-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۲ خرداد ۱۰, جمعه

یک سند از خیانت ملی

هرعضو تصمیم گیر تیم حاکم، درحکومت بعدی درعقب میز دادگاه های عدالت جوابگو خواهند بود.

به گزارش بخش سیاسی شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpapaer)، معدن مس عینک دومین معدن بزرگ دست ناخورده مس در جهان است که ذخیره آن بین 240 الی 280 میلیون تن تخمین گردیده که مقدارمس موجود در آن بین دو عشاریه سه فیصد و دو عشاریه پنج فیصد میرسد.(اندازه قبول شده صفر عشاریه چهار فیصد است).

ارزش پولی این معدن به اساس محاسبات جیولوجیکی و نرخ موجوده مس در بازار های جهانی بین 70 الی 80 هزار میلیارد دالر می باشد. چینی ها این معدن را در بدل 808 میلیون دالر برای 30 سال از دولت کرزی صاحب خریداری نموده که برای استخراج آن سه و نیم هزار میلیارد دالر سرمایه گذاری کرده اند.

یعنی چینی ها طی 30 سال مبلغی بالغ بر 70 بیلیون دالر ( 70.000.000.000.000.000 دالر) سود خالص به جیب می زنند که با ارائه این ارقام قضاوت را به هموطنان وا می گذاریم که در این معامله چه خیانت بزرگی صورت گرفته است.

این از بابت رقمی، اما خیانت بزرگ تر چینی جنایت زیست محیطی است. چینی ها در نظر دارند تا استخراج این معدن را از سال 2014 آغاز نمایند. معمولا استخراج معادن فلزی (مس) به دو طریق رایج است: یکی استخراج سرباز و دیگری استخراج زیر زمین. 

استخراج سر باز نسبت به استخراج زیر زمینی خیلی ها آسان، کم مصرف و سریع می باشد ولی خطرات ناشی از استخراج سرباز نسبت به استخراج زیر زمینی خیلی سنگین بوده ، ساحات وسیعتری را آلوده ساخته و تعداد کثیر مردم را از نگاه صحی و اقتصادی متضرر می سازد و ضرر آن برای مردم و محیط دو برابر استخراج زیر زمینی است.

متاسفانه چینی ها در نظر دارند تا این معدن را به طریقه سرباز استخراج نمایند. در این نوع استخراج سنگهای معدنی به ذرات بسیار کوچک در حد ذرات گرد و غبار تبدیل می شوند که به آسانی توسط بادها به مناطق دور تر انتقال داده می شوند. این ذرات که حاوی ذرات کوچک مس ، مواد رادیو اکتیو و عناصر سنگین می باشد ازطریق تنفس هوا داخل مجاری تنفسی ساکنین نواحی همجوار معدن گردیده و هم به آسانی توسط آبهای جاری و آب باران به حوزه های آبی به خصوص حوزه آبگیر دریای لوگر، کابل و سروبی وارد می شود که در نهایت این ذرات باعث کاهش قدرت آبگیری این دریاها و سبب تولید سیلابهای شدید در هنگام آبخیزی می گردد.

به علاوه این ذرات کوچک باعث ایجاد رسوب در ذخیره گاه های بند برق می شود که تولید برق در آنها را کاهش داده و با مشکلات فنی روبرو می سازد که باعث کاهش عمر این بندها نیز می شود. 

سولفور موجود در ذرات این معدن می تواند بعد از ترکیب شدن با اکسیجن هوا به هوا رفته و در آنجا با بخارات آب و باران تعامل کرده تیزاب سولفور را ایجاد نماید که بعد از سرازیر شدن به دریای کابل و لوگر، باعث کشته شدن یکباره ماهیان و از بین رفتن پروژه پرورش ماهی در بند درونته خواهد شد.

اگر تیزاب سولفور از طریق باران داخل آبهای زیر زمینی و چاه ها و کاریزها گردد، پس از حل خاک، باکتری های موجود در خاک را از بین برده و حاصل خیزی آن را نابود می سازد و از طریق آب و غذا داخل وجود انسانها می گردد. براساس تحقیقات صورت گرفته تیزاب سولفور سرطان زا بوده و باعث تولید سرطان جگر، گرده، معده، پانقراس و امعا می گردد و قدرت بینایی را تضیف کرده و سر انجام به کوری می انجامد.

مواد جانبی دیگری که در معدن مس موجود است بنام عناصر ثقیله یاد می شوند که تعداد آنها به 25 عنصر می رسد که از جمله میتوان به عناصر اریسنیک، کوبالت، جست، سرب، یورانیم، سیماب، آهن، نقره و طلا اشاره کرد که در معدن مس عینک نیز موجود اند.

در حین استخراج این عناصر مختل گردیده و از طریق حل شدن در آب و یا از طریق باد به مناطق دوردست منتقل می شوند که سرانجام از طریق هوا، آب و غذا داخل بدن انسانها و حیوانات گردیده و به مرور زمان سبب به وجود آمدن امراض سرطانی و سایر امراض صعب العلاج در گرده ها، شش، قلب، معده و مراکز عصبی بدن می گردد.

مشکلات دیگری که تجمع بیش از حد این عناصر در بدن انسان انجام می دهد، تولید مشکلات عصبی در کهن سالان و تضعیف قوه آموزشی در اطفال می باشد. همچنین این عناصر بیشتر اطفال را در رحم مادر مورد حمله قرار داده و ایشان را پیش از تولد معیوب ساخته میزان تولدات اطفال معیوب و سقط های جنین و تولد اطفال مرده را در میان مردمانی که در اطراف و نواحی معدن زندگی می نمایند افزایش می دهد.

در واقع به هر اندازه که مقدار زیاد مواد معدنی استخراج گردد به همان اندازه مقدار این عناصر در خاک ، هوا ، آبهای جاری و آبهای زیر زمینی افزایش می یابد و میزان مرگ و میر از این نگاه بیشتر شده، تعداد اطفال معیوب در جامعه اضافه تر گردیده و بیماری های سرطانی و امراض صعب العلاج کثرت می یابد. این یکی از خطرات بزرگی است که در نتیجه استخراج معدن مس عینک توسط چینایی ها متوجه صحت هموطنان ما به خصوص در لوگر، کابل و جلال آباد می باشد.

مشکل دیگر زباله های حاصل از این معدن است. به طور معمولی برای به دست آوردن یک هزار کیلو مس باید یکصد هزار کیلو سنگ جابجا شود. که براساس محاسبات در پایان سی سال چینی ها برای به دست آوردن سالانه چهارصد هزار تن مس، باید سه صد بیلیون تن سنگ را جابجا کنند که این مساله دو مشکل اساسی را برای هموطنان ما به بار می آورد.

یکی اینکه بعد از مدت سی سال گودال بزرگ و عمیقی در جای این معدن باقی می ماند که عمق آن قریب دو هزار متر و وسعت آن حدود بیست کیلومتر مربع خواهد بود. این گودال به مرور زمان توسط آبهای جاری پر گردیده و آبهای زیر زمینی در آن سرازیر میشود. زمانی که ارتفاع آب در این گودال بلند تر از عمق آبهای زیر زمینی گردد، آب این گودال داخل آبهای زیر زمینی شده و سبب مسموم شدن آنها توسط عناصر ثقیله می گردد. 

مشکل دوم عبارت از انباشت سنگهای می باشد که برای استخراج این معدن از زمین کنده شده و مقدار آن به چهار صد میلیون تن در سال می رسد و در طی سی سال قرارداد کوه بچه ای را به ارتفاع بیش از هشتصد متر تشکیل داده که ساحه بین 20 الی 30 کیلومتر مربع را در بر خواهد گرفت که باز هم سبب گسترش امراض تنفسی، قلبی، خرابی گرده ها ، صدمات دماغی و تولدات ناقص در مناطق همجوار معدن خواهد شد.

از طرف دیگر برای استخراج این معدن مقدار وسیع آب ضرورت است. آب در همه مراحل چه در اثنای کندن سنگها، چه در حین آسیاب نمودن سنگهای معدنی، در زمان پروسس آنها و در حین ذوب نمودن به کار میرود. بنا بر محاسبات صورت گرفته برای استخراج معدن مس عینک بین 30 تا 40 هزار متر مکعب آب در یک شبانه روز لازم است. 

شواهد نشان می دهد که حوزه دریای لوگر، برای کشت و زراعت خود این منطقه کفایت نمی نماید. لذا با استفاده از این آب موجود برای استخراج مس عینک، مردم لوگر به کلی با کم آبی شدید دچار می شوند. زمین های زراعتی شان خشک می شوند، باغستان هایشان صدمه دیده، حاصلات زراعتی آن ها از بین رفته و خود به فقر مبتلا می شوند.

چینی ها چاره دیگری جز استفاده از آبهای زیر زمینی ندارند که در اثر استفاده بیش از حد آبهای زیر زمینی، سطح آبهای زیر زمینی خیلی عمیق شده و یا طبقات آبدهی به کلی از بین می روند که برای احیای مجدد آن حد اقل یک الی دو میلیون سال زمان لازم است. 

تجربه کنونی در جهان نشان داده است که فروش معدن یک کشور به کشور دیگر و یا به کمپانی بیگانه، نه تنها سطح زندگی مردم را در آن نواحی بالا نمی برد بلکه آنچه که مردم دارند را نیز از آنها گرفته، ذلت، خواری، فقر و بیماری و حتی بی آبرویی را در آن مناطق افزایش می دهد.

مساله قابل تعمق دیگر در معدن مس عینک این است که در اثنای به فروش رسانیدن این معدن، زد و بند های ماهرانه ای صورت گرفته و از متن قرار داد هیچ منبعی اطلاع ندارد. اما برخی گزارشات حاکی از اخذ سی میلیون دالر رشوت در ثبت این قرارداد می باشد. چینی ها از فساد اداری و رشوت ستانی در کشورهای عقب مانده آگاهند. سران و رییس جمهورهای این کشورها را رشوت می دهند و معادن آنها را به قیمت نازل و با شرایط آسان استخراج خریداری می نمایند زیرا به هر اندازه ای که قوانین معدن کنی سهل و پیش پا افتاده باشد به همان اندازه استخراج معدن کم مصرف تر و ارزانترمی باشد.

از آنجایی که افغانستان یک کشور صنعتی نیست و فعالیت پروژه های معدنی به مقیاس پروژه مس عینک برای مردم ما بیگانه است، مردم با اثرات مواد شیمایی حاصله از معدن آشنایی ندارند و تجربه ناشی از صدمات آنها را به صحت و محیط زیست شان ندارند، لذا تلفات انسانی چه در داخل معدن و چه در ساحات ما حول آن به مراتب بلند خواهد بود.

با ارائه این مطالب باید گفت که فروش معادن کشور برای اجنبی ها سودی برای مردم و وطن ما به بار نخواهد آورد، بلکه بلعکس مردم بیچاره ما را با فاجعه های الم انگیز دچار می سازند و در سوگواری عزیزان شان می نشاند.

از جانب دیگر پاکستان (با تحریک غربی ها وعرب ها) که دشمن دیرینه مردم افغانستان است همانطوری که از نا آرامی وطن و بیچارگی مردم ما بهره برده و از ویرانی ما آباد شده است، یکبار دیگر از فروش معادن افغانستاسن به بیگانگان بهره ور می شود. چون استخراج معادن چه معدن مس عینک و چه سایر معادن کشور توسط اجنبی ها، زمینهای زراعتی را مسموم ساخته، حاصل دهی آنها را از بین می برد و هم سبب بوجود آمدن خشکسالی و کم آبی در مناطق معدنی میشود. درنتیجه سطح حاصلات زراعتی درآن نواحی کاهش یافته و به کلی از بین می رود و مردم ما مجبور می شوند که مواد غذایی خود را از پاکستان خریداری نمایند.

در واقع مردم بیچاره ما باید در معادن کار شاقه نمایند تا مواد معدنی ما را چینی ها و سایر بیگانگان تاراج نمایند و پولی را که مردم ما از انجام کار های شاقه برای چینی ها بدست می آورند به پاکستانی ها دهند تا غذا از ایشان خریداری نمایند که در انجام این معامله چینی ها پولدار می شوند، پاکستانی ها ثروتمند می گردند و افغانستانی ها مریض، علیل، ناتوان و بیچاره و این خدمت بزرگ مقامات دولت کرزی برای آبادی پاکستانی ها و ثروتمند شدن چینی ها می باشد.

برگرفته از تحقیقات پروفیسور فروزان