-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۲ آذر ۶, چهارشنبه

آیا کرزی حق ندارد «خودسر» باشد؟

دکترسمیع «حامد»

چند هزار تن در « لویه جرگه » اشتراک کردند و هزاران تن به دلیل « رخصتی» لویه جرگه از کار و بار ماندند. رییس جمهور میخواست این « لویه جرگه » را به یک « لویه چرگه» ( مرغ بزرگ) تبدیل کند و در داش سیاست خود بریان کند اما نتیجه برعکس شد و این « مرغ کلنگی» درست بر نوک بینی « خودبینی» جناب رییس منقار زد و به گفتهء هندی ها « شکاری خود شکار هوگیا». حالا جالب این است که رییس جمهور کلاه قره قل خود را چپه پوشیده است و میخواهد بگوید حالا که چند هزار تن به دهل من نرقصیدند من خود به تنهایی هم سُرنی سیاسی میزنم و هم اتن میکنم...حتا اگر گروه همپیمانش از شرم مردم چک چک نکنند این کار را میکند و روز تا روز « نخره» اش بیشتر میشود و فکر میکند با این « قلغِ دپلماتیک » میتواند امریکا را راضی کند که اگر به ساز او نرقصد کم از کم برای رقص او ساز بزند.
حالا برای لحظه هایی « قهر و ناز کرزی و اوباما» را کناری میگذاریم و از خود میپرسیم : این چند هزار کله یی که « لویه جرگه» کردند برای از دفاع از تصمیم خود ( ولو در سطح مشوره) چه کردند یا میکنند؟ این هزاران شهروندی که از کار و بار ماندند و برای شان گفته شده بود « لویه جرگه » یک « رویداد ملی» است بعد از این که دانستند کرزی اگر چیزی به دلش نبود راضی است با یک تکان یک « مسلهء ملی» را به یک « مسلهء مُلی» تبدیل کند، چه اقدامی کردند؟ چند تن اعتراض دسته جمعی کردند؟ از چه گزینه های مدنی بهره گرفتند؟
در مجموع « ما ها» که خود را « مردم » و « سخنگوی مردم » و چه و چه های مردم میگوییم چه کاری کردیم که با « شادی بازی سیاسی رییس جمهور» مقابلهء مدنی کنیم؟
چه فرقی ببین « پرس کنفرانس» جامعهء مدنی و تبصرهء سواری های « ملی بس» است ، وقتی که هر دو میدانند سخن شان « باد هوا» است و تا گزینه های عملی دیگری را در این وطن امتحان نکنند فقط کمی « دل خود را یخ میکنند» و بس.

وقتی این همه آدمی که به گونهء مستقیم دست اندرکار و آسیب دیدهء « لویه جرگه» هستند مسله را با « تُف » و « اُف» برگزار میکنند آیا « کرزی» حق ندارد « خودسر» باشد ؟ او که میداند حتا اگر « مشوره» به نفع او نبوده کسی در عمل نمیتواند جلو او را بگیرد ( فقط « انتقاد» میکنند و او به این انتقاد ها عادت کرده است) چرا « ناز» ش بیشتر نشود؟ او که قبلن تجربه دارد که « لالا امریکایش» را میتواند با « اشلُق » و « شق» به « شیرینی دادن » راضی کند و کسی هم چیزی نگوید ، چرا حالا نباید « بهانه گیری» کند؟

تا رییس جمهور یا هر سیاست پیشهء دیگری میتواند در این وطن « خودخواهی» کند به این معنا است که « ما ها» « بیخود» هستیم...در یک کلام او « رییس» است و ما ها « جمهور» نیستیم!!!