-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۲ فروردین ۱۴, چهارشنبه

اسدالله «خالد» درفصل دوم مأموریت


چند نکتۀ مشورتی به اسدالله خالد


 اسدالله خالد رئیس عمومی امنیت ملی درطی اقامت چهارماهه روی بستر شفاخانه، بی تردید در رابطه با مسایل امنیت، مقابله با دشمنان شخصی و دولتی، کارشیوه های عملیاتی، اشتباهات ونقص های گذشته وسیستم اداری امنیت ملی با فراغت خاطر اندیشیده است واز شکست هولناک خویش درفصل نخست مأموریت درس آموخته است. حادثۀ ترور اسدالله خالد ممکن است ایشان را از نظر روحی چنان متحول ساخته باشد که رفتارایله جاری وتسامح لاقیدانه از مغزش پاک شده است. اکنون وی می داند که درمبارزه با شبکه های خرابکار با شرکت چندین کشور و صد ها گروه دشمن داخلی و دوستان به ظاهر «دوست» ، دیگر نمی توان با استفاده از روش های «تنظیمی» و «جبهه ای» و «جوربخیری های قومی» پیروزی به دست آورد.
درک ضرورت  استفاده از تجارب متحدان بین المللی افغانستان امری تعیین کننده است. معنای حضور بارک اوباما و وزیردفاع امریکا بربستر ایشان، پیامی روشن وگویا داشت و آن این که آنان به نقش وی درهدایت ماشین امنیتی افغانستان آگاه اند و از وی حمایت می کنند. خالد باید روی این نکته دقیق بیاندیشد که قدرت های جهانی به عنوان متحدان مردم افغانستان ( نه صرفاً چند نفرحکومتی) براهمیت کارکنان جوان وقوف داشته و حاضر اند آنان را تقویت ویاری رسانند. برای شخص خالد، این یک چانس عالی است که خودش را به جای خدمت گذاری به چند فرد غیرمنتخب، به مردم افغانستان وقف کند.
شرح این مسأله مهم است که  فعالیت اپراتیفی جبهه ای، دیریست مؤثریت خود را از دست داده است. شرط اساسی حراست از دولت و امنیت مردم، ایجاد سامانه وسازمان منسجم و متکی بر اصول تجربی و شبکه ای هسته های فعال مسئول در امنیت ملی است. متأسفانه امنیت ملی دربیست سال اخیر، بیست از بیست مرتبه تغیر کرده، تشکیلاتش به هم ریخته و نیزه های «ستون پنجم» از هرگوشه و کنار در بدنش فرو رفته است. گزینش های سلیقه ای، شخصی، تنظیمی وقومی درسازمان امنیت افغانستان، تعهد وکار آیی این سازمان را نیز تقسیم کرده است.  توجه به صفوف و قهرمانان «گمنام» و ایتارگر امنیت ملی تقریباً به صفر ضرب می خورد و روحیۀ دزدی و استفاده نا جایز از امکانات و صلاحیت ها به وسیله مأمورانی پراشوتی وسفارشی، روحیۀ وفاداری و قاطعیت را درمیان اپرات ضعیف کرده است.
همین اکنون، کارکنان معلوم الحالی درامنیت ملی وجود دارند که رابطۀ آن ها با ایران و پاکستان به روشنی محرز است وحتی زنان ایرانی و چینایی دارند؛ اما همین افراد از سوی مقامات عالیه دولتی و تنظیمی حمایت می شوند وهیچ کسی جرئت بیجا کردن آنان را ندارد. همین اکنون کسانی درامنیت صاحب جاه ومقام اند که خانواده های شان درخارج از کشور جا به جا شده و این درقانون امنیت ملی کفر است. برخی از مسئولان به شکل مرموزی ثروتمند شده و این سوال پیش آمده است که مسئولان مذکور چنین توانایی مالی را ازکجا منابع داخلی یا خارجی کسب کرده اند؟
گذشته ازین، شعبات مختلف امنیت ملی که درخط اول درگیری با تروریست ها و خرابکاران قراردارند، دیریست که از سرنوشت وآینده شان نگران اند. دولت وحکومت، مسئولان تنظیم ها وشبکه های مشکوک هریک سرگرم معامله با گروه طالبان، ایران وپاکستان اند واصل اعتماد ازبالا مخدوش شده است. اسدالله خالد این بارهم اگر به رسم ورواج تنظیمی درحراست از امنیت ملی افغانستان اتکا کند، با ضربات خرد کننده ای دیگر مواجه خواهد شد.
لازم است که درین مقطع حساس که کابل ومراکز مهم ملی با تهدید های چند جانبه مواجه است، نخست درجمع رهبری و سران امنیت ملی، تعریف مشخصی از دوست یا دشمن مردم و افغانستان ارایه دهد؛ یک هستۀ خاص رهبری به وجود آورد؛ نشست های منظم با هسته رهبری را همه روزه دنبال کند؛ مشورت وتحلیل های فیلتر شده را روزانه در اختیار خود داشته باشد و خلاصه یک حلقه ای از کارشناسان کارکشتۀ اطلاعاتی را به دور خویش ایجاد کند و به همه آنان اهمیت و صلاحیت قایل شود؛ سپس  بر زمینۀ چنین رویکردی، بنای عملیات و مقابله سراسری را اعمار کند.
اسدالله خالد باید این نکته را به تجربه تحلیل کرده باشد که سیاست هردم خیالی دولت وحکومت درامر حفاظت از منافع ملی، تابع منافع افراد واشخاص قرار گرفته و منافع ملی تحت الشعاع این روش مکروه قرار دارد. قاطعیت و عملیات کارسازبا دسته های سبوتاژگر، باید سر از نو احیا شود. وی باید طوری رهبری پویا و زنده به وجود بیاورد که دولت وحکومت و دسته های مافیایی درجامعه و پارلمان حتی درمغز خویش جسارت نقض قوانین را از دست بدهند. تا جایی که دولت ورهبری سیاسی، احساس کند که امنیت ملی به عنوان دادستانی عدالت وحارس منافع کل مملکت همانند چشم باز عمل می کند وبه هیچ نیرویی درجهت خیانت به منافع افغانستان رحم نخواهد کرد. اطاعت گوسفندی وبی چون وچرا از چند دزد ومافیا و مقامات به ظاهر محترم، فقط وفقط اشباح خطر را متهور تر خواهد ساخت آنگاه ندامت سودی نخواهد داشت. اگرآقای خالد درین زمینه به تجدید تربیت عمومی عملاً اقدام نکند، این سازمان که فرازونشیب های سختی را سپری کرده و همین اکنون از غده های سرطانی انواع «ستون پنجم» رنج می برد، کارآیی و قدرت خود را از دست خواهد داد.