-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۲ آذر ۲۹, جمعه

بازی خطرناک کرزی

نویسنده: اناتول لیوین؛  منبع: نیویورک تایمز
 واشنگتن باید به صورت فوری به تقاضا های طالبان موافقت کند.


ترجمه: گزارشنامۀ افغانستان
رئیس جمهور کرزی با مبارزه طلبی علیه واشنگتن و تاخیر در امضای توافقنامه امنیتی دو جانبه با ایالات متحده آمریکا  پس از جهت ادامه کمک های مالی و نظامی برای افغانستان پس ازسال 2012، درهردو مورد-  با وجود زیرکی بسیار، در مسأله شخصی و کشوری و تحمیق امریکا، بی نهایت نادان است.
کرزی واضحاً درتلاش جلب حمایت ملی خصوصا میان طرفداران پشتون خود است.
همچنین وی امیدوار است که با خود داری از امضای پیمان امنیتی، در انتخابات ریاست جمهوری ماه اپریل، دربرابر واشنگتن وسیله نفوذ را در دست داشته باشد که با توجه به اعمال قوانین سخت گیرانه ودموکراتیک غربی، دسترسی به آن دشوار معلوم می شود.. 
آینده ایده آل آقای کرزی به حیث چهره قدرتمند در افغانستان به این مسأله مرتبط است اما وی نیز شاید واقعاً باورمند است که در مدیریت انتخابات مسالمت آمیز ( به جای انتخابات دموکراتیک) که برای حفظ دولت افغانستان بسیار با اهمیت است؛ توانایی دارد. متأسفانه کمک ایالات متحده نیز درآینده افغانستان تعیین کننده است. مسأله پایگاه ها برای امریکا کلیدی نیست؛ مگرپول.
درحال حاضر یک دهم  بودجه افغانستان، به سختی از حساب درآمد های خود کشورقابل وصول است و هیچ چانس واقعی برای سرعت افزایش در درآمد ها وجود ندارد. درواقع تمامی مصارف نظامی و بودجه توسعه ای از کمک امریکا و متحدان غربی تأمین می شود.
واشگتن بر امضای یک معامله تا پایان امسال اصرار دارد  که به حضور نظامیان امریکا تا سال 2024 مشروعیت داده وزمینه را به فراهم آوری میلیارد های دالر کمک های مورد نیاز بین المللی مساعد می نماید.
درین جاست که حرکت آقای کرزی برای افغانستان خطرناک است. به نظر نمی رسد که وی هدف امریکا و پایتخت های اروپایی جهت خروج  کامل از منجلاب افغانستان را درک کند. آقای کرزی به شیوه تخته چرخان قمار روسی، (رولت روسی) با گذاشتن تفنگچه به شقیقه کشور خودش، بازی ای را به راه انداخته که حتی خودش هم درک نمی کند که جاغور ( شارژور) چقدر پُر است. تشدد با افغانستان وبا حلقه کرزی تقریبا از روز های نخست دولت سازی از سوی غرب درآن جا شروع شد.  قهروخشم از  اتهامات در مورد فساد و معامله برسر هیروئین به وجود آمد. این اتهامات بالطبع سبب آزرده گی راه دهنده گان غربی ونماینده گان آنان شده است.
هنوز امکان آن وجود دارد که به وضعیت طور دیگری نگریسته شود: چیزی مانند تصادم های موجود بین ائدیولوژی مبتنی بر اهداف غربی با حقایق سیاسی وسنتی درافغانستان. تصادم دیگری که درین میان وجود دارد، پالیسی متناقض ایالات متحده امریکا است.
