-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۲ آبان ۲۸, سه‌شنبه

تقابل تاریخی امریکا وایران درکابل

هیأت شورای امنیت ملی ایران درکابل

اطلاعاتی دردست است که بن بست تازه در مذاکرات برسر توافق نامه امنیتی با امریکا که از سوی سخنگوی رئیس جمهور هم به آن اشاره شده، دور از واقعیت است و نشر این آوازه ها صبغۀ بازدارنده گی و بازی با افکار مخالفان و موافقان این پیمان دارد. درحالی که یک دسته از مسئولان سپاه پاسداران به هدف بی اثر سازی پروسه رو به اتمام لویه جرگه و امضای پیمان امنیتی وارد کابل شده اند؛ حکومت کابل با تمثیل جدیت و شدت عمل دربرابر هیأت امریکایی، شرایط روانی را طوری به وجود آورده است تا افکار عمومی قانع شود که تیم حاکم تلاش دارد حتی الامکان تا دقایق نود، از امریکا امتیازات تاریخی را به نفع افغانستان حاصل کند. هیأت ویژۀ شورای امنیت ملی ایران درکابل هم اکنون مذاکرات پیچیده، پرازچالش والتهابی را با «دوستان افغان» به پیش می برد تا شرایطی فراهم شود که درآخرین روزها، برنامه امضای پیمان امنیتی با شکست رو به رو شود.
ازیک هفته تا حال، سفیرایران درکابل کارشباروزی و دیدار با کانال های دولتی واطلاعاتی، به پیش برده است.
درتنگنا قراردادن امریکا که ظاهراً ازسوی هیأت مذاکره کننده عنوان می شود، نوعی عملیات رسانه ای به هدف راه گم کردن گروه های وابسته به ایران و پاکستان است که درآستانه برگزاری لویه جرگه و روزهای کار رسمی آن، انگیزه ای برای راه اندازی واکنش های تحریک آمیز ومنفی نداشته باشند. منابع غیررسمی که بر اخبار درز کرده از تماس های پس پرده تمرکز دارند، می گویند که تقابل جدی حکومت کابل دربرابر امریکا به گونه نمایشی تنظیم شده و هیأت مذاکره کننده افغانستان تمام تلاش خود را درمسیر بقای حلقه رهبری تیم حاکم درحکومت آینده متمرکز کرده و مسایل کوتاه کردن دست امریکا از انجام عملیات بردسته های مسلح طالب والقاعده در روستا ها، که ظاهراً به تازه گی جدی گرفته شده، چیزی بیش از لفاظی های معامله گرانه نیست.  
گزارشنامۀ افغانستان به اطلاعاتی سری دسترسی یافته است که نشان می دهد تیم حاکم از ناکامی خویش برای گرفتن امتیازات مورد ادعا در مورد «تعریف تجاوز»، «حمله ارتش امریکا به خاک پاکستان»، «قطع عملیات نظامی علیه تروریزم»، و«مصئونیت قضایی نظامیان امریکایی» به سختی عصبانی و مستأصل شده است. از نظراصولی، روی هیچ یک از مسایلی که از سوی حکومت به عنوان پیش شرط های عمده مطرح شده بود، از جانب هیأت امریکایی چراغ سبز قطعی نشان داده نشده و فقط با استدلال ها و اما واگر ها بدرقه شده است. امریکایی ها دررابطه به حراست از مرزهای افغانستان دربرابر پاکستان استدلال کرده اند که بخش بزرگی از مرزهای افغانستان با پاکستان تا هنوز نامشخص است و به همین دلیل امریکائی ها در شرایط فعلی حاضر نیستند در منازعات سرحدی میان دو کشور دخالت نمایند. امریکائی ها از افغانستان خواسته اند تا بعد از امضای این توافق نامه، باید موضوع خط سرحدی دیورند با پاکستان را حل نماید.
