-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۲ خرداد ۶, دوشنبه

کرزی دوم، یک انتخاب دارد: پیروزی!


حساسیت پاکستان نسبت به درانی ها ریشه دردعوای «زرگری» دیورند دارد؛ موضوعی که «برادران کرزی» برآن وقوف دارند و مایل نیستند قدرت خود را فدای این مخاصمت کنند.
گزارشنامۀ افغانستان- رزاق مأمون
عبدالقیوم کرزی، بربنیاد فیصلۀ خانواده، برای حضور دررقابت انتخاباتی سال 1393 آماده شده است. این که برخی ( به ویژه سیاستگران قوم پشتون) تمایل دارند که دودمان «کرزی» پس از اتمام دورۀ کار آقای حامدکرزی، باید صحنۀ قدرت را به دیگران رها کند، با این پرسش سرراست ومحکم از سوی خاندان کرزی رویاروی می شوند:
قدرت را برای کی ها رها کنیم؟
دودمان «کرزی» با توجه به تاریخ زمامداری «درانی ها» وتجارب طولانی مدیریت سیاسی، کماکان خود را گزینۀ مناسب برای رهبری دولت آینده تلقی می کنند.
کدام نیرو، بهتر از ما درصحنه حضور دارد که نقطه وصل بین تمام اقوام افغانستان باشد؟
برای این سوال، دست کم دراردوگاه پشتون تباران، درقدم اول جوابی بسنده، نقد وآسان وجود ندارد. طرح مسأله قدرت سیاسی، به سیم آخر اختلافات ریشه دار، خفته و دیرینه میان «درانی ها» و«غلزایی ها» ناخن می زند. دراجتماع «غیرپشتون ها» برای این سوال، چند پاسخ روشن وواقعی وجود دارد. شاخه های تباری «غیرپشتون» به دنبال تثبیت جایگاه وحضور خویش دردستگاه قدرت اند وبرای آنان، اتحاد وائتلاف با «درانی» یا «غلزایی» ارزش یکسان دارد.
زمامداران «غلزایی» برای نخستین بار در دهۀ شصت خورشیدی با حمایت کامل «شوروی» سابق، درسه چهره (نورمحمدتره کی، حفیظ الله امین ودکترنجیب الله) به زمامداری رسیدند که از نظر زمانی سخت کوتاه وبه دلیل بسته گی به شوروی و ائدیولوژی غیراسلامی، از رهگذرجلب هواداری اقشار غیر«درانی» کم توان وتقریباً منزوی بودند. آخرین زمامدار قوم غلزایی، ملاعمر بود که مجهز با عصبیت تاریخی وسنتی، بنیاد قدرت «درانی ها» را به چالش کشیده است.
درانی ها در قدرت
شاخۀ تباری «درانی» ازنظرتجارب تاریخی خود درحکومت سازی ومدیریت قبیله ای، متجرب وبه حد بسنده، با انعطاف بوده است. این سلسله قبل از جدایی قلمرو شرقی ایران ( حوزۀ خراسان یعنی افغانستان کنونی) با دستگاه های قدرت دردربار ایران شریک بوده است. زبان بین المللی قدرت ومعامله وتقسیم را خوب می داند.
احمدشاه ابدالی، خود از سرداران ارشد ارتش نادرشاه افشار بود. پیوند خونی وسیاسی درانی ها با ایرانی ها بسیار عمیق وچند جانبه است که شرح آن درین مختصر درنمی گنجد. کارآزموده گی سیاسی درانی ها بعد از بنیان گذاری قدرت مستقل درحوزۀ شرقی ایران ( افغانستان) نیزدرمدیریت وکشورگشایی نمونه های درخشانی را نشان داد.
هرچند این سلسله، تا پیش از ظهور انگلیس درهند وشروع «بازی بزرگ» استعماری وپس ازآن تا امروز، موفق به ایجاد نظام «ملی» و استوار نشد، فرهیخته گی سیاسی وتحمل کش وقوس های فراوانی را درزدوبند های قدرت از سر گذرانده است.
درانی ها که به غیر از دورۀ شاه امان الله غازی، درخط تفاهم ومعامله با بریتانیا حرکت می کردند، درسال های سی، پس از تشکیل «پاکستان» با همسایۀ جدید، به تصادم افتادند وهیچ امتیازی را هم به دست آورده نتوانستند. پاکستان کینۀ سختی نسبت به درانی ها دردل نهفت وظرف سی وپنج سال اخیر، یار ویاور غلزایی ها بوده است.
 برای قیوم کرزی بسیار دشوار است تا نگاه تیرۀ پاکستان نسبت به خود را تغییر دهد؛ اما به نظر می رسد که رسالت نزدیکی وتفاهم با پاکستان به دوش محمود کرزی گذاشته شده است. وی نسبت به گره اندازی های مصنوعی در مسأله دیورند، اظهارات نرم تری برزبان آورد.
