-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۲ آذر ۵, سه‌شنبه

تیم حاکم بم ساعتی به خود بسته است.

درآستانۀ اضطراب عظیم، سران ارگ، درپایان بازی باخته شده، درخیال واژگونی تختۀ شطرنجی اند که 12 سال روی آن جولان داده اند.
رزاق «مأمون»
 در کنگره حزب کمو‌نیست اتحاد شوروی پیشین، در هنگام سخنرانی نیکیتا خرو‌شچف که با برشماری وتقبیح جنایت‌های ژوزف استا‌لین جهان را شگفت‌زده کرد، یک نفر از میان جمعیت فریاد برآورد:
-  رفیق خرو‌شچف، وقتی بی‌گناهان اعدام می‌شدند، شما کجا بودید؟
خرو‌شچف پرسید: هر کس این را گفت از جا برخیزد.
اما هیچ کس از جایش تکان نخورد. 
خروشچف بازهم چشم میان صف حضار گرداند: کی بود؟ 
جوابی نیامد.
خرو‌شچف ادامه داد: رفیق؛ خودتان به سوال خودتان پاسخ دادید. در آن زمان من همان جایی بودم که حالا شما هستید.
پائولوکولیو نویسندۀ برزیلی در کتاب «دومین مکتوب»، این روایت را از سخنرانی تاریخی خروشچف در بیستمین کنگره حزب کمونیست آورده است که در ۱۴ فبروری ۱۹۵۶ یعنی حدود شصت وهفت سال پیش درماسکو برگزارشد.
البته «سخنرانی محرمانۀ» خروشچف ای چه بسا که درتحلیل های سیاسی وتاریخی به یک نکتۀ عبرت ماننده گشته است.
خروشچف این اقبال را داشت که با دادن چنین جوابی، پرسشگری را که خود عضو دستگاه دولت وحزب بود، تا اندازه ای به چالش بکشد با اصطلاح «جُل» خود را از آب بیرون کند. اما رئیس جمهور کرزی در کارزار دادخواهی علیه امریکا، درنقش خروشچف لاجواب ظاهر شده است. وقتی صدوپنجاه هزار سرباز ونظامی امریکایی واروپایی درگوشه گوشه مملکت دردرازای دوازده سال، به جنگ و کشتارسرگرم بودند و عملیات درخانه های مردم درغیاب «صلح» شب وروز انجام می گرفت؛ آقای کرزی ومارشال فهیم و دسته های جاسوس ایران وپاکستان که درمواقع ویژه ازجمله برسر «پیمان امنیتی» مانند گژدم از کرختی دوازده ساله بیرون آمده اند، کجا بودند؟ شاید اگر با رئیس جمهور یا ملا های مُفت خور استخباراتی چشم درچشم قرار بگیرید، به طور قطع مثل خروشچف به شما پاسخ می دهند که: درآن زمان من (ما)هم همان جایی بودیم که حالا شما هستید. اما این آقایان از بخت بد، چانس به چالش کشیدن شما را ندارند؛ بنا برین اگر این حضرات کمکان درمقام توجیه وخدعه پا استوار نگهدارند، سوال شما تا ابد جواب نخواهد یافت و اشباح چنین سوال هایی، برای همیشه درقفای خویش خواهند داشت.
بدون شک شما هم کاررا تمام می کنید وفریاد میزنید: پس روی همۀ تان سیاه! به نام ملت زخم خورده وخسته، صدا بلند نکنید.
تازه، به دو مُهره اصلی این «دندوره» این سوال نیز وارد است که شما را کدام قدرت روی صحنۀ رهبری سیاسی آورد وکدام دست ها، شما را به میلیارد های بزرگ درسرزمین گرسنه گان مبدل کرد؟
درپاسخ این پرسش، چه خواهید شنید؟

