-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۲ شهریور ۷, پنجشنبه

خاطرات مردی که صدام را مخفی کرده بود

من همه چیز را به شما نمی گویم.


به گزارش تازه نیوز خبرگزاری ایسنا، به نقل از پایگاه خبری پانوراما الشرق الاوسط نوشت، علاء نامق با افتخار می‌گوید: من کسی بودم که برای صدام حفره کندم، حفره‌ای که جهان آن را به اسم "حفره عنکبوت" می‌شناسد. آن حفره اتاق کوچکی در زیر زمین مزرعه‌ام بود که نیروهای آمریکایی در 13 دسامبر 2003 در آنجا صدام را پیدا کردند.

وی تصریح کرد: صدام به نزد من و برادرم آمد و از ما خواست که به او کمک کنیم و ما هم موافقت کردیم، چرا که از عادت‌های عربی و اسلامی ماست که اگر کسی از ما کمک بخواهد، به او کمک کنیم.

علاء نامق گفت که وی و قیس، برادرش شش ماه با صدام در زندان ابو غریب در حبس به سر بردند.

وی در گذشته به عنوان راننده و معاون صدام کار می‌کرد و طی چند سال اخیر راننده تاکسی بود تا این که چند هفته قبل با جمع کردن پول رستورانی افتتاح کرد.

راننده صدام در جریان این مصاحبه چند بار تاکید کرد: من همه چیز را به شما نمی‌گویم، روزی تمام چیزهایی را که می‌دانم، می‌گویم و شاید کتابی بنویسم و یا فیلمی بسازم.

نامق عنوان داشت که وی به همراه برادرش از زمان حمله آمریکا به عراق در مارس 2003 صدام را به چند خانه منتقل کردند تا این که صدام شناسایی و بازداشت شد.

وی تاکید کرد که صدام از تلفن استفاده نمی‌کرد، چرا که می‌دانست آمریکایی‌ها تماس‌ها را شنود می‌کردند تا وی را پیدا کنند.

راننده صدام اعلام کرد که وی بسیار زیاد شعر و نثر می‌خواند و نوشته‌هایش توسط نیروهای آمریکایی که او را بازداشت کردند، مصادره شد.

نامق تصریح کرد: صدام برای همسر و دخترانش نامه می‌نوشت اما به هیچ وجه آنها را ندید. تنها کسانی که به دیدنش می‌آمدند، عدی و قصی، دو پسرش بودند که من شرایط دیدار محرمانه آنها را فراهم می‌کردم.

وی گفت: صدام در هنگامی که مخفی شده بود خطبه‌های آتشین خود را می‌نوشت و حامیانش را به مبارزه با آمریکایی‌ها تحریک می‌کرد.

نامق تصریح کرد که در زندان ابو غریب در حبس به سر برد و سربازان آمریکایی به صورت روزانه از وی درخصوص سلاح های کشتار جمعی و مکان‌هایی که معاونان صدام در آن مخفی شده بودند، بازجویی می‌کردند.

وی تصریح کرد، زمانی که سربازان آمریکایی وی را بازداشت کردند، صورت او را پوشاندند و سگ‌های نگهبان او را گاز گرفتند و در معرض شکنجه‌هایی قرار دادند که روزی صد بار آرزوی مرگ می‌کرد و موسیقی راک را پخش می‌کردند که گوش را کر می‌کرد.

وی بدون هیچ شوخی اظهار کرد: می‌توانستم شکنجه‌ها و سگ‌ها را تحمل کنم، اما نمی‌توانستم صدای آن موسیقی را تحمل کنم.

در کتابی که از خلیل الدلیمی، وکیل صدام در سال 2009 منتشر کرد، آمده است که قیس نامق کسی بود که صدام را به نیروهای آمریکایی تحویل داد، اما علاء نامق کاملا این مساله را تکذیب کرد.

الدلیمی وكيل صدام از قول وی گفته بود: يك هفته قبل از دستگيري‌ام تغيير در صورت صاحب خانه را احساس مي‌كردم. رفتار او غير عادي بود، اما من به علت اعتمادي كه به او داشتم لحظه‌اي شك نكردم كه او به من خيانت كند. البته در برخي مواقع احساس مي‌كردم كه او ترسيده است. متاسفانه او از شيطان تبعيت كرد. شايد هم دل به وعده‌هايي كه آمريكايي به او داده بودند سپرده بود. من پول زيادي پيش خود نداشتم تا به او بدهم تا چنين خيانتي نكند. تمام پولي كه با خود داشتم يك ميليون و 280 هزار دينار بود كه با آن برخي عمليات مقاومت را اداره مي‌كردم، اما شما بايد به عراقي‌ها بگوييد "قيس نامق" دوست صميمي‌ام و برادرانش به من خيانت كردند.