-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۰, سه‌شنبه

بازی بزرگ در آسیای میانه پس از خروج امریکا از افغانستان

نوبت به ازبکستان می رسد که به حیث ژاندارم آسیای میانه ادا درمی آورد.
جاشوا کوسیرا، منبع- مجله‌ی دیپلومات، برگردان– سلیم آزاد
نشرشده در روزنامه هشت صبح

با خروج نیروهای امریکا و ایتلاف بین‌المللی از افغانستان در سال ۲۰۱۴ میلادی، حکومت‌های آسیای میانه وقوع بی‌ثباتی از سمت جنوب را مد نظر دارند. واضح است که امریکا و روسیه به‌منظور کمک به کشورهای آسیای مرکزی به‌خاطر محافظت‌شان در برابر اسلام‌گرایان رادیکالی که احتمالا پس از ۲۰۱۴ در افغانستان قوت خواهند یافت، به آنان کمک نظامی را مد نظر خواهند گرفت. با این حال، تلاش‌های رقابت‌جویانه‌ی دو کشور مذکور، به‌صورت ناخواسته به تشدید تنش میان کشور‌های این منطقه کمک خواهد کرد.
روسیه از دیر زمانی در حال ایجاد یک سازمان تامین امنیت جمعی متشکل از شش کشور عضو سابق اتحاد شوروی می‌باشد.
این سازمان با اعضای خود در حوزه‌های گوناگون امنیتی، از امنیت سایبری تا مبارزه با مواد مخدر و جلوگیری از انقلاب‌هایی به سبک بهار عربی، اقدام و همکاری خواهد کرد. اما بیشتر از هر چیزی، روسیه به‌دنبال تقویت این بلاک به‌خاطر تامین امنیت در آسیای میانه و تبدیل آن به سپری در برابر افراط‌گرایان در افغانستان که شاید بعدا به آسیای میانه چشم بدوزند، است.
سال گذشته با حمایت این سازمان، روسیه یک بسته کمک نظامی به قرغیزستان به ارزش ۱.۱ میلیارد دالر و به تاجیکستان به مبلغ ۲۰۰ میلیون دالر پیشنهاد کرد. بنا به گزارش‌ها، این کمک به قرغیزستان شامل زره‌پوش‌ها، توپخانه و راکت‌های زمین به هوای قابل حمل، و به تاجیکستان حاوی ارتقای ظرفیت دفاع هوایی و ترمیم تجهیزات موجود نظامی است. در شش‌ماه گذشته، روسیه در حال مذاکره مجدد بر سر پرداخت کرایه پایگاه‌های نظامی‌اش در قرغیزستان و تاجیکستان بوده و می‌خواهد که موقعیت خود را در این کشور‌ها تحکیم بخشد.
در عین حال، کشور ازبکستان یکی از ۶ دولت سابق اتحاد جماهیر شوروی است که در ماموریت افغانستان با ایالات متحده همکاری می‌کند. شمار زیادی از کاروان‌های نظامی امریکا از طریق خاک ازبکستان به افغانستان می‌رود که در حقیقت به‌عنوان ملجایی در برابر روابط پرتنش با پاکستان که بخش دیگری از کاروان‌های نظامی ناتو از خاک آن می‌گذرد، از اهمیت استراتژیک برخوردار است. در اواخر سال ۲۰۱۱ میلادی، در پی کشته شدن چند سرباز پاکستانی در یک حمله هوایی ناتو، اسلام‌آباد راه مواصلاتی و اکمالاتی خود را به روی ناتو بست. در این وضعیت مسیر ازبکستان به‌عنوان معبر با ارزش برای تداوم اکمالات نیروهای امریکایی نقش ایفا کرد.
ازبکستان با اغتنام از فرصت در پی ایجاد رابطه نزدیک نظامی با ایالات متحده بر آمد. اسلام کریموف، رییس‌جمهور این کشور، به مقامات امریکایی گفت گه در پی اعمار مجدد اردوی کشور و تعویض تجهیزات روسی با تجهیزات امریکایی است. در اواخر ۲۰۱۱ میلادی، کاخ سفید دستور شُل کردن محدودیت‌های نظامی یک دهه گذشته بالای ازبکستان را به‌خاطر کارنامه‌ی حقوق بشری‌اش داد و تجهیزات نظامی غیرمرگباری از قبیل دوربین‌های دید شب، دستگاه‌های موقعیت‌یاب و پهباد‌های کوچک را در اختیار این کشور گذاشت. در حالی‌که امریکا در پی خروج نیروهای خود از افغانستان و باقی گذاشتن بخشی از تجهیزات نظامی‌اش برای دولت‌های آسیای میانه است، گفته می‌شود که آقای کریموف مایل به‌دست یافتن به تجهیزات سنگین‌تری چون هلیکوپترها و زره‌پوش‌های ضدماین است.
