-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۲ دی ۹, دوشنبه

نجات نتیجه انتخابات ازطریق «نظرسنجی»

شبکه حکومت ساز «طلوع»


شبکه تلویزیونی «طلوع» با سازماندهی «نظرسنجی»های پیشاپیش انتخاباتی، درعرصه اجتماعی قدرتی غیرمنتظره ای را درذهنیت مردم ایجاد کرده است که حذف این قدرت درحیطۀ توان هیچ کس، جزخود «طلوع» نیست. درحالت عادی، هرگزارش تصویری ازیک تا سه دقیقه بیشتر به صرفه نیست. حال آن که گزارش های مربوط به نتایج نظرسنجی، گاه تا ده دقیقه به درازا می کشد. این پروژه بی هیچ تردیدی با جامعه بین المللی هم آهنگ می شود وجنبه به شدت سیاسی دارد. درگذشته، شماری از چهره های نظامی وسیاسی، با القاب «پادشاه ساز» و«بانک رأی»، عنصر غیرقابل حذف درمحاسبه های سیاسی وانتخاباتی تلقی می شدند. درین مرحله، یک شبکه تلویزیونی پربیننده درجایگاه «پادشاه سازان» نشسته و با تراشکاری افکارعمومی، هم برای پادشاه سازان وهم برای عامه خلق، راهی را مشخص می کند که همه باید به همان مسیر بروند.
این، پدیده ای متفاوت تراز نوع «انقلاب های فیسبوکی» که درمصر، سوریه ولیبیا واکرائین درسطح گسترده به راه افتاد، عمل می کند. دردوره هایی که این همه شبکه های اطلاع رسانی در افغانستان وجود نداشت، قدرت اصلی واکنش اجتماعی، منحصراً در دست روحانیون، رهبران «تنظیم ها»، و فرماندهان شبه نظامی، احزاب ویا روشنفکران ائدیولوژیک بود که به گونه سنتی، همیشه قهرآمیز وهماره جنبه نا خودآگاه داشته که به واسطه عوامل محدود «خودآگاه» هدایت میشد. اکنون عوامل خود آگاه سنتی، مقهور فرآورده های مدرنیته اند وبه طور غیراختیاری، خودشان را دراختیار«پادشاه» «رکن پنجم» قدرت قرارداده اند.
سه مرحله نظرسنجی، نقشه ای را در اذهان داغ ترسیم کرده که حذف یا به هم ریزی چشم اندازهای آن، باعث نا آرامی ها درسطح اجتماع چند قومی شده می تواند.  نظرسنجی ها افاده میدهند که بین امریکا و «تیم ویژه» آقای کرزی، کماکان کدام تفاهم نهایی درزمینۀ «پیمان امنیتی» رونما نگشته است.
درک قدرت شگرف یک شبکۀ دیداری دریک زمان شکننده، به منظورزمینه سازی برای تشکیل حکومت، قبل ازانتخابات، تنها شگفت انگیز نیست؛ گفتمان فکری درحال تحول است وبه ما می آموزد که اشکال تقابل سیاسی، تا چه میزانی، غیرقابل درک ونرم افزاری شده است. این عملیات، نتیجه انتخابات را خلاف آن چه حکومت می خواهد، تولید کرده و تیم آقای کرزی را روزتا روز درافکارعمومی ( ازنظر روحیه) کوچکتر می سازد. سکوت دولت دربرابر «نظرسنجی» های اغواگرانه، شاید ازبرای این است که بروز حساسیت ازسوی دولت با نتایج «نظرسنجی» های «طلوع» فاش خواهد ساخت که دولت با تمام نیرو سرگرم رهبری یک عملیات گسترده تقلب انتخاباتی است. چون درنتیجۀ «نظرسنجی» ها یک ارتش ذهنی نسبتاً گسترده درحمایت از دکترعبدالله وآقای غنی، ایجاد شده؛ وعواقب ادامۀ سکوت دولت نیز، پیوسته غیرقابل تحمل می شود.

گمانه زنی برین است که ایجاد فضای موازی حمایتی برای دکتر عبدالله ودکتراشرف غنی (دوشخصیت رقیب) درصورت نیاز سبب ائتلاف انتخاباتی میان آنان شود و هالۀ پشتیبانی از آن ها تا آنجا ادامه یابد که فضای مانور برای نامزد موردنظر دولت به طور کامل محدود شود. دولت برای گریز از فشار، جز سرسختی کورکورانه برای حفظ قدرت، گزینۀ دیگری نمی تواند داشته باشد؛ چیزی که سبب می شود بیش ازپیش محکوم افکارعمومی شود. درچنین مرحله، طالبان به  میدان رقابت ظاهرمی شوند که با اردوگاه دکترعبدالله وآقای غنی، یک گام فاصله داشته باشند. بدین ترتیب، ممکن است یک تفاهم تاریخی در راه باشد. بربنیاد برنامۀ تعریف شده ازسوی جامعه بین المللی، شرایطی فراهم می شود که قبل از ایجاد یک ساختارنو دولت، حکومت تحت رهبری آقای کرزی، تا زمان برگزاری انتخابات، با از دست دادن تاریخ مصرف، یا از صحنۀ اصلی معامله ناپدید گردد ویا به حدی توان خود را از کف بدهد که چیزی را نتواند به دست بیاورد.