-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۲ آذر ۶, چهارشنبه

تفسیری بر مصاحبه حسینی مدنی نایب برحق و بلافصل احمدی نژاد در افغانستان

  آقای {حسین} مدنی! امروز اگر جناب عالی در افغانستان آبرومندانه زندگی می کنید و دارای یک پایگاه خبری به نام خبرگزاری جمهور هستید، این دست آورد آمریکا و جامعه جهانی است.
گزارشنامۀ افغانستان: تنش فکری بین مخالفان و موافقان «پیمان امنیتی» با امریکا ظرف روزهای اخیر بین مردم به گونۀ عام و میان قلمداران وناظران روشن نگر (به طورویژه) بالا گرفته و روی هم رفته، گفتمان مفیدی درجریان است. شبکه های ایران وپاکستان پس از موضع گیری خرد ورزانۀ مردم در «لویه جرگه» ای که هرچند دستچین شده برگزارشده بود؛ در نفس تنگی و دفاع غیرفعال قرار گرفته اند. امروز حسینی مدنی مسئول «خبرگزاری جمهور» درکابل، یکی از ارتباطی های خاص حلقات وابسته به «ولایت فقیه» ( تحت نظارت هسته های «سپاه قُدس» نهاد تروریستی برون مرزی رژیم «ناجمهوری» ، «نا اسلامی»، و« نا ایرانی» درهمسایه گی افغانستان، دربارۀ پیمان امنیتی با امریکا، برون فگنی هایی داشت که آقای سید نعمت ضیا دبیر سیاست‌گذاری هفته‌نامه راه مدنیت برآن ایراد های کوتاهی نگاشته است؛ بدین شرح:
البته پیشاپیش ( از سوی گزارشنامه افغانستان) ذکر شود که: گزارش های دقیقی در امنیت ملی افغانستان وجود دارد که خبرگزاری جمهور از سوی شبکه های بازرگانی ایران درافغانستان تأمین مالی می شود.
این هم نظرات آقای سیدنعمت ضیاء:
 امروز چهار شنبه مصاحبه حضرت حسینی مدنی را در تلویزیون نور مشاهده نمودم چیزهای عجیب و غریب می گفت؛ من نمیدانم که این افراد افغانستانی است یا ایرانی و پاکستانی؛ سخن در مورد پیمان امنیتی بود اما وی شاهد مثال های را از جمهوری اسلامی ایران می آورد. این افراد به اندازه ای جالب صحبت می کنند که آدم را خنده می گیرد. ایشان انتقاد می کرد از کسانی که در «لویه جرگه مشورتی» شرکت نموده بودند، وی می گفت "خواسته های شرکت کننده گان جرگه و دیگران بسیار نا معقول، غیر منطقی و کوچک بود".
اما من منتظر بودم که حضرت معظم له چه خواهد از زبان گهر بار دُر افشانی نمود. بعد از دست و سرتکان دادن ها یک خواست بسیار کلان، غرّا و منطقی را مطرح کرد و فرموووود "آیا شما نمیدانید که امروز مراکز دینی ما دچار مشکل است ما باید از آمریکا بخواهیم که مراکز دینی ما را تقویت کند".
در حالیکه تاهنوز در هیچ جای دنیا پیمان امنیتی و یا قرارداد دوجانبه بین دوکشور مبنی برتقویت مساجد و مدارس دینی امضاء
 نگردیده است. وقتی این سخن نغز و پُرمعنا را از زبان مبارک حضرت آقا شنیدم به این مسئله پی بردم که حضرت ایشان واقعا درد دین دارد؛ شاید به همین خاطر به گونه یی، مخالف پیمان امنیتی است. ایشان شاید فکر می کند که سربازان آمریکا یی در اینجا آمده اند می خواهند تبلیغات دینی کنند، اما آقای مدنی نگران نباش سربازان آمریکایی کاری به دین ندارند، آنها مثل شما درد دین ندارند که در صحنه های جنگی تبلیغ دینی کنند کار آنها مشخصا برای گرفتن امنیت است.