 کرزی  ناگزیر شده تا از نظربخش اعظم تاریخ، استراتیژی  یک افغانستان ضعیف، یعنی خریدن زورمندان محلی، گروه های تباری وعشیره ای وچشم پوشی از فعالیت های آنان را دنبال کند. ما درغرب این عمل را دعوت به فساد و جنایت تلقی می کنیم با این حال این انتقاد به شدت صادقانه است. ارتش امریکا  بعد ازسقوط طالبان، با چمدان های بدنام دالر به استقرار دو باره جنگ سالاران در مناطق پشتون کمک کرد. نیروهای امریکایی در کار از بین بردن حریفان جنگ سالاران با آن ها کمک کرد و با این کار خشم ساکنان محلی را برانگیخت که به طور اساسی به بازگشت طالبان شرایط فراهم شد.
امروز به اثر کمک های فعال امریکاییان و ناتو شماری از سردسته های جنایتکار در جنوب افغانستان حضور دارند؛ فقط به خاطر این که در جنگ با طالبان هیچ گزینه دیگری به چشم نمی آمد. این کار دقیقاً چه گونه از رفتار کرزی که ما با تلخکامی آن را محکوم می کنیم، متفاوت است؟ ممکن است درست باشد که آقای کرزی نه صادق ترین و نه هم شخص دارای ثبات است. مگر وی با چنان فشارهای متناقضی رو به روست و پیام های درهم وبرهمی دریافت می کند که هر راننده را می تواند به انحراف و جنون بکشاند.
به رسمیت شناختن تاریخچه غرب، به این دلیل با اهمیت است که آیا  امروز هتک حرمت به وسیله سیاستگزاران غربی به عنوان خشم اخلاقی است یا گرایشی که رأی دهنده گان خود را با وعده های ختم تعهدات بیشتردرافغانستان سرگرم می کنند. اگر امریکا با خروج از افغانستان و قطع کمک ها اقدام می کند؛ نتیجه آن سقوط کشور واردوی ملی آن است؛ طوری که پس از خروج نیروهای شوروی و پایان کمک ها به این کشور، درسال 1992 افغانستان  و اردوی آن همزمان با فروپاشی جمهوری های شوروی، ساقط شدند.
در چنین حال سربازان افغان همراه با سلاح های خویش به خانه های شان رفته و با گروه های مختلف شبه نظامیان یکجا می شوند. افغانستان مانند پس از سال 1992 در وضعیت هرج ومرج سقوط خواهد کرد که درچنین وضعیتی نیروی طالبان را وارد صحنه ساخت. اگردرحال حاضر کمکها به افغانستان قطع شود دیگر نمی تواند زنده بماند وسپس ما برای دومین بار به یک نسل از مردم افغانستان خیانت می کنیم. با فرض این که حامد کرزی سرانجام پیمان امنیتی را امضاء کند، امریکا نیاز به این دارد که حمایت خود ازین کشور را به طور کامل وپیشرفته ادامه دهد.
نظر این که دادن کمک ها دراندازه فعلی نمی تواند بیش از چند سال ادامه یابد، اداره رئیس جمهور اوباما باید به طور عاجل دنبال راه اندازی مذاکرات جدید با طالبان باشد. برای این کار واشنگتن باید به تقاضای طالبان برای رهایی شماری از زندانیان، حذف نام های رهبران آن ها از فهرست عناصر تروریست، واجازه دادن آنان به مشارکت درمذاکرات بین المللی، موافقت کند.
بی علاقه گی درهمه چیزها، خطای اصلی راهبرد افغانستان در اداره اوباما است. بی میلی در فرستادن  نیروهای بیشتر نظامی آن هم درمدتی بسیار اندک، آن هم پس از اعلام تعهدات به کمک های بیشتر نظامی که سرانجام این کار ها با پیشنهاد های سرد وبی رمق صلح همراه شده است.
اگرواشنگتن نقش نهایی را درتنش کنونی به عهده نگیرد؛ این برای افغانستان یک فاجعه خطرناک خواهد بود که درضمن ضربه بزرگی به حیثیت امریکا اززمان سقوط سایگون درویتنام وارد خواهد آورد.