در حالی‌که کمک نظامی به ازبکستان در خود ایالات متحده به‌خاطر کارنامه بی‌نهایت بد سرکوب مردم توسط دولت کریموف، جنجال‌برانگیز است، در عین حال نگرانی‌هایی مبنی بر خدشه‌دار کردن توازن قدرت در این منطقه مملو از بی‌اعتمادی‌های متقابل، وجود دارد. ازبکستان یکی از بزرگ‌ترین کشور‌های آسیای میانه بوده و در دوران شوروی سابق هم این منطقه نقش رهبری‌کننده‌ای را ایفا می‌کرد. به‌دلایل گوناگون، بین ازبکستان و همسایگانش بی‌اعتمادی وجود دارد. قزاقستان این کشور را به چشم رقیبی برای تسلط منطقه‌ای خود می‌داند، در عین حال در مقیاس کوچک‌تر، قرغیزستان و تاجیکستان از آزار و اذیت خود توسط ازبکستان بیمناک‌اند. در واقعیت امر، ازبکستان مجرای ترانسپورتی برای جهان بیرون جهت دسترسی به کشور تاجیکستان بوده و ازبکستان از این قدرت خود در روابطش با تاجیکستان به‌صورت تهاجمی استفاده کرده است. به‌عنوان مثال، هر زمانی‌که تاجیکستان به مراد دل تاشکند عمل نمی‌کند، این کشور عبور و مرور قطارها را به تاجیکستان قطع می‌کند.
ازبکستان دعواهای تندی با تاجیکستان و قرغیزستان بر سر منابع آبی دارد. رودخانه‌های این دو کشور کشتزارهای تشنه‌ی پنبه در ازبکستان را سیراب می‌کند، اما تاجیکستان به‌صورت خاص، نفع بلندمدت خود را در پروژه‌های انرژی آبی و استفاده از آب‌های رودخانه‌هایش می‌بیند که این گاهی تامین آب برای ازبکستان را دشوار می‌سازد. ازبکستان بارها دو کشور فوق را به استفاده از زور نظامی به‌منظور تامین آب مورد نیاز خود، تهدید کرده است. همسایگان ازبکستان بارها نگرانی‌ها و هشدارهای خود را به‌صورت خصوصی از بابت نزدیک‌تر شدن روابط واشنگتن و تاشکند ابراز داشته‌اند.
در سال‌های اخیر تنش منطقه‌ای مذکور تیز‌تر شده، و در عین حال عنصر رقابت قدرت‌های بزرگ هم در این میانه مطرح بوده که می‌تواند عواقب پیش‌بینی‌ناپذیری را به همراه داشته باشد. اسلام کریموف از دیر باز به مسکو بی‌اعتماد است و همکاری خود با ایالات متحده را به‌معنای داشتن پشتیبانی یک ابرقدرت می‌داند که این کشور را در روند بیرون کشیدن خود از زیر بار میراث شوروی سابق کمک خواهد کرد.
در تابستان ۲۰۱۲ میلادی، ازبکستان به‌صورت رسمی سازمان امنیت جمعی به رهبری روسیه را ترک گفت و البته، در چند سال گذشته نیز از حضور در فعالیت‌های این سازمان خودداری ورزیده بود.
روسیه با نگاه توام با نگرانی و هشدار به نزدیک شدن روز تا روز امریکا و ازبکستان نگریسته، و حرکاتی در پاسخ به آن انجام داده است. روزنامه‌ی روسی کومرسانت در ماه نوامبر امسال نوشت: «روسیه با درک تقویت حضور ایالات متحده در ازبکستان، همکاری‌های نظامی و تکنیکی خود را با کشور‌های قرغیزستان و تاجیکستان تقویت و افزایش داده است. به‌گفته یک مقام ناشناس روسی، مسکو امیدوار است که این کار جلو رخنه و تقویت مواضع امریکا در آسیای میانه را بگیرد. البته، با وجود نزدیکی با روابط با روسیه، دوشنبه و بشکیک نیز به واشنگتن چشمک می‌زنند تا پس از خروج نیروهای ناتو از افغانستان بخشی از سلاح‌های باقی مانده به این دو کشور برسد. در چنین حالتی، پای مربیان و تکنیسین‌های امریکا به خاک آن کشور‌ها باز خواهد شد. نفوذ امریکا در منطقه افزایش پیدا خواهد کرد.» روسیه هم به نوبه خود، در پی رنگ و رونق بخشیدن به حضورش از طریق ایجاد پایگاهی در منطقه “اوش” در جنوب قرغیرستان است تا به نوعی از نزدیک ازبکستان را زیر نظر داشته باشد.
