------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۱ اسفند ۱۳, یکشنبه

«بچه های بزکشی» درکابل مأیوس شدند

زلزله ای روانی ازیک نامردی، روح «بچه های بزکشی» را با یک تجربۀ بسیارالمناک آشنا کرد.

عصر روز یکشنبه بازیگران فیلم «بچه های بزکشی»- جوانمرد«پائیز» و فواد «محمدی» بعد از اتمام مراسم اعطای جایزۀ «اسکار» درامریکا به کابل بازگشتند اما ین نخبه های افتخار نسل جوان افغانستان درکمال نا امیدی متوجه شدند که هیچ یک از مراجع رسمی وغیررسمی ازآنان پذیرایی قرار نکردند. هیچ یکی از مافیای دولتی شامل، وزارت اطلاعات فرهنگ، اتحادیۀ سینما گران و نهاد هایی که تحت نام هنر و سینما سمارق گونه در کابل پیدا شده و لوایح کلانی دربالای مراکز خویش نصب کرده اند، ازین نوباوه گان هنرور استقبال نکردند. همین حادثه که درنوع خود درافغانستان پیشینه ندارد، بدون گزافه گویی اثبات می کند که وضعیت هنر درحالت گروگان از سوی مدعیان هنر، اجاره داران کرسی های رسمی دروزارت اطلاعات و فرهنگ درچه احوال اسفباری قرار دارند.
این درحالی است که بارها دیده شده که یک کرکت باز، یا تکواندو کار با ساز وسرود ملی و گلهای پنج کیلویی پاکستانی استقبال شده و از هرمرجع حکومتی و غیرحکومتی با راه اندازی تخت های روان و آفرین گویی و «به به» های بسیارمبالغه آمیز شنیده اند و پارتی های میان تهی وغرض ورزانه به خرج دولت برپا شده است؛ اما عصر یکشنبه صحنه ای غم انگیز درمیدان هوایی کابل به مشاهده رسید که شکاف عمیق بین هنر وبی هنری، میان صداقت وریاکاری مسئولان رسمی وجمعی از نهاد های سینمایی که در گوشه و کنار پایتخت کوته گک های سرای را به نام «مرکز» یا دفاتر تولید فیلم بند انداخته اندو اصل مأموریت شان سخت مشکوک است، به عیان افشا کرد. ازانتحاری وتروریست استقبال می کنند؛ واسکت های شان را از تن شان بیرون می کنند ونوازش می کنند؛ اما به حق طبیعی دو طفل که برای کل افغانستان نام ونشان آورده اند، بی حرمتی می کنند. وقتی جنایتکاران متکرر به نام «مصالحه» بعد از کشتن، ماین گذاری، دخترپرانی، تجاوز برکودکان وراهزنی ظاهراً به پروسۀ خنده آور«صلح» مسلح می پیوندند، ریش سفیدان، فرماندهان و مقامات محلی با ده ها چپن وقرآن کریم به استقبال شان می روند و بدین ترتیب قرآن و حقانیت مسایل را به استهزاء می گیرند.
این دیگر مسجل شده است که ابرهای تیره ای از تضاد شگفت، برفضای مناسبات فرهنگی درجامعۀ افغانستان درجولان است. روحیات تقسیم شده است و انحطاط قومی وسیاسی از سروصورت کرسی داران می ریزد. نام افغانستان غرقه درمصیبت، باری درتالار مراسم بین المللی «اسکار» طنین انداز شده اما به قول ماکسیم گورگی، این ارجمندان جوان درمیهن خویش بیگانه اند؛ حال آن که بهترین فرزندان این آب وخاک اند.
وقاحتی بزرگ تر از چنین برخورد نا صواب و نامردانه دربرابر هنر و ارزش های نسل جوان قابل تصور نیست. هیچ ذهن با شرف و هدفمند، این همه دسته های کذاب سینمایی و اتحادیه های بیگانه با هنر را نخواهد بخشید. نسل جوان باید بداند که آیندۀ شان درگرو چه نیروهایی لجن آلود قرار گرفته است.