حساسیت پاکستان نسبت به درانی ها ریشه دردعوای «زرگری» دیورند دارد؛ موضوعی که «برادران کرزی» برآن وقوف دارند و مایل نیستند قدرت خود را فدای این مخاصمت کنند. افزون برآن، درانی ها با آن گروه های «مجاهدین» درائتلاف قرار دارند که از پاکستان دل خوشی ندارند ومدتی تحت رهبری احمد شاه مسعود، دربرابر فشار های پاکستان رزمیده اند. «کرزی ها» این را هم می دانند که پاکستان بی زحمت قادر است «مجاهدین» را از کنار آنان دور کند.
تا دم حاضر، قیوم کرزی هنوز هم روی ادامۀ «ائتلاف» اقتصادی وسیاسی با آقای فهیم قسیم و استاد خلیلی حساب می کند. خودش را درموقعیتی احساس می کند که دعوت «ائتلاف  ملی» و«جبهۀ ملی» درجرگۀ حکومت آینده، کار دشواری نیست و از گذشته درین باره آگاهی وتجارب لازم وجود دارد. به قول معروف، «درهمان جوی که آب رفته، بازهم می رود.»
مهم ترین امتیاز دیگر قیوم کرزی، برخورداری از حمایت ایران است. گروه های نزدیک به ایران که جزو تیم قیوم کرزی هستند، درنزدیکی ایران با دورۀ دوم «کرزی ها» نقش برجسته ایفا می کنند. به ویژه، شاخ به شاخ شدن کرزی اول با امریکا – دشمن بی تغییررژیم ایران- دلگرمی تهران نسبت به ادامه همکاری با دودمان کرزی را تقویت کرده است. ایرانی ها بدون درد  سر، از «کرزی اول» امتیازهای استراتیژیک حاصل کردند واز دومی هم تحصیل خواهند کرد.
با این حال، طیف قدرت به رهبری درانی ها، با چالش های بسیار نیرومند مقابل است:
چالش طالبان به رهبری ملای یک دنده و خشن غلزایی؛ که اکنون از حمایت پاکستان و جامعه بین المللی بهره مند است، بسیار جدی است که به زخم درونی بین «درانی» و«غلزایی» سیخ می زند. درحال حاضر رهبران غلزایی نظیر دکتراشرف غنی احمدزی و هدایت امین ارسلا، بیشتر از حامدکرزی مورد حمایت جهان قرار دارند. موازی با آن، حمایت امریکا دست کم از پنج سال به این طرف نسبت به تیم کرزی کاستی یافته و پاکستان به طور قطع به «تغییر» بنیادی درکابل تمایل دارد.
حلقاتی از «تنظیم ها» که درنقش کمربند «کرزی دوم» نیز وظیفه اجرا خواهند کرد، مانند ده سال پیش، ازحمایت امریکا وناتو وهمچنان اقبال عمومی مردم بهره مند نیستند؛ نزدیکی تیم کرزی جمع «تنظیم ها» با رژیم ایران، شکاف واختلاف نظر با امریکا که حتی تا مرز تهدید و «صدورفتوای جهاد» نزدیک شده، عواملی اند که می تواند تمامی محاسبات قیوم کرزی ومتحدانش را به طور کامل برهم بزند ومنجر به تشکیل حکومتی به رهبری «غلزایی» ها شود.
اما آن چه گفته آمدیم، تا میزان زیادی، صورت مسأله را نشان می دهد. این که واقعاً چه اتفاق خواهد افتاد، به عملیات پس صحنه، رویداد های داخلی ومنطقه ای، جورآمد ها و تردستی های پنهان دپلوماتیک رابطه می گیرد که «کرزی ها» درآن ید توانا دارند. «کرزی ها» همه دارندۀ تابعیت امریکایی اند. محمود کرزی «بازرگان» شم سیاسی و قدرت ایجاد توازن بسیار قوی دارد و تصادفی نیست که پیشاپیش، درمقام سخنگوی قیوم کرزی ومجری برنامه های انتخاباتی وی با رسانه ها صحبت می کند.
آیا امریکا باردیگرمصلحت خود را دردوستی با «درانی ها» به خصوص دودمان کرزی خواهد دید؟
اگر«کرزی ها» بتوانند موقف آیندۀ خود را نسبت به پاکستان وامریکا به عنوان همکاران منطقه ای قابل اعتماد تثبیت کنند، احتمال پیروزی آن ها درانتخابات آتی افزایش می یابد. با قانع کردن پاکستان و جامعه جهانی، نیروی طالبان به حیث یک چالش توازن شکن، ممکن است تا پنج سال دیگر مهار شود. کرزی ها درمدیریت کردن گروه های داخلی با دشواری چندانی مقابل نمی شوند وهریک با گرفتن امتیازات سیاسی، آرام می گیرند و حتی «ائتلاف» و« جبهۀ» آنان متلاشی خواهد شد. این حرف گزاف نیست؛ حاصل تجربۀ 20 سال اخیر است. اگرامریکا درتفاهم با پاکستان، براختتام تاریخی دورۀ اقتدار «درانی ها» راضی شده باشد، «کرزی ها» ومتحدین شان یکسره از قدرت حذف خواهند شد.