-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۲ آذر ۱, جمعه

این مرد، خسته نه، به بن بست رسیده است.

رئیس جمهور کرزی به خروج از چانه زنی های یک تنه و نابرابر به هدف از دست ندادن سکان قدرت سیاسی برای ارکان تیم حاکم تمایل دارد.


با وصف همه کشاکش ها به خاطر تعویق یا تخطئه پیمان امنیتی با ایالات متحده امریکا، تیم حاکم ناگزیر، از خط اول زورآزمایی، عقب نشسته و درخط دوم ( حفظ ابتکارانتخاباتی) سنگر آرایی می کند. خط اول زمانی شکست که آقای کرزی بنا به مشورۀ فهیم وخلیلی و مشاوران نزدیک به ایران و پاکستان، سفرهای رسمی به روسیه و چین و هند انجام داد و برخلاف مصالح افغانستان، عریضه انداخت تا برای قدرت امریکایی ومتحدانش، پای یک امباق استراتیژیک ونظامی را باز کند. پسآمد دیدارهای پس پرده، سخت مأیوس کننده بودند. قدرت های منطقه ای، حمایت از تمدید قدرت به تیم حاکم درکابل را درازاء ناخرسندی ورویارویی با امریکاییان، به سود خود ندیدند. تنها مسیر ایران به سوی خواسته های تیم حاکم باز بود؛ اما حادثه ای که به روی کار شدن دولت جید به رهبری دکترحسن روحانی درایران انجامید، شروع شتابنده مذاکره و نرمش بین ایران و پنج کشور اروپایی به شمول امریکا برسر بحران هسته ای را به همراه داشت. ازین قرار، رژیم ایران «دوستان ایران» در افغانستان را دست کم تا آشکارشدن نتایج مذاکرات حساس با جهان غرب، بی سروصدا از نظر افگنده است
روز چهارشنبه سفیر ایران گفت: افغانستان به عنوان کشوری مستقل، حق دارد با هرکشوری که میل دارد، پیمان ببنندد. درسخنان آقای بهرامی، ازجنبه های اعتراضی وتهدید آمیز سران ایرانی که پیش ازین، گاه ازحمله برپایگاه های امریکا به افغانستان وخطر جنگ منطقه ای عناوین رسانه درست می کردند؛ نشانه ای نبود. این، ناخوش ترین اتفاقی بود که خبر آن به گوش شبکه های دولتی تحت الحمایه ایران و همچنان رسانه ها ونهاد های وابسته به سپاه پاسداران درافغانستان، بس ناگوار افتاد.
رئیس جمهورکرزی درروز گشایش لویه جرگه گفت: من به امریکایی ها  و امریکایی به من اعتماد ندارند. این سخن، دیدگاه پنج سال پیش ایشان را درخاطرمن بیدار کرد که بنا به برنامه ریزی دفتر مطبوعاتی ریاست جمهوری، درترکیب شماری ازپیشتازان سیاسی وفرهنگی به دیدار آقای کرزی دعوت شده بودیم. ایشان، تقریباً عین همین عبارت را به کار برد واظهار داشت که من سمت وسوی حرکت قدرت های جهانی درافغانستان را درک نمی کنم. دلیل بروز وازده گی آن است که کرزی وفهیم درک می کنند که امریکا با مطالعۀ روحیه عمومی درافغانستان، طرفدار ایجاد حکومتی است که پس ازین، محافظه کاران اقتصادی، سنگ اندازان درپروسۀ تحول افغانستان، وآنانی که درجنگ های متناوب، هست وبود مملکت را به ویرانی برده اند، به طوریک جانبه و بدون رویکرد به قوانین، بیش ازین ابتکار را دردست نداشته باشند. دوازده سال تازیدن درمیدان خودسری وخیره سری، افغانستان را خسته ساخته است.
وقتی شمارش معکوس ساعات برای شروع رسمی کار«لویه جرگه» آغاز شده بود؛ صحنه کوتاه و دراماتیکی دررابطه به آشکارشدن نشانه هایی از روی گردانی ایران از شبکه حاکم دولتی درکابل در ورای سخنان دکتربهرامی سفیر ایران در«طلوع نیوز» دیده شد. بیست وچهارساعت پس ازآن، رئیس جمهور کرزی از مخالفت صریح ایران با استقرار پایگاه های امریکا درافغانستان سخن گفت؛ مگرظاهراً فراموش کرده بود که سفیرایران پیش از آغاز کار لویه جرگه، تکلیف کشورش را با فیصله های آن مشخص کرده وگفته بود که درپرتو پالیسی جدید حکومت دکترحسن روحانی، ایران کاری به کارداخلی افغانستان ندارد. ظاهراً تاریخ گفته های آقای کرزی درباره موضع ایران، یک روز عقب افتاد!
باید فراموش نکرد که ایران توان مخالفت فعال با امریکا واروپا که به آن همه بدنامی ومخارجش بیارزد، درحال حاضر درمیدان کشاکش افغانستان ندارد. اشتباه احساسی رئیس جمهور بازهم جرقه زدو فی المجلس امضای رسمی پیمان را تا زمان برآوردن خواسته های تیم حاکم درعرصه انتخابات مشروط کرد؛ موضوعی که با نگرانی مردم درداخل وبا حساسیت جدی امریکا (به دلیل ضرورت فرآیند برنامه ریزی هزینه ها درکشورهای غربی دررابطه به افغانستان درآخرین ماه سال 2013) رو به رو شد. به نظرمی رسد آقای کرزی از تهدید ها، یخن گیری، چانه زنی و تلاش های متواتر برای حفظ مافیای جهادی وغیرجهادی ( با آرایش کنونی دردستگاه حکومت آینده) کمترین نتیجۀ دل خوش کنک را هم حاصل نکرده و به شدت خسته شده است. وی به زودی به فهیم وخلیلی خواهد گفت که :برادرا! تا این مرحله زدیم وکندیم وخود را رساندیم. بعد ازین خود تان غم خود را بخورید!
کرزی پس ازین، شفاعتگر مغیره بن شعبه ها، طلحه ها وزبیر بن عوام های امروزی که معتاد به ساختن کاخ ها و چراگاه اسب ها ودنیا داری وستمباره گی ومعامله به بهای اصالت ملی وارزش های بشری، نخواهد بود.
امریکا درچانه زنی ها درمورد انتخابات آینده که ظاهراً به هدف تمدید کار بخشی از تشکیلات تیم حاکم که همه امور درکشور را به بن بست وشکست مواجه کرده، وعده های دهان شیرین کن به طرف مقابل نداده است. اما خیال تیم حاکم آسوده است. دردوازه سال اخیر، تمام سلول ها وتودرتو های دستگاه حکومت ودولت به وسیله افراد مثلث ارگ به طور کامل اشغال شده و هرحکومتی که تازه روی کار شود، دست کم تا پنج سال دیگر نیاز به حمایت های مردم وجامعه جهانی دارد تا سنت حکومت داری سالم ومستعد به توسعه را از صفر به وجود بیاورد.