهجده و حتی در بیستمین بهار زنده گی شان، ازنظر احساسات ونکته سنجی وهوشمندی رقیق هستند وبه قول معروف، دارند دورۀ دیوانه گی را از سر می گذرانند. ساجد جنتی درین احوالی که انسان افغانستان ازنظررحم وعطوفت به فریاد العطش پناه برده است، حدیثی ازلونی دیگر واز سنخی دیگر برزبان آورد.
تا جایی که درین سال ها مشاهده کرده ام، جوانان درتوضیح توانمندی های خویش، بالطبع ذوق زده و اسیرمبالغه های احساسی وگفتاری بوده اند وچیزهایی درباب ظرفیت های خویش گفته اند وسپس از افکارعمومی نکته های بهتر وحقایق ارزشمند تری را آموخته اند، به ندامت رفته و ازگفتار اولی خویش تحاشی جسته اند. روح این جوان ازفیض معنویتی عالی خود به خود مدیریت شده است. اگر«خدا خوانده گی» تعاریفی بسیار داشته باشد، یکی اش همین است که جنتی دارد.
برای او، هنر عمل کاملا درونی و فقط پاسخ درونی به روح انسان است. اوبا این گفتارنیک، ازارتعاش روح خویش، شعر انسانیت را به آهنگ کشید.  ثابت کردکه انسان است که براستی با آن چه متعلق به جسم ما و دنیای ظاهری مادیات است، تفاوت دارد.
من به عنوان بیننده به این نگرش عارفانۀ جنتی احسنت می گویم ودرود می فرستم.
 رزاق مأمون