-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۹, یکشنبه

حرکت ایران به سمت یک سونامی انتخاباتی!

بخش هائی از مصاحبه خواندنی صادق زیبا کلام با مسیح علی نژاد.
 به نظر من نامزد ایده آل مقام معظم رهبری دکتر سعید جلیلی و آقای  دکتر علی اکبر ولایتی است.
پیک نت

آیا آقای هاشمی رفسنجانی با تایید رهبری کاندیدا شدند؟

ایشان اگر مطمئن بودند رهبری با آمدن شان مخالف هستند به نظرم نمی آمدند. به نظر من  اگر رهبری صد در صد با آمدن هاشمی  مخالف بودند معنی اش این بود که آقای هاشمی اگر رییس جمهور هم می شدند هیچ گامی در جهت پیشبرد برنامه های شان نمی توانستند بردارند.  بنابراین اینکه ایشان آمدند معنی اش این است که ما اختلافات مان و تفاوت در دیدگاه ها را با مقام معظم رهبری داریم ولی اینگونه نیست که ایشون با تغییراتی که من می خواهم ایجاد کنم صد در صد مخالف باشند و هیچ تغییری را نگذارند من ایجاد کنم.

خب برخی از جوانان می پرسند که اگر رهبری جمهوری اسلامی به این نظر رسیده اند که هاشمی بیایند و کاندیدا شوند رای دادن دیگر چه فایده ای دارد؟

ببینید سیاه و سفید نیست اینطوری نیست که رهبری موافق هاشمی رفسنجانی باشند یا مخالف او باشند . به نظر من نامزد ایده آل مقام معظم رهبری دکتر سعید جلیلی و آقای  دکتر علی اکبر ولایتی است. این تیپ افراد نامزد ایشان هستند ولی در عین حال ایشان نمی توانند خیلی از واقعیت ها  را نبینند. از جمله اینکه آقای دکتر علی اکبر ولایتی و آقای دکتر سعید جلیلی حداکثر پنج تا هفت میلیون رای بیشتر ندارند، در حالی که ما پنجاه میلیون واجد شرایط رای دادن داریم. هفتاد تا هشتاد درصد مردم با نقطه نظرات آقایان جلیلی و ولایتی و لنکرانی همخوانی ندارند و موافق دیدگاه هاشان نیستند.  درست است که  رهبری صد در صد با آقای هاشمی رفسنجانی همسو و هم جهت  نیستند اما  مقام معظم رهبری نمی توانند واقعیت های  کشور را  نادیده بگیرند.
خیلی موضوعات است که رهبری و هاشمی رفسنجانی یکسان فکر نمی کنند. اما همانطور که گفتم رهبری به هر حال جریانات دیگر را هم در کشور دارند می بینند و برای شان به گونه ای اجتناب ناپذیر است. درست است که من رهبر دلم می خواهد که آقایان سعید جلیلی و ولایتی رییس جمهور شوند ولی خب بخش زیادی از رای دهندگان این نظر را ندارند.

احتمال این را می دهید که هاشمی رفسنجانی رد صلاحیت شوند؟

نه فکر نمی کنم که شورای نگهبان چنین کاری را انجام دهد چون آقای هاشمی با انتخاب مقام معظم رهبری رئیس  مجمع تشخیص مصلحت نظام شده اند و یک جورایی اگر رد صلاحیت شود یعنی قضاوت رهبری را خدشه دار می کنند.

اگر رد صلاحیت شوند و  با حکم حکومتی تایید صلاحیت شوند آیا  باز هم در رقابت های انتخاباتی می ماند؟

آقای هاشمی بنا دارد در رقابت ها بماند. البته اگر ایشان  رد صلاحیت شوند که بعید به نظر می رسد معنایش این نیست که ایشان با حکم حکومتی خواهند آمد.

اگر در انتخابات تقلب شود فردای روز انتخابات آقای هاشمی چه خواهد کرد؟

به گمان من امکان تقلب خیلی کم است چون مجری انتخابات اینبار یکدست نیست. یک گروه و یک جریان و یک قدرت نیست.  هم جریان دولت در انتخابات حضور دارد و هم جریان اصولگرایان. بنابراین چنین اتفاقی نمی افتد که هر دو گروه بتوانند توافق کنند که رای ها را علیه هاشمی تغییر دهند. یک نکته دیگر که مسئله تقلب را منتفی می کند این است که من خودم از این احساس شور و شعف و شادمانی و روحیه ای که در کشور به راه افتاده  واقعا بهت زده شدم، شگفت زده شدم. یک سونامی خیلی خیلی پرقدرت و به مراتب نیرومند تر از دوم خرداد ۷۶ دارد راه می افتد.

