-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۰, سه‌شنبه

با شورای صلح تماس گرفته معاش دالری نصیب شوید

ازیک هزار تا هفت هزار دالر معاش توزیع می شود!

در ماه جوزای 1389 رئیس جمهور کرزی لویه جرگهء مشورتی را فرا خواند تا نماینده گان مردم افغانستان در مورد صلح با مخالفین مسلح تصمیم بگیرند. از آنجائیکه چنین جرگه ای درقانون اسلامی افغانستان مشروعیت نداشت، ادعا شد که مشوره های این جرگه الزامی نیست اما در پایان این جرگه، تشکیل یک شورا بنام شورای عالی صلح اعلام گردید.
سرانجام بعد از رایزنی های فراوان، استاد برهان الدین ربانی بریاست شورای عالی صلح برگزیده شد و امریکا اعلام نمود حاضر است مبلغ 200 ملیون دالر به پروسهء صلح کمک نماید. تعدادی از اعضای طالبان سابق در کنار جمعی از شخصیت های سابق جهادی و عده ای از کسانی که حامد کرزی امیدی به خیر شان نداشت اما می خواست از شر شان راحت باشد، در این شورا شامل شدند.
نخستین رئیس این شورا استاد ربانی تاحدی روی فعالیت های این شورا کنترول داشت اما صاحب اختیار اصلی آقای معصوم استانکزی بود که مورد تائید رئیس جمهور می باشد. بعضی ها به این باور اند که با توجه به عادت رهبران جهادی به مصارف اضافی، دادن اختیارات مالی به آقای ستانکزی تصمیم خوبی بود.
تلاش های مکرر این شورا برای ایجاد تماس با طالبان در طول سالهای گذشته به جائی نرسید و طالبان از همان آغاز این شورا را ساخته وپرداختهء دست امریکا دانسته و علیه آن موضع گرفتند. بعضی ها به این باور بودند که انتخاب استاد ربانی بحیث رئیس این شورا اشتباه بود زیرا استاد در گذشته بزرگترین گروه مخالف را در جنگ علیه طالبان رهبری می کرد بنابراین مشکل است تا طالبان با این شورا حاضر به مذاکره گردند.
مشکل دیگر این شورا کثرت تعداد اعضای آن است که امکان توافق بر سر یک فیصله را دشوار می سازد. اختلاف نظر میان اعضای شورا در مورد صلح با طالبان نیز وجود ندارد. افرادی در این شورا وجود دارند که به این باور اند طالبان جنایت کار اند و نباید با آنها صلح صورت گیرد.
بعد از ترور استاد ربانی بدست کسی که گویا پیام آور صلح از جانب طالبان بود، صلاح الدین ربانی پسر استاد به این سمت منصوب شد. خیلی از اعضای شورا از اینکه جوان کم سن وسالی به این سمت منتصب گردیده است راضی نبودند زیرا بصورت عنعنوی رهبری جرگه و مرکه در میان قبایل، کار ریش سفیدان تلقی می گردد.
اما از زمان تشکیل شورای عالی صلح، سوال موثریت فعالیت های این شورا همیشه مطرح بوده است و کم نیستند کسانی که به این باور اند باید این شورا منحل گردد. اما باید در نظر داشت که این شورا فعالیت های پنهانی هم دارد که می تواند در جهت کاهش جنگ نقشی موثر داشته باشد.
اهداف پنهان شورای عالی صلح:
شورای عالی صلح ظاهری دارد که پرده ای روی اهداف پنهانی آن گسترده است. در ظاهر امر عده ای عضو این شورا هستند که نامهای شان مشخص است و گاهی هم تشکیل جلسه می دهند اما این شورا اعضای دیگری هم دارد که هرگز مجالس شورا حاضر نمی شوند. نام های آنان نیز در لیست اعضای رسمی وجود ندارد و حتی به آمدن شان به کابل و یا حتی به افغانستان نیاز نیست. این برنامه بصورت دقیق تحت نظر آقای معصوم استانکزی و با هماهنگی با دفتر رئیس جمهور به پیش برده می شود و او فقط به رئیس جمهور در این مورد جوابگو می باشد که حتی رئیس شورای عالی صلح هم از آن بی خبر است. این مسئله موجب اختلاف میان صلاح الدین ربانی و استانکزی نیز شده است.
در لیست پنهان شورای عالی صلح سه کتگوری افراد وجود دارند که نظر به لزوم دید شخص حامدکرزی به آنها معاش داده می شود: دستهء اول افراد رده های بالای طالبان وحزب اسلامی اند که به آنها ماهانه مبلغ هفت هزار دالر پول دریافت می دارند. پنج هزار بعنوان معاش و دوهزار کرایهء خانه و سایر مصارف.
