-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۲ آبان ۲۷, دوشنبه

چهار درسی که درارتباط به کاهش سرمایه در افغانستان، از عراق می توان آموخت

عراق یک کشورصنعتی است. افغانستان، نه. عراق ذخایر بزرگ نفت دارد. افغانستان فاقد آن است.

نوشته پاول شینکمان



عراق یک کشورصنعتی است. افغانستان، نه. عراق ذخایر بزرگ نفت دارد. افغانستان فاقد آن است. عراق صاحب جاده های اسفالت شده است. بخش اعظم افغانستان جادۀ پخته ندارد.
این دوکشور اسلامی خاورمیانه درحالی که از بابت درگیری همزمان با ارتش امریکا دریک دهه اخیر برای همیشه با هم پیوند یافته اند؛  تقریباً به طورکامل ازهم متفاوت اند.
پس ازین، مقایسه سخنان اوباما که تمامی سربازان تا پایان سال 2014 از افغانستان بیرون کشیده خواهند شد؛ با خروج ناگهانی تمامی امکانات نظامی ارتش امریکا درسال 2011 از عراق تا آرزوها برای کسب موفقیت درافغانستان، نا ممکن است.
 جنگ پنهان وضایعات انسانی در خیزش خونبار عراق ادامه یافته است. میزان استفاده از موترهای بم گذاری شده فزونی گرفته است. گروه های افراطی اسلامی دربرخی مناطق درکمال مصئونیت کیفری به حملات داخلی دست زده و همچنان به کشورهای همسایه نظیر سوریه حملاتی را انجام می دهند.
وزارت امور خارجه در ویب سایت خود هشدار داده است که از سال 2008 تا کنون، گروه های بیشمار شورشی، به شمول القاعده درعراق، بازمانده ها وتروریستان فعال و خشونت های فرقه ای، به اشکال نهان، دربسیاری مناطق کشور باقی مانده اند.
سناتور باب کروکر پس از بازگشت از سفر سه روزه از عراق درماه آگست اظهار داشت که وضع امنیتی درعراق به سرعت درحال بدتر شدن است. وی افزود: اگربی سرنوشت رها شود، این روند ویرانگر که باعث بی ثباتی شتابنده درکشور شده، ادامه خواهد یافت و پالیسی خارجی امریکا که این واقعیت ها را درک نکرده است، برای عراق؛ برای امریکا و برای منطقه گیچ کننده خواهد بود.
درخلال این نگرانی ها یک گروه نظامیان، دپلومات ها وکارشناسان در اتاق اندیشه- مرکزپالیسی خارجی ویلسون درواشنگتن دی سی-  به روز پنجشنبه با هم دیدار کردند تا روی این احتمال بحث کنند که امریکا چه گونه می تواند از تکرارچنین فاجعه ای درافغانستان جلوگیری کند.  در زمینه، چهار آموزۀ تجربی ازعراق در دست است که امریکا بتواند با تمرکز برآن، خود را از طولانی ترین جنگ درتاریخ خویش بیرون کند.
 جنگ تن به تن بر سر آمار، ممنوع
 در رابطه با «نیروی ماندگار» که پس از خروج تمام نیروهای رزمی، درافغانستان باقی خواهند ماند، تصامیم زیادی اتخاذ شده است. این درحالی است که شمار نا معلومی از نظامیان به گونه گسترده روی آموزش و مشوره دهی ارتش تازه پای افغان، که فراتر از تعریف اوباما از«نیروهای رزمی» قرارمی گیرند، تمرکز خواهند کرد.