2
سپردن هفده تن ازتروریستان ساکن گوانتامو به دولت افغانستان، ورق سوخته ای است که آقای کرزی، متوقع است با برزمین زدن آن، پروسۀ سیاسی طولانیی را که به ارتباط امضای پیمان امنیتی تا به حال پیموده شده، به سود خود متوقف کند؛ موضوعی که نه درشعارهای قبلی، نه درمتن سند تهیه شدۀ پیمان امنیتی ونه هم شامل مباحث مشورتی «لویه جرگه» بوده است. حکومت دراحوالی که بنا به شواهد واحتمال های قوی، بازی را به طورکامل باخته، آخرین برگه را در مشت خود می فشارد تا ازموضع یک دولت قدرتمدار وظفرمند، برای آیندۀ سران تیم از امریکا باج بگیرد.
این درخواست در واقع حلقه تازه ای است که بر زنجیره ای «شرط وشروط» تیم حاکم به امریکا اضافه شده و به گونه ای برنامه ریزی شده، امریکاییان را درتنگنا قرار می دهند تا«گزینه صفر» - خروج کامل نیروهای بین المللی از افغانستان- را در دستور کار قرار بدهند. هیچ کسی نباید تردید کند که اجرای گزینه صفر، یک انفجار تاریخی دیگر را به افغانستان هدیه خواهد داد. احساسی برای من دست داده است که اکثریت قاطع مردم از شنیدن خبر به گرو رفتن «پیمان امنیتی» از سوی ژاندارم های سیاسی- انتخاباتی ارگ، مبهوت شده اند؛ زبان درکام نامزد های ریاست جمهوری، چبسیده؛ رسانه ها غرق نا باوری وانتظار، ومردم، محکوم به اضطراب، به منظور نجات از توفانی که درحال نزدیک شدن است، با سرگرانی و بلاتکلیفی به تلویزیون ها چشم دوخته اند.
 اکنون درجایگاهی ایستاده ایم که از دو گزینه- پیمان زدایی یا پیمان بندی با امریکا- یکی را به سود خویش تشخیص دهیم. اگر درمغز معلول ومعتاد اردوگاه فساد سالار، قرارباشد «راه سومی» ترسیم شده باشد؛ آنگاه برای رسیدن به راه سوم، از حمام خون باید عبور کرد. با این اوصاف، ظرف روزهای آینده، یا خبر انصراف تیم کرزی از لجبازی های بی حاصل و بنیاد برانداز به گوش مان می رسد یا آن که پس از اعلام رسمی امریکا برای خروج کامل از افغانستان، بانگ یک قیام قهری از داخل دولت یا اقشار مردم همه چیز را به هم خواهد زد. آنگاه واقعاً نوبت به اجرای مرحله نوین مأموریت طالبان درمنطقه (با مرکزیت افغانستان) فرامی رسد. در شب ها وروزهایی که مردم تلاش دارند زیر باران اخبار هیجان آور رسانه ها، تصاویری از آیندۀ خود وفرزندان خویش را درذهن خود تنظیم کنند، درشب ها و روزهایی که احزاب سیاسی و نامزد های ریاست جمهوری و «نخبه ها» ی خود خوانده از ابراز موضع شفاف دربرابر شعبده بازی های بی ارزش تیم حاکم امساک می ورزند، فضای مناسبات دراتاق های دپلوماسی وسازمان های اطلاعاتی امریکا، انگلیس، ایران وپاکستان برای پذیرش و ترتیبات معامله با گروه طالبان درحال فراهم شدن است.
  در دیدار حساس با سوزان رایس، مشاورویژه امنیتی کاخ سفید، آقای کرزی با بی پروایی کامل نسبت به دیدگاه «لویه جرگه مشورتی» و توصیه های حضرت صبغت الله «مجددی» علی رغم تعهدات کتبی امریکا مندرج درمتن «پیمان امنیتی» و نامه الحاقی بارک اوباما برآن، ازامضای رسمی پیمان سرباز زده است.
 تبارز شخصیت واکنشی حامد کرزی در شرایط خطر آور کنونی در پاسخ به تاریخ، شوخی نیست واگر خواسته های شخصی کرزی وفهیم از داخل، مهار ومدیریت نشود، جهان ازین جا نمی رود؛ حضور خود را گونه ای فاجعه بارتر درین گذرگاه تمدید می کند. یادمان باشد که امریکا بی سروصدا، پروژۀ پیشنهادی پاکستان جهت واگذاری صلاحیت کنترول افغانستان و انتقال ابتکارسیاسی ونظامی به «امارت اسلامی افغانستان» را به عنوان گزینۀ بعدی روی میز قرار می دهد.
با جرکردن رشتۀ مسایل، کرزی وفهیم نه شهید می شوند، نه غازی، نه برنده ای خیالی که درخاطر نسل های آتی، تاریخ دوازده ساله اخیر وجنایات عظیمی از از سوی «عمله های عذاب» تنظیمی وقومی بالای مردم اعمال شده، پاکسازی شود.