-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۲ آذر ۲۴, یکشنبه

ضیافت دهلی؛ با شیرینی تلخ پس از شام

هندی ها به لحاظ مهمان نوازی به آقای کرزی نگفتند که با ساده لوح ترین زمامدار در تاریخ افغانستان سروکار شان افتاده است.
مطبوعات هند به گونه ای ملاحظه کاران، از ابرازنظرهای انتقادی نسبت به آقای کرزی پرهیز کردند؛ مگر با نشر خبر عدم موافقت با دادن اسلحه سنگین به افغانستان، نتایج نهایی مذاکرات از پرده برون افتاد.
گزارش های تحلیل شده می رسانند که رهبران هند، آخرین مشاوران منطقه ای اند که با لحنی برهنه تر به آقای کرزی توصیه کرده اند  به خاطر نجات کشورش، از لجاجت آفرینی های عمدی وساخته گی در پیوند با «پیمان امنیتی» با امریکا دست بردارد. تذکرات هندی ها، در واقع اتمام حجتی بود که بنا به عرف تعاملات سیاسی پشت صحنه، بی پرده بر زبان می آید؛ اما هندی ها بنا به رسم مرسوم، آخرین گوشزد خود را به نماینده گی از امریکا، به آقای کرزی با اخلاق دپلوماتیک و نوازش های معمول منتقل کردند که معلوم شد، رئیس جمهور،  چنین تأکیدی را بازهم جدی نه انگاشته است. درظاهرامر، پند هندی ها برای کرزی افق روشن ودلخواه را ترسیم کرده، اما درقیافه گیری رسانه ای، بازهم احادیث کهنه بر زبان آمد. وی در محضر بازرگانان ومسئولان هندی گفت:
من دیگر به امریکایی ها اعتمادی ندارم؛ حرف وعمل آن ها یکی نیست.
شاید این سوال درخاطر هندی های خاموش، درخشیده باشد که : آقای رئیس جمهور، این همه دعوای بزرگ، چرا پس از سیزده سال؟!
شنونده گان از بیانات کرزی بی درنگ دریافتند که امریکا تحت هیچ شرایطی، هیچ امتیازی به تیم رئیس جمهور قابل نخواهد شد. تیم حاکم پس از موضع گیری غافلگیرانۀ «لویه جرگه» وشخص مجددی، این بار به گونه ای برگشت ناپذیر، از اجندای آینده امریکا به طورکامل بیرون شده است. این همان نکته ای است که کرزی آن را می داند و جنگ با واقعیت را انتخاب کرده است.  
کرزی بازتاب سخنان خود را  درپس اخلاق ملایم دپلوماتیک میزبانان خویش نتوانست ببیند. هندی ها یاد آوری نکردند که توقعات وی از آنان برای تأمین جنگ افزار در موجودیت امریکا درمنطقه، یک خیال عبث است. هند هیچ گاه درنقش امریکا درافغانستان آن هم در جنگ رو در رو با پاکستان ظاهر نمی شود. پیوند راهبردی با امریکا به مراتب مهمