-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۲ اردیبهشت ۳۰, دوشنبه

سفر رئیس جمهورکرزی و استاد عطا محمد«نور» به هند دردو زمان متفاوت


 رفتارهند با موضع ایران تفاوت دارد وهرگز پروژه ای را حمایت نمی کند که منافع استراتیژیک امریکا وغرب را تهدید کند


به گزارش منابع آگاه، استاد عطا محمد  نور والی بلخ اخیراً به هند، امارات عرب و واشنگتن سفر کرده است. هدف ازین تحرکات و تماس ها، با توجه به وخامت اوضاع سیاسی وجنگی درافغانستان، خروج قوای خارجی، اتحاد نوازشریف با اردوگاه طالبان، پیگیری پروژه های سیاسی درچهارچوب مشورت های منطقه ای می تواند تعریف شود.
درهمین حال گزارش های فاش نشده در خصوص سفر جنرال دوستم بنیاد گذار جنبش ملی واسلامی به امریکا نیز دربین حلقات مطلع مطرح شده واگرچه صحت وسقم خبر هنوز نهایی نیست، اما بی تردید تحرکات احزاب، فرماندهان جنگ و «اپوزیسیون» سیاسی افزایش یافته است.
اپوزیسیون به ویژه «جبهه ملی» که ازپایگاه های نظامی وقومی فراگیر تر ومنسجم تری برخوردار است، علاقه مند برقراری رابطۀ مفید ومتوازن با پاکستان اند وتماس های غیررسمی از مدت ها پیش درجریان بوده است. کار روی طرح ایجاد یک حاکمیت جایگزین درکابل، و مشورت های داخلی، منطقه ای وبین المللی به پیش برده می شود.
امریکا به هیچ وجه خواهان کشانیدن پای قدرت های منطقه ای نظیرهند وایران و روسیه نیست؛ اما درتفاهم ومشورت با این کشورها، تشکیل یک حکومت همه پذیر درکابل را در دستور خود قرارداده است. درحالی که امریکا دنبال یک شریک با اعتماد درکابل است، هند، ایران، روسیه وچین سرگرم رایزنی درمقابله با حوادث پس از خروج بخش اعظم نیروهای اروپایی وامریکایی از افغانستان اند.  
اما بدبختانه هنوز نشانۀ چندانی ازتوافق نهایی برسر تشکیل حکومت جایگزین برای نظام کنونی درسطح احزاب، شخصیت های «تنظیمی» وغیر تنظیمی مشاهده نمی شود. حرکت حوادث درتناسب با ابتکارعمل نیروهای شامل دربحران شتابنده تر است که ممکن است نخستین قربانی این بی تناسبی، «انتخابات» ریاست جمهوری باشد.
اوضاع به یک جهت، و حرکت رهبران وسیاسیون به جهتی دیگر می رود.  مثلاً سفراضطراری رئیس جمهور به دهلی، بدون اعتنا به اجماع داخلی وجهانی، آخرین تلاش برای حفظ قدرت است نه حفظ افغانستان. رهبران هند دقیقاً ازین امر واقف اند.
رهبران دهلی با توجه به حساسیت انفجاری روابط تیم حاکم با پاکستان و اشتراک نظری که با مقامات بین المللی ازجمله واشنگتن دارند، هرچند آقای کرزی را با کوله باری از دلگرمی ووعده کمک های نظامی واکمالاتی، روانۀ کابل خواهند ساخت مگر از نظر عملی قادر به راست کردن اندام های ناساز حکومت کابل درعرصۀ اقتصادی، سیاسی وبحران دپلوماتیک نخواهد بود.
بعید به نظرمی رسد که هند، خودش را مستقیم درجنگ افغانستان تا آن جا داخل کند که خارج شدن ازآن دراختیار هیچ کسی نباشد. هند وایران باردیگر درفعال سازی پایگاه های «مقاومت» علیه خطر طالبان به طور مشترک عمل خواهند کرد؛ مگر رفتارهند با موضع ایران تفاوت دارد وهرگز پروژه ای را حمایت نمی کند که منافع استراتیژیک امریکا وغرب را تهدید کند.
با توجه به عدم دسترسی مستقیم هند به افغانستان یا راه کوتاه تدارکاتی، کشیدن بار سنگین افغانستان برای آن ها نا ممکن است. استفاده از «بندر چاه بهار» برای اکمال جنگ افزار های اردوی افغانستان با سلاح های روسی، نه تنها ازنظر سیاسی برای آن کشور کار سهل نیست، بل خیلی زمان بگیر خواهد بود وابتداء باید دولت کابل به درخواست های ایران توافق کامل داشته باشد.
تنها راه  منطقی مقابله با توفان ویرانگری واز دست رفتن دست آورد های دوازده سال اخیر، این است که نیروهای داخلی به قوت وارد صحنه شوند؛ امریکا وجهان ازین حرکت حمایت کنند و با قدرت های منطقه ای تفاهم حاصل شود. شرط اساسی برای تغییر درکابل این است که نیروهای داخلی قدرت واحدی را بتوانند شکل بدهند تا زمینه را برای تشکیل یک «حکومت مؤقت» فراهم کند. این قدرت می تواند ماجرا جویی های تیم حاکم را لگام بزند وبرای راه اندازی انتخابات سالم وملی زمینه را مساعد کند.