------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۸, چهارشنبه

'در خواب هام کودک غمگینی ست'؛ نگاهی به شعر روح الامین امینی

سعید حقیقی
نویسنده و روزنامه‌نگار

از یک دهه به این سو با شعر روح الامین امینی آشنا هستم؛ از آن زمانی که تازه کار روزنامه نگاری را در روزنامه اتفاق اسلام در هرات آغاز کرده بود.
او حالا پنجمین مجموعه شعری خود را به نام "در خواب هام کودک غمگینی ست" منتشر کرده است.
در این یک دهه گذشته، می بینم که امینی، در مدتی که برخی ها از کار شاعری به دلیل گرایش های تند سیاسی دست برداشتند، هم چنان به غزل سرایی یا به گفته علی صالحی، شاعر ایرانی، در قالب "حبس اندیشه" به قوت به کارش ادامه می دهد.
ویژگی اصلی کار امینی از آغاز انتشار نخستین شعرهایش این بوده که با جهد به سمت شعر رفته و به رخوت شماری از هم نسلانش رو به رو نشده است. او راحت در سبک های کلاسیک طبع آزمایی می کند ولی چشمی و نگاهی هم به "بدایع و بدعت های" پیر یوش، نیما دارد.
غزل نو که به دنبال بحث های نظری نیما یوشیج در باره ساختار کلی شعر در میان شاعران پارسی زبان رواج یافت، دقیقا پاسخی بود به آن چه که این فکر را تقویت می کرد که دیگر زمان غزل گذشته است. شاعرانی چون سیمین بهبهانی، علی بهمنی، هوشنگ ابتهاج سایه، منصور اوجی و حالا روح الامین امینی نشان دادند که می توان هم چنان در قالب غزل شعر گفت و گستره های تازه این اعجوبه قالب ها را به نمایش گذاشت.

تاثیر پذیری در شعر

شعر امینی در آغاز به شدت متاثر از غزل های علی بهمنی بود. این رگه از تاثیر پذیری را در مجموعه "در خواب هام کودک غمگینی ست" هم چنان می توان دید؛ اما این بار کمتر از گذشته و حالا بیشتر به تاثیرپذیری از بانوی غزل فارسی، سیمین بهبهانی. مثلا به ساختار این غزل توجه کنید:
وقتی تو نیستی تب آتشفشان کم است
یک چشم آفتاب و کمی آسمان کم است
یک شعر تازه، یک غم ناسور دیر سال
این روزها برای من از این جهان کم است
این غزل شباهت عجیبی با این شعر علی بهمنی دارد:
این جا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است
اکسیر من نه این که مرا شعر تازه نیست
من از تو می نویسم و این کیمیا کم است
اما در مجموعه تازه امینی این تاثیر پذیری حالا بیشتر به سمت سیمین بهبهانی گرایش یافته است.
تاثیر پذیری در نوع خود برای شاعران ایرادی آن چنانی پنداشته نمی شود. مگر حافظ، بزرگترین غزلسرای فارسی، کم از دیگرانی چون خواجوی کرمانی، کمال خجندی و سعدی شیرازی تاثیر پذیرفته بود؟ این داد و دهش در هنر عیب نیست مگر به آن شرط که تاثیر پذیری به تقلید محض و طوطی وار تقلیل نیابد.
بسیاری از شعرهای دیگران را حافظ در دستگاه اندیشه و زبان خود چنان پخته است که حتی آن شعرها به اصطلاح اصل بعضا فراموش شده اند ولی شعرهای حافظ هم چنان به زندگی خود از نسلی به نسلی دیگر ادامه می دهند. امینی اما گاه تاثیر پذیری محض را در شعرهایش نشان می دهد.
فندک را دوباره روشن کن تا به سیگار مرده جان بدهد
یا به سیگار مرده جان بدهد یا تو را در خودت نشان بدهد
فندکت مثل سرنوشت من است؛ لای انگشت هات پیچیده
من از این سرنوشت خوشحالم! اگر این مرده را تکان بدهد 
"امینی در شعرهای خود اخیر بیشتر از سیمین بهبهانی متاثر است"
ولی گاه چنان زیبا می شود که اصلا نمی توان گفت که امینی در راه هموار شده گام گذاشته است:
از دشت ها به دامن دریایت، این قطره های تشنه گریزانند
اما چه قدر کم به تو پیوستند؛ این قطره ها اگر چه فراوانند
در این مسیر پرخم ناهموار، همواره با خیال تو می لغزند
گاهی نصیب گندترین مرداب، گاهی به کام تشنه گلدانند

شاعر سیاسی یا سیاسی شاعر؟

در سال های پسین، شاعران زیادی در افغانستان به سمت شعر سیاسی عریان روی آورده اند. شعر سیاسی در زبان فارسی همواره وجود داشته و نمی توان آن را به دوره و زمانه خاصی مقید کرد. هر کنش فاعل شناسا به معنای اعتراض در برابر چیزی است و شاعران در این میان به دلیل حساسیت های ویژه احساسی نمی توانند مستثنا باشند.
اما در این میان ما حداقل دو نوع شاعران را باید از هم متمایز کنیم: نخست شاعرانی که سیاسی گو هستند و دوم سیاسیونی که شاعر هستند.
شاید بهترین نمونه آن ها احمد شاملو و سیاووش کسرایی در ایران باشند. شاملو شاعری است سیاسی ولی کسرایی سیاسیی است شاعر.
امینی هم به طبع روزگار از این قافله جدا نمانده است. او نیز در مجموعه "در خواب هام کودک غمگینی ست" شعرهای دارد که سیاسی اند. ولی امینی سیاسی شاعر نیست بل شاعری است سیاسی اندیش.
ترا به صلح چه کار و مرا به جنگ چه کار
سوال می کنم؛ آیینه را به سنگ چه کار
من پرنده بی آشیان زخمی را
به قیل و قال هیولایی تفنگ چه کار
نوع استفاده از واژگان و ایجاد فضا و لحن که عمدتا در داستان نویسی کاربرد دارند در این مجموعه از شعرهای امینی نشان دهنده رویکرد ویژه او به زبان و امکاناتی است که در آن می توان سراغ گرفت.
و باز فاصله
افتاد
من شکستم؛ او!
چه قدر عاشق این گونه وصل هستم
او!
به من ندید- به صد تکه در مقابل خود-
به من ندید که عهدی بزرگ بستم او
و یا در این نمونه که هم حروفی به شعر زمینه هم آوایی با بستر رویداد را مساعد کرده است:
صبح در اتفاق می افتم، تا تو این بار باورت بشود
که بمیرم بمانی و بروی، بروی خاک بر سرت بشود
که سرت روی سینه ام سنگین- که سرم روی شانه تابوت
گریه هایی بلند خواهی کرد، همه شهر مادرت بشود
شناسنامه
نام کتاب: در خواب هام کودک غمگینی ست
شاعر: روح الامین امینی
طرح جلد: براساس نقاشی علی رضا اسپهبد
ناشر: انتشارات آرمان شهر
چاپ اول: زمستان ۱۳۹۱
شماره گان: ۱۰۰۰