اوباما با تعهد بیرون کردن امریکا از جنگ، برگزیده شده بود مگر نتوانست؛ ولی ملاحظه کرده بود که خشونت های فرقه ای جاری عراق را پارچه پارچه  می کند. امریکا پس از دریافت تقاضای نوری المالکی نخست وزیر عراق درسال 2011  ناگهان وشتاب زده نیروهایش را از آن کشور بیرون کشید.
شمارنیروهای امریکایی و متحدان که پس از عقب کشی نیروها درافغانستان خواهند ماند، و میزان مشخص مورد نیاز امریکا جهت آماده گی برای خروج قبل از دسامبر سال 2014 ، اسرارآمیز باقی مانده است. کارشناسان نظامی ارشد درین باره نظریات شان را ارایه داده اند؛ مگر رئیس جمهور سکوت اختیار کرده است.
به قول جنرال جفری بچانان افسرنظامی در فرماندهی نیروی گسترده ومجرب درعراق که درحال حاضر، یک حوزۀ نظامی در واشنگتن را مدیریت می کند؛ «چیزی که برای ما اهمیت دارد، شمارۀ نیروها نیست.» وی پس ازاشتراک در یک نشست درمرکزویلسون به خبرگزاری های امریکا سخن می گفت. جفری گفت:
  «مردم مایل اند روی شمار افراد تمرکز کنند. از دیدگاه یک نظامی، ما واقعاً چه چیزی را می خواهیم بدانیم: شما چه چیزی را می خواهید که ما انجام بدهیم؟
جنرال بچانان می گوید: رهبران درواشنگتن به ویژه درشورای امنیت ملی ریاست جمهوری درباره حضورپرهزینه نظامیان امریکایی پس از2014 تصمیم گیری می کنند؛ پس ارتش خود می تواند با گزینه هایش برای دستیبابی به هدف وارد صحنه شود.
نکات دقیق وظریف در روابط اخیر  امریکا وافغانستان هم درنظرگرفته می شود واین که چه گونه تغییرخواهد کرد. به گفته او: این که چه زمانی را دربرخواهد گرفت، یک پایان متفاوت خواهد بود.
(جنرال امریکایی خیلی دربارۀ نزاکت ها وبازی سیاسی با حکومت کابل سعی می کند، به شدت فشرده ومحافظه کارانه آن هم درحد ایما و اشاره حرف بزند. منظور ایشان به احتمال زیاد، حصول امتیاز به نفع امریکا است. مامون)
او درباره شماره سربازان امریکایی می گوید: دردنیا به بهترین وجه، ما درپروسه تصمیم گیری ها کمک می کنیم که ما برای شما چه کاری را انجام داده می توانیم؟ بعد اجازه بدهید گزینه های متفاوت همراه با خطرات آن را به شما ارایه کنیم.
 جارلز رایس یک سناتور وتحلیلگر درموسسه راند (RAND) و از هماهنگ کننده های انتقال اقتصادی عراق از 2007 تا 2008 می  گوید: درحال حاضر امکان سفر به سراسر عراق به یکی از بزرگترین مشکل رسمی برای دپلومات های امریکایی مبدل شده است.
آقای رایس اخیرا به یک نویسنده در موسسه مطالعات راند درباره خروج امریکا از عراق تحت عنوان «پایان دادن به جنگ امریکا درعراق» کمک کرده است.
درزمان شورشها درسال 2007 میلادی درعراق، دپلومات ها درجریان عملیات نظامی سراسری برای دیدن افراد محلی درمناطق دور دست وخطرناک  قادر به حفاظت از خود شان بودند.
آن ها همچنان ارتباطات محلی را با ارتش امریکا درین مناطق به وجود آوردند.
رایز می گوید: درزمان جنگ بسیاری از افراد خدمات امنیتی امریکا، دوستان عراقی داشتند که مردم را می شناختند و آن ها را به خانه خود مهمان می کردند. با خروج قوت ها از عراق، ما چنین روابط را از دست دادیم.
اکنون دپلومات ها در شرایط نبود قدرت نظامی، ناگزیر اند اکثر اوقات خود را درعقب دیوارهای استحکامات امنیتی سفارت و اقامتگاه های شان صرف کنند.
خروج شتاب زده وناگهانی همچنان ظرفیت های ارتش را دراجرای مأموریت خارجی اش، نظیر آموزش نیروهای محلی به هدف حراست از دپلومات ها و مسیردهی منابع درجهت تأمین امنیت برای آنان هدر داد.
وی می گوید: هیچ نخواست در باره عواقب شدید مأموریت خروج از عراق  توجه کند.
 می دانیم درحال جنگ هستید.
کنید پولاک یک تحلیگرپیشین سی آی ای و کارشناس عراق می گوید: مشکل امریکا، درگیری درنبرد های نه چندان شدید است.
پولاک درکتاب خود «توفان تهدید: دلیل یورش برعراق» یکی از مدافعان برجسته حمله برعراق بود.
وی می گوید: از زمان جنگ جهانی دوم، تا حال، اکثرجنگ ها، چریکی یا جنگ های دارای شدت اندک بوده وحکومت و ارتش امریکا به گونه سنتی درهمچو جنگ ها درگیر بوده است.
به گفته او، به یاد داشتن اقدامات کاربردی درعراق، درخروج امریکا از افغانستان با اهمیت است:
« ما دقت خود را به درجه نخست روی عامل شورش تمرکز دادیم. واقعا جنگ داخلی سراسری مهم بود...جنگ برای قدرت درکشور.»
به قول پولاک: همچنان در درگیری های داخلی، برون شدن از صحنه جنگ یک کشوری که خود برای  استحکام پایه ها وتوانمندسازی یک حکومت مرکزی درتلاش است؛ حوادث بسیار بدی اتفاق می افتد.
درزمان حضور ما درآن جا، حداکثراهرم های فشار را دراختیار داشتیم. اما وقتی بیرون شدیم، بلافاصله اهرم ها وامکانات نفوذ را از دست دادیم. این حالت برای یک معامله به صرفه و استقرار برخی چیز ها درآن جا،  بدترین زمان بود.
پایان دهی به جنگ واقعاً امری دشوار است؛ از جمله در افغانستان، که ما درآن جا، برای دستیابی به پیروزی به حداعظم صداقت نیاز داریم.
 جنرال بوچونانان می گوید: ما درمکان درستی جا به جا شده بودیم.
واین منحصر به دیگر کشور ها نیست. زمانی که بچانان متصدی اداره بررسی اثرات راهبری ارتش امریکا درعراق درین باره سخن می گوید درواقع وی سعی می کند نشان دهد که مسئولان خارجی امریکا، کارمندان وزارت بازرگانی و یا دست اندرکاران اداره توسعه بین المللی امریکا چه گونه می اندیشند.
اگرشما این را نمی دانید، شما شکست می خورید به خاطری که چیزهایی را که می توانید برعهده بگیرید، نتوانسته اید.