اگر آقای خاتمی آمده بودند، خیال من راحت تر بود و مثل تیم فوتبال که در بازی رفت در خانه حریف سه گل زده یقین من می داشتم، آمدن هاشمی رفسنجانی درست است که این شور و هیجان و این اشتیاق را به وجود آورده ولی به هر حال  آقای هاشمی رای منفی را همچنان دارند. یعنی کم نیستند کسانی که اصلا خوششان نمی آید از ایشان. نکته دیگر این است که در سال ۸۴ جناح راست و اصولگرایان  یکپارچه بودند و در مقابل ایشان قرار گرفتند اما الان جناج راست و اصولگرایان سه جریان شده اند: یک جریان اصولگرایان سنتی، یک جریان طرفداران آیت الله مصباح یزدی و یک جریان هم طرفداران دولت هستند و سر اینکه نامزد ما چه کسی باشد اختلافات عمیقی بین آنها وجود دارد. نکته دیگر ستون پنجم و لشکر نادیده ای  که به نفع هاشمی دارد کار می کند و این عملکرد و دستاورد هولناک اصولگرایان ظرف هشت سال گذشته است. کارنامه مدیریت  اجرایی اصولگرایان ظرف هشت سال گذشته  به شدت کارنامه ضعیفی بوده در عرصه اقتصاد در عرصه سیاست داخلی، در عرصه بین المللی، ببینید در هیچ عرصه ای نیست که شما بگویید اصولگرایان  در هشت سال گذشته کارنامه موفقی نداشتند و این کمک می کند به رای آوردن آقای هاشمی.

من می خواستم این سوال را از شما بپرسم مردم عادی که خیلی سیاسی نیستند تکیه کلام شان این است که آقای هاشمی دزد است، بچه هایش، پول بالا کشیدند به اینها چه جوابی شما می دهید؟     

پاسخی که من به شما خانم علی نژاد می توانم بدهم این است که چنین ادبیات و چنین نگاه و چنین  احساسی در خصوص آقای هاشمی رفسنجانی وجود دارد و این همان رای منفی است که گفتم در مورد هاشمی.  منتها ببینید نکته خیلی مهم این است که این نگاه در سال ۸۴خیلی خیلی قوی بود و اصولگرایان حداکثر بهره برداری را از این نگاه کردند و در انتخابات ۸۴ هاشمی رفسنجانی را به عنوان کسی که خورده و برده و  نماد اشرافیت است، یا  نماد سازش با غرب است و بچه هایش مولتی میلیاردر هستند،  اصولگرایان میلیون ها سی دی تولید کرده و پخش کردند که احمدی نژاد شد فرشته نجات بخش و رابین هود و هاشمی رفسنجانی شد سمبل خوردن و بردن…اما یادتان باشد که در سال ۸۴ هم ده میلیون  از جمعیت ایران این فیلم و این کارنوال را نخریدند و همچنان رفتند و در سوم تیر به هاشمی رای دادند. در نتیجه عملکرد و تغییر و تحولاتی که در این هشت سال رخ داده مثل مساله نا کار آمدی و فساد و غیره  موجب شده که خیلی ها دیگر این داستان را نمی خردند.

یعنی می گویید که دیگر چنین نگاهی نسبت به ایشان و فرزندان شان وجود ندارد؟

نه معنی اش این نیست که کسی دیگر این فکر را اصلا در ایران نمی کند. معنی اش این است که به نسبت تیر ۸۴ طرفداران این داستان خیلی خیلی کاهش پیدا کرده و مهمترین دلیلی که خیلی ها دیگر این داستان را باور نمی کنند عملکرد اصولگرایان در هشت سال گذشته بوده.

آقای زیبا کلام بسیاری از مسولان سابق کشور( آقای سلامتیان) و حتی خود اصلاح طلبان (رضا علیجانی) زخم خورده  آقای هاشمی رفسنجانی هستند، چرا الان دارند از هاشمی دفاع می کنند؟

دلیلش این است که کسانی مثل آقای سلامتیان، آقای رضا علیجانی، آقای عباس عبدی، آقای محمد رضاخاتمی و خیلی های دیگر فکر می کردند اگر آقای هاشمی رفسنجانی نباشد،  نلسون ماندلا می آید، واتسلاو هاول می آید،  آنگ سان سوچی  می آید. فکر می کردند گاندی می آید. اما  متوجه شدند که صد رحمت به هاشمی رفسنجانی. آقای هاشمی حداقل آنها را ممنوع الخروج می کرد دیگر آنها را به زندان نمی انداخت. بنابراین فکر می کنم متوجه شدند خیلی هم هاشمی بد نبود در مقایسه با کسان دیگری که بعد از هاشمی آمدند.

ولی در دوره آقای هاشمی خیلی ها به زندان رفتند، آزادی مطبوعات وجود نداشت و اتفاقاتی که در دهه های مختلف ریاست آقای هاشمی رخ داده….
خود آقای هاشمی رفسنجانی هم امروز در آستانه هشتاد سالگی متوجه شد که آزادی مطبوعات مهم است، نبودِ زندانی سیاسی مهم است، انتخابات آزاد مهم است. خود ایشان هم متوجه خیلی از چیزهایی که در دهه ۶۰ و در دهه ۷۰ نسبت به آنها بی توجه بود الان توجه پیدا کرده  و سر خود آقای هاشمی هم در طی این مدت کم به سنگ نخورده.