نگرانی‌های همسایگان ازبکستان واقعی است، به‌ویژه که هشدار‌های روسیه مبنی بر دور شدن تاشکند از روسیه را به گوش می‌شنویم. به‌خصوص، بیرون شدن ازبکستان از سازمان امنیت جمعی آسیای میانه مسکو را سراسمیه کرد؛ این خروج تاپه‌ی بدنامی بر پیشانی یک سازمان تازه پا گرفته زده و قابلیت آن را در قسمت اجرای پالیسی‌های کلان امنیتی در آسیای میانه زیر سوال برده است.
روسیه انگیزه و میل کاهش نفوذ امریکا در آسیای میانه را دارد. مسکو منافع واقعی امنیتی در این منطقه دارد: ترس مشروعی از سرازیر شدن مواد مخدر و افراط‌گرایی اسلامی از افغانستان از طریق آسیای میانه به خاک خود را دارد. اما اقدامات روسیه از طریق سازمان امنیت جمعی آسیای میانه انگیزه‌‌های دیگری هم دارد که یکی از آن احیای تسلط سابق بر این منطقه به‌خاطر جلوگیری از نفوذ واشنگتن است. روسیه با انگیزه‌های مختلفش، رویکرد‌های متناقضی را در قبال سیاست‌های امریکا در منطقه اتخاد کرده است: روسیه در کلیت از ماموریت امریکا و ناتو در افغانستان حمایت می‌کند، به کاروان‌های ناتو و امریکا اجازه عبور از خاکش را می‌دهد و به ناتو اجازه تاسیس یک مرکز لوژستیکی را در اولیانوفسک داده است. اما در عین حال، مخالف حضور نظامی امریکا در آسیای میانه بوده و به‌طور مداوم مانور‌هایی برای از بین بردن پایگاه‌های هوایی امریکا در قرغیزستان انجام می‌دهد.
هم‌چنان در این اواخر اقداماتی علیه روابط واشنگتن و تاشکند روی دست گرفته است. با این که ازبکستان به‌طور گسترده به‌سوی واشنگتن پیش می‌رود، اما موضع ایالات متحده در آسیای میانه بسی متوازن است: در حالی‌که روابطش با ازبکستان تحکیم یافته است، در عین حال روابط امنیتی خود با سایر کشور‌های این حوزه را نیز گسترش داده است. برعلاوه داشتن پایگاه هوایی در قرغیزستان، امریکا در حال آموزش و تجهیز نیروهای ویژه‌ی تاجیکستان و قرغیزستان است. باید گفت که در کنار ازبکستان، تاجیکستان و قرغیزستان از سلاح‌های به‌جامانده از نیروهای امریکایی در افغانستان بهره خواهند برد.
با این وجود، امریکا یک هدف دیگر را نیز با کمک‌های امنیتی خود به کشور‌های مذکور دنبال می‌کند. واشنگتن با گسترش کمک‌های نظامی خود به نوعی مزد همیاری کشور‌های آسیانه میانه را به‌دلیل همکاری‌شان در ماموریت افغانستان، به‌ویژه به‌خاطر اجازه دادن به کاروان‌های نظامی ناتو می‌دهد. بنابراین واشنگتن ضرورت توجه به ازبکستان به‌عنوان یکی از راه‌های اصلی ترانزیتی را می‌بیند. اما توجه مذکور به ازبکستان موجب نگرانی هشدارآمیز همسایگان این کشور شده است که آنان در واکنش به این واقعیت، دست به مسلح کردن خود و نزدیکی به مسکو به‌منظور حفاظت از خویش زده‌اند.
در عین حال، خطر از جانب افغانستان به آن اندازه که رهبران آسیای میانه باورشان شده، مهلک نیست. گروه‌های اسلام‌گرا در افغانستان از خود علاقه کمی به بردن مراکز عملیاتی به سمت شمال نشان داده‌اند. البته در خصوص ازبکستان، سرویس امنیتی این کشور توانایی‌های خود در قسمت مبارزه با خطرات گروه‌های کوچک‌تر افراطی را نشان داده است. در عین حال که نگرانی واقعی از رویداد‌های پیش‌بینی‌ناشده پس از سال ۲۰۱۴ از ناحیه افغانستان وجود دارد، اما نباید از یاد برد که با شناخت موجود از رهبران آسیای میانه، تاکید آن‌ها روی تهدید تروریسم یک شیوه موثر برای کسب کمک‌های بین‌المللی و رفع انتقادات از حکومت‌داری خشن و سرکوبگرانه‌شان در داخل است. در واقع، نکته غم‌انگیز این است که مبادا امریکا و روسیه به بهانه رفع تهدید خیالی افراط‌گرایی اسلامی، به تهدید واقعی یک منازعه منطقه‌ای کمک کنند.