دستهء دوم کسانی اند که در سطح متوسط قرار دارند و ماهانه سه هزار دالر معاش و یک هزار دالر کرایهء خانه به آنها تعلق می گیرد. و دستهء سوم که اشخاص نسبتا عادی اند، ماهانه یک هزار دالر معاش و پنجصد دالر بعنوان کرایهء خانه دریافت میدارند. البته مطابق به قانون مالیات بر عایدات، مالیه از این پرداخت ها وضع می گردد.
اعضای رسمی شورا می گویند که معاشات آنان به مراتب کمتر از این است. بعنوان مثال معاش استاد ربانی بعنوان رئیس شورای عالی فقط 3500 دالر بود اما بعد از مقرری پسرش صلاح الدین ربانی به این سمت، در معاش وی ازدیاد بعمل آمد که ماهانه 5000 دالر معاش دریافت میدارد. بیشترین معاشی که دیگران دریافت میدارند کمتر از 2300 دالر است که از بودجهء شورای عالی صلح پرداخت می گردد. اگر از مدارک دیگر به کسانی پول های اضافی پرداخت گردد، موضوعی جداگانه است و رابطه ای با شورای عالی صلح ندارد.
گنج پنهان!
اکنون معاون سابق دفتر رئیس جمهور در مصاحبه با نیویارک تایمز پرده از پرداخت ملیونها دالری بر میدارد که در چند سال گذشته از طرف سازمان استخبارات امریکا (سیا) به دفتر رئیس جمهور کرزی پرداخت شده است. وی در مصاحبه با نیویارک تایمز گفته است که اعضای دفتر رئیس جمهور این پولها را به شوخی «گنج پنهان» می خوانند. حامدکرزی شخصا تائید می کند که چنین پولهائی را از جانب «دولت امریکا» دریافت نموده که برای «مصارف عملیاتی» «کرایهء خانه» به مصرف رسیده است. «مصارف عملیاتی» می تواند پرداخت پول به آن دسته از مخالفین دولت را شامل گردد که با دولت پروتوکول می نمایند و بدون شک این گونه مصارف بعدا به مرجع تمویل کننده گزارش داده می شود.
مدارک دیگر مصرف این گنج پنهان پرداخت به کسانی چون جنرال دوستم و دیگران است تا «خانه های رویائی» خود را بر ویرانه های این کشور خراب شده بنا کنند.
توزیع پول به مخالفین مسلح:
امریکائی ها قدم به قدم پا در جای پای روسها در افغانستان می گذارند. حکومت کمونیستی یک ادارهء خاص در چهارچوب خاد برای رابطه با مجاهدین داشت تا با کسانی را که از جنگ دست می کشیدند، پروتوکول امضاء نماید. فرماندهان پروتوکولی مجاهدین از مزایای ماهانهء مالی برخوردار می شدند. در آن زمان هم حتمی نبود تا آن فرمانده به دولت بپیوندد، آنان در صف مجاهدین به دستور خاد عمل می کردند ونامهای آنان نیز افشاء نمی شد. امروز این پولها زیر نام شورای عالی صلح اما از طرف دفتر رئیس جمهور به همین گونه افراد توزیع می شود.
عده ای نامشخصی از افرادی که پول به آنها توزیع می شود از اعضای طالبان یا حزب اسلامی اند که در کویته، پیشاور و کراچی سکونت دارند و شامل این لیست اند. طالبان در پاکستان از اینکه بعضی از افراد این گروه که در فقر بسر می بردند، وضع اقتصادی شان بصورت ناگهانی دستخوش تغییر گردیده است، ابراز شگفتی می کنند. چگونه کسی که تا دیروز پول کرایهء یک خانهء محقر را نداشت، ناگهان این امکان را بدست می آورد تا در یک محلهء اعیان نشین خانه به کرایه بگیرد؟
چند روز قبل در بعضی از سایت های خبری مقاله ای در مورد انجنیر قطب الدین هلال هم به نشر رسید که در آن گفته شده بود وی از جمله کسانی است که به دولت کابل تسلیم شده و از جانب شورای عالی صلح معاش مخفی دارد. انجنیر هلال قبلا در نشریهء شهادت ارگان نشراتی حزب اسلامی در پیشاور این اتهام را که وی بعنوان وزیر مشاور در دولت کابل ایفای وظیفه می نماید رد کرد و گفت که هنوز هم به رهبر حزب انجنیر حکمتیار وفادار است. اما دفتر حزب در پیشاور می گوید که انجنیر هلال هدفی را که بخاطرش به کابل فرستاده شده بود و آن ایجاد اتحاد میان جناحهای مختلف حزب در کابل بود کنار نهاده و برنامهء دیگری را روی دست گرفته است که هیچ رابطه ای با حزب اسلامی ندارد. او اکنون برنامهء حامدکرزی را به پیش می برد.
یک منبع آگاه که نمی خواهد نامش افشا گردد می گوید که ملاآغا جان معتصم و انجنیر هلال هردو وظایف مشابه دارند، هردو شان افراد مورد تائید خود در داخل تنظیم های شانرا به شورای عالی صلح معرفی می نمایند تا شامل پروسهء ادغام مجدد گردند با این تفاوت که نام های افرادی از طالبان که شامل چنین پروتوکول اند، مخفی نگهداشته می شود همانگونه که از افراد پروتوکولی در صف مجاهدین در دوران جهاد نیز حتی تا امروز نامی برده نشد. 