از نظر امریکا، نفوذ جنگجویان از پاکستان به افغانستان بیشتر به دلیل نامشخص بودن مسیر سرحدی است. نا مشخص بودن امتداد مرزها بین دو کشور، به ارتش امریکا که بعد از سال 2014 درپایگاه های شان درافغانستان باقی می مانند، حق می دهد که عملیات نظامی در داخل قلمرو افغانستان را علیه « تروریسم» بدون اعتنا به اعتراضات احتمالی حکومت آینده افغانستان انجام دهند. امریکائی ها در جریان مذاکرات به تفاهم نامه قبلی که میان فرمانده نظامی امریکا در سال 2002 و داکتر عبدالله و یونس قانونی وزرای خارجه و داخله آن زمان افغانستان استناد کرده وگفته اند که آن سند باید اساس توافق نامه جدید امنیتی میان دو کشور به کارگرفته شود که دستگیر و زندانی کردن اتباع افغانستان هم بخشی از آن خواهد بود. امریکائی ها می گویند که بعد از سال 2014 عملیات نیروهای آنان در هماهنگی با نیروهای افغان صورت خواهد گرفت اما این وعده درعرصه عمل، تابع هیچ قاعده ونظارتی نخواهد بود. آخرین اطلاعات می رسانند که اکثریت قریب به اتفاق رهبران جهادی، فرماندهان نظامی حکومتی و گروه های ضد طالبان به طور قطع ازامضای پیمان امنیتی حمایت خود را اعلام داشته اند.
 از دلایل اصلی مخالفت ایران وپاکستان با امضای پیمان امنیتی، یکی هم این است که امریکا وناتو در 9 پایگاه در ولایت های کابل، قندهار، هرات، فراه، خوست، هلمند و شمال افغانستان مستقر می شوند که بیشتر این پایگاه ها در نزدیک مرز با پاکستان و ایران پیشبینی شده است. ادعا واصرار افغانستان برکنترل این پایگاه ها تا زمانی که فاقد نیروی هوایی، ابزارنظارت هوایی، وتسلط کامل برمرزها باشد، تا مدتی پیش بینی ناشده، غیرعملی است. حامدکرزی شرط دیگری هم برای امضای این توافقنامه دارد؛ وی بارها گفته است که اگر این توافقنامه موجب صلح و ثبات در افغانستان نشود، هیچ نفعی بحال افغان ها نخواهد داشت و بنابراین شرط اول امضای این توافق نامه باید ایجاد صلح و ثبات در افغانستان باشد. اگر منظور کرزی این باشد که قبل از امضای این توافق نامه، امریکا صلح را در افغانستان برقرار سازد، این کار با توجه به شرایط فعلی و تنگنای زمانی کاملا ناممکن است. قدرتمند ترین گروه مسلح یعنی طالبان این قرارداد را یک قرارداد استعماری و امضای آن را به معنای دوام جنگ در افغانستان خوانده است. بنابراین اگر شرط امضای این قرارداد، تامین صلح در افغانستان باشد، می توان گفت که این شرط کاملا غیر عملی است.
با این حال، خطرهرگونه شکست وسبوتاژ وجود دارد. قراردریافت های اطلاعاتی غیررسمی، احتمال شکست پروسۀ توافق امنیتی حتی تا ساعات آخری هم متصور است. ایرانی ها به تهدید های سختی دردیدارهای شان با مقامات دولتی متوسل شده اند. درصورت محاسبات غلط و کلاسیک از سوی برخی حلقات درحکومت کابل، ناکامی احتمالی این پروسه منتفی نیست و درآن صورت، نظامی ارتش امریکا وناتو افغانستان را ترک نمی کنند؛ این نیروی راهبردی بین المللی به گونه کامل درشمال وغرب ونقاط مرکزی افغانستان مستقر خواهند شد. هندوستان به این طرح گرایش دارد. به این ترتیب، حوزه جنوب وشرق افغانستان به عنوان میدان جنگی پایان ناپذیر بین قدرت های منطقه ای به حال خود رها خواهد شد.