شما اگر این احساس را به خاطر دین صادقانه و مردانه داشته باشید که قابل قدر است و خداوند برای شما در دنیا و آخرت جزای خیر بدهد، در روز قیامت نامۀ اعمال شما را به دست راست تان بدهد و بهشت برین و جنت ها نصیب تان باد. اما اگر از سفارت ایران پول گرفته اید که برخلاف اراده عمومی مردم افغانستان سخن می گویید؛ وای بر کسی که خود و اندیشه خویش را می فروشد. آقای مدنی تفکر شما به اندازه یی پیچیده است که من نمیدانم شما چه گونه می اندیشید و چه میخواهید. نان از افغانستان می خورید اما کار برای دشمنان افغانستان می کنید. (البته شما تنها نیستید افراد دیگری هم هستند که عبارتند از حضرت آقای اکبری، حضرت آقای سید عیسی حسینی مزاری نایب برحق و بلافصل حضرت امام خامنه ای ( تحت نام ناینده آیت الله مکارم شیرازی. گزارشنامۀ افغانستان) در افغانستان، حضرت مولوی مفلح پالیسی ساز ایران در افغانستان، دیپلمات ارشد جهان وحید مژده و انجینر سیاست تخریب کارانه، احمد شاه احمد زی و یک عده چوچه های دیگر که نام شان از قید قلم این حقیر مانده است). اعتراض جدی دیگر آقای مدنی این بود که چرا نماینده های بامیان از آمریکایی ها خواسته است که در بامیان پایگاه نظامی داشته باشد. جناب مدنی این نه تنها خواست نا معقول نیست بلکه خواست اکثر مردم است به جای مراکز ایران که به جز از توضیح المسایل چیزی دیگری برای کمک کردن ندارد؛ مرکز آمریکا بهتر است.
 آقای مدنی امروز اگر جناب عالی در افغانستان آبرومندانه زندگی می کنید و دارای یک پایگاه خبری به نام خبرگزاری جمهور هستید این دست آورد آمریکا و جامعه جهانی است. اگر این ها در افغانستان نمی بودند، جناب عالی در کوچه پس کوچه های قم و یا مشهد می پوسیدید. به عنوان یک شهروند درجه دهم زندگی می کردید. جناب عالی اگر این نکته را درک کرده اید و خود را به بی خبری می زنید؛ نهایت ضعف اخلاقی شما را نشان می دهد واگر تاهنوز نفهمیده اید که زندگی آبرومندانه شما در افغانستان به خاطر حضور آمریکا و جامعه جهانی است ضعف درک شما را نشان می دهد.
 آیا شما به یاد ندارید که طالبان در یکاولنگ، مردم تو را در سرمای زمستان سال 1389 قتل عام نمود؛ که حالا بلند گوی مستقیم ایران و بلند گوی غیر مستقیم طالبان و نیروها دهشت افگن شده اید. می خواهم بگویم که جناب مدنی، چشمان خود را باز کن؛ اگر یک مقدار پول، ایران برای تو می دهد؛ اما اخلاق، وجدان و منافع ملی افغانستان را زیرپا نگذار، به خاطر نان خود، راضی به این نشو که یک بار دیگر افغانستان لانۀ تروریستان و تند روان شود؛ و باز هم ملت و مردم تو قتل عام های خونین را تجربه کنند. در تحلیل های خود، دقیق باش؛ آیا امروز مشکل مردم افغانستان این است که مراکز دینی ما وضعیت خوب ندارند؟ به نظر شما اگر در هر ولسوالی و قریه افغانستان یک مدرسه دینی را آمریکایی ها تاسیس کنند؛ مشکل افغانستان حل می شود؟ این سخنان در شان جناب عالی نمی آید؛ شما که می خواهید کار رسانه یی کنید و برای مردم آگاهی بدهید؛ با این منطق، مردم نا آگاه را به چاه می اندازید.
 اگر ایران را بسیار دوست دارید؛ می توانید تشریف ببرید و در آنجا در کنار امام زاده ها به زندگی معنوی و دینی تان ادامه دهید که هم دنیا را صاحب شوید و هم آخرت را. آقای مدنی گرسنه زندگی کردن شرافت مندانه تر از زندگیی است که بلند گوی دیگران به خاطر نان شویم. آیا به نظرشما خواست نماینده گان بامیان بسیار دور از منطق است؟ من فکر می کنم این بهترین خواست بود که در طول این دوازده سال از طرف مردم مناطق مرکزی مطرح گردیده است. شما فکر می کنید کار آمریکایی ها این است که در مراکز شان همیشه صحبت های تلفنی بی معنای من و تو امثال ما را شنود کند؟ این بسیار تحلیل کودکانه و سطحی بود از شما انتظار نمی رفت که این گونه تحلیل نمایید. والسلام علی من التبع الهدی