هدف از این کار مشخص است؛ تغییر وضع اقتصادی و به تبع آن شرایط زنده گی بهتر برای عده ای می تواند مشوقی برای دیگران باشد تا با شورای عالی صلح در تماس گردند. نتیجهء این کار می تواند انتقال فساد اداری از دولت کابل به صف طالبان باشد و امریکا هم چنین می خواهد. از نظر امریکا، تغییر در شیوهء زنده گی و عادت کردن به زنده گی مرفه می تواند طالبان را از رفتن به میدان جنگ بازدارد. جنگجویان طالب در سطوح پائین هم که می بینند رهبران و افراد رده های بالای این تحریک، خود به زنده گی راحت رو آورده اند، تمایل به رفتن به میدان جنگ را از دست می دهند و نمی خواهند جان خود را به دستور چنین اشخاص از دست بدهند.
آیا این تاکتیک موثر خواهد بود؟
امریکا در طول یازده سال گذشته به این نکته پی برده که دلیل اصلی حمایت و اطاعت رده های پائین طالبان از رهبران آنان اینست که رده های پائین به رهبران ورده های بالای خود اعتماد دارند و همین مسئله موجب گردیده که طالبان برعکس سایر گروه های سیاسی افغان دچار انشعاب و دودستگی نگردند. رهبران طالبان مانند افراد عادی زنده گی می کنند و فرماندهان شان خود به میدان نبرد حاضر می شوند و در صف اول جنگ قرار می گیرند. به همین دلیل آمار تلفات فرماندهان در میان طالبان فوق العاده بالاست. افرادی چون ملاداد الله، اخترمحمد عثمانی، محمد حسین مستسعد(رئیس اکادیمی علوم در زمان حاکمیت طالبان) و دهها تن دیگر از رهبران طراز اول آنان در میدان جنگ کشته شده اند، کسانی چون ملاعبیدالله (وزیر دفاع) و استاد یاسر در زندان پاکستان توسط پاکستانی ها به قتل رسیدند و صدها تن از آنان به شمول شخص دوم این تحریک یعنی ملا عبدالغنی برادر در زندان های پاکستان بسر می برد. رمز اصلی وحدت طالبان در همین نکته نهفته است.
تاکتیک پرداخت پول در مورد حزب اسلامی افغانستان موثر ثابت شد به این معنی که تعداد زیادی از اعضای برجستهء این حزب با استفاده از این تاکتیک شورای عالی صلح، اکنون در کابل بسر می برند و در میان اعضای مهم این حزب که در پیشاور بسر می برند، عده ای بصورت مخفی ماهانه معاش دریافت می دارند. دوسال قبل تعدادی از نماینده گان حزب اسلامی از اروپا و امریکا به کابل آمدند تا در مورد شرایط حکمتیار برای صلح با حکومت کابل مذاکره نمایند. حداقل یکی از این نماینده گان عریضه ای برای دریافت یک نمره زمین همراه با (سی وی) پسر خود برای گماشته شدن به یک پست خوب به ریاست جمهوری سپرد!
در مورد طالبان تاکنون موثریت این پروسه مشخص نیست. از رهبران مهم این تحریک فقط معتصم آغا صف طالبان را ترک کرده اما وی نیز تاکنون هیچ حرفی علیه رهبری طالبان به زبان نیاورده است. معتصم دوام حضور نیروهای خارجی را موجب دوام جنگ در کشور می داند و خواهان خروج کامل نیروهای خارجی از افغانستان است.
قدرتمند ترین وزنه در میان تحریک طالبان، فدائیان اند که ستون فقرات جنگ شان علیه نیروهای خارجی و حکومت افغانستان را می سازند. گروهی که نمی توان آنها را با پول خرید اما کسانی که پول دریافت می دارند، به فکر زنده گی خود و خانوادهء خود هستند. این گروه به جنگ نمی روند تا ادغام مجدد آنانرا در پروسهء صلح تاثیرگزار دانست. بنابراین موثریت این پروسه در میان طالبان مواجه به پرسش های بسیار است که شاید گذشت زمان به آن پاسخگو باشد.
در مورد حزب اسلامی هم موضع افراد از نظر وفاداری مشخص نیست. افرادی چون ارغندیوال، سباوون و یا اخیرا قطب الدین هلال به کابل آمده اند اما هیچکدام بصورت رسمی جدائی خود از حکمتیار را اعلام ننموده اند و بقول داکتر غیرت بهیر رئیس سیاسی حزب اسلامی، حکمتیار قطب الدین هلال را برای ایجاد اتحاد میان «برادارن کابل» به کابل فرستاده است تا موضع همه را در مورد انتخابات با هم هماهنگ سازد.
وحید «مژده»
خبرگزاری بست باستان