-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۲ آذر ۲۶, سه‌شنبه

آیا روحانی گورباچف ایران است؟

آیا نگاه کاخ سفید به روحانی، نگاه به یک گرباچف مسلمان است؟

روزنامه دیلی تلگراف، چاپ لندن در یادداشتی با عنوان "جایی برای دوستان قدیمی واشنگتن در نظام جدید جهانی کاخ سفید اوباما نیست" نوشت: از زمانی که باراک اوباما، رئیس جمهوری امریکا قدم به کاخ سفید گذاشت، تصمیم گرفت سیاست خارجی امریکا را کاملا تغییر دهد و طرحی نو در اندازد. او قصد دارد از سیاست های قدیم امریکا فاصله بگیرد و سیاستی جدید را در پیش بگیرد، سیاستی که در آن جایی برای دوستان و متحدان قدیم و سنتی امریکا نیست.
این روزنامه در ابتدا به مصر اشاره می کند و می نویسد: حسنی مبارک، رئیس جمهوری اسبق مصر همه تخم مرغ های خود را در سبد امریکا گذاشت، با این تصور که در هر حالتی امریکا از او حمایت خواهد کرد و به هیچ وجه نمی تواند پشت او را خالی کند. مبارک تصور می کرد که به دلایل بسیار از جمله بر سر اسرائیل امریکا به او نیاز دارد، بنابراین مجبور است در هر حالتی و به هر قیمتی او را نگه دارد. اما هنگامی که انقلاب مصر آغاز شد و خیابان های قاهره و شهرهای دیگر این کشور مملو از معترضانی شد که تنها خواستار کناره گیری او از قدرت بودند و به چیزی جز رفتن مبارک فکر نمی کردند و حتی به صرف کنار زدن او همه اختلافات با یکدیگر را کنار گذاشتند و متحد شدند، دریافت که چاره ای ندارد. امریکا در چنین وضعیتی دیگر نمی توانست به او کمک کند. مبارک دیر فهمید که حمایت امریکا برای او کارساز نیست. سپس یکی پس از دیگری نوبت به دیگر کشورهای عربی خاورمیانه از جمله عربستان سعودی و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و به دنبال آن اسرائیل رسید. تا آن جا که حتی از نفوذ بریتانیا در سیاست خارجی امریکا نیز به شدت کاسته شد و روابط دوستانه و نزدیک دو کشور که در گذشته بسیار به هم نزدیک بودند، دیگر آن رابطه صمیمی و نزدیک میان دو طرف نیست. در مقابل کشورهای آسیایی صاحب جایگاه ویژه ای شده اند. رشد اقتصادی شگفت آور چین امریکایی ها را نگران کرده است. کشوری که می رود تا کشورهای آفریقایی را بخرد و به منظومه خود تبدیل کند. امریکا احساس می کند در رقابت با چین عقب افتاده است و باید برای پیشی گرفتن از او مشکلات قدیم را حل کند و معادله ای جدید رقم بزند.
این روزنامه در ادامه به سوریه اشاره می کند و می نویسد: سوریه نیز از جمله کشورهایی است که پس از سه سال مقاومت در برابر مخالفانش و ایستادگی در برابر تحمیل تغییر از خارج، از وضعیت جدید نهایت استفاده را می برد و می رود تا آن کشور نیز سهمی از نظم جدید جهانی داشته باشد.دیلی تلگراف در ادامه می نویسد: در این میان برخی کشورها و حکومت ها هستند که ستاره اقبال آنها بالا رفته است و در نظام جدید جهانی صاحب جایگاهی ویژه خواهند شد و ایالات متحده نیز به فکر همراه کردن آنها با خود افتاده است. از جمله کوبا که در مراسم تشیع جنازه نلسون ماندلا، رهبر ملی آفریقا باراک اوباما، رئیس جمهوری امریکا با رئیس جمهوری آن، رائول کاسترو دست داد تا نشان دهد سیاست امریکا در برابر کوبا تغییر کرده است و دیگر به آن همانند سابق به چشم دشمن نمی نگرد.
دیلی تلگراف سپس به ایران اشاره می کند و می نویسد: کاخ سفید به ریاست اوباما به حسن روحانی، رئیس جمهوری جدید ایران به چشم "گورباچف ایران" می نگرد. شاید بتوان گفت توافق اخیر هسته ای میان 1+5 با ایران که شامل پنج کشور عضو شورای امنیت به علاوه آلمان می شود نیز در همین راستا قابل تفسیر است. در این توافق کشورهای غربی مانع هسته ای شدن ایران نشدند و به آن کشور اجازه دادند تا ضمن ادامه دادن به برنامه های هسته ای اش حق غنی سازی اورانیوم در خاک خود را نیز داشته باشد. مساله ای که در حقیقت به معنای به رسمیت شناختن ایران به عنوان کشور هسته ای و خوشامدگویی به آن در جمع کشورهای برخوردار از تکنولوژی هسته ای محسوب می شود و سبب می گردد تا ایران در کنار قدرت های بزرگ برخوردار از این تکنولوژی بایستد. همه این توافقات در سایه نگاه مثبت امریکا به دولت جدید ایران حاصل شده است. مدافعان سیاست های امریکا می گویند که هدف از این کار پایین آوردن فتیله تنش ها در جهان است. چرا که امریکا می خواهد سیاستی جدید را در دنیا دنبال کند که در آن فعلا گزینه جنگ جایی ندارد.