-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۲ دی ۵, پنجشنبه

طرح تبدیل پاکستان به سوریه دوم

خبری که «راه توده» منتشر کرد. فروپاشی ارتش پاکستان بعد از سوریه در دستورکار است.

خبری از جانب دوستان ما، جهت انتشار در اختیار راه توده قرار گرفته که ما می توانستیم بدون هیچ تفسیری آن را منتشر کنیم، بویژه که یقین داریم، حداقل بخش هائی از حاکمیت جمهوری اسلامی نیز بی اطلاع از آن نیستند. به موجب این خبر که ما آن را با همان اصطلاحات به کار برده شده در آن منتشر می کنیم «... پس از کشیده شدن دندان سوریه و نابودی تمام زیر ساخت های آن، اکنون طرح تبدیل پاکستان به سوریه دوم در دست تدارک است. این طرح به بهانه خلع سلاح اتمی پاکستان انجام خواهد شد، اما هدف نهائی علاوه بر تحویل گرفتن سلاح های اتمی این کشور، تبدیل پاکستان به سه کشور است. بلوچستان که هم مرز با ایران است و سابقه دولت مستقل تحت رهبری "بزنجو" را دارد، پشتونستان بزرگ با مرکزیت "وزیرستان" که هم مرز با افغانستان است و بقایای پاکستانی که دندان آن کشیده شده باشد. با آن که هدف نزدیک این طرح جدا ساختن بخشی از افغانستان و متصل کردن آن به پشتونستان است، اما هدف کمی دور تر آن ایران است. ایرانی که دندان آن را نیز مانند سوریه و پاکستان می خواهند بکشند!...»
ما تصور نمی کنیم درک دورنمای این طرح دشوار باشد. همچنان که فراهم ساختن زمینه داخلی در ایران برای هم سرنوشت ساختن آن با پاکستان و سوریه. نگاهی به ترکیب اقوام و مذهب آن ها در نقاطه مرزی ایران از یکسو و سه دهه سیاست سرکوب، اعمال سیاست نظامی و تبعیض قومی و مذهبی در این نواحی از سوی دیگر، نیازمند تفسیر پایان این سیاست نیست.
در اختیار داشتن توپ و تانک، مسلسل و موشک و واحدهای چماقدار بسیج نیروی بازدارنده فاجعه نیست، چنان که در سوریه نبود و در پاکستان علیرغم داشتن ارتش قدرتمند و مجهز به سلاح اتمی نخواهد بود. تضادها و برخوردهای مذهبی در پاکستان و حاکمیت ژنرال های کودتاچی و صاحب ثروت در مقابل دهها میلیون مردم گرسنه و غارت شده پاکستان و تقسیم شده میان مذاهب مختلف و گرایش های اسلامی زمینه ساز فاجعه ایست که برای این کشور در نظر دارند. کافی است بدانیم که علاوه بر بسیاری از کارخانه ها، حدود 60 در صد مالکیت زمین های کشاورزی پاکستان متعلق به ارتش است و همین ارتش در عربستان سعودی مستقر است. ژنرال های همین ارتش از بیم از کف دادن ثروت و موقعیت حکومتی خویش اکنون به استقبال آینده رفته و با طالبان و القاعده دست همکاری داده اند.
اشاره به این نکات، در ادامه خبری که برای انتشار دراختیار ما قرار گرفته است، به معنای تحلیل رویدادهای پاکستان و یا نسخه پیچیدن برای آن کشور و یا حتی برای افغانستان نیست، بلکه هشداری است نسبت به سیاست هائی در جمهوری اسلامی که زمینه اجرای طرح های گام به گام برای رسیدن طراحان کشیدن دندان سوریه و پاکستان را به ایران فراهم می کند. جلوگیری از اجرای این طرح در ایران نه با قدرت نظامی و متوسل شدن به جنگ، بلکه با رفتن به سوی جلب رضایت عمومی و ایجاد وحدت ملی ممکن است.
خوشبختانه، در چند ماه گذشته، علیرغم همه کارشکنی های فرماندهان سپاه، اکثریت نمایندگان مجلس و .... نشانه هائی از توجه دولت روحانی به مسئله قومیت ها و اقلیت های مذهبی مشاهده شده است. حتی در تقسیم بودجه نیز علیرغم کاهش میزان آن بدلیل تحریم ها، بلوکه شدن دلارهای نفتی ایران در بانک های خارجی و نتایج سیاست های تخریبی دولت احمدی نژاد ما شاهد این توجه هستیم، اما آنچه تاکنون شده کافی نیست و سرعت آن نیز بسیار کم است. همچنان که سرعت گشایش فضای سیاسی و تغییر ساختار اقتصاد تجاری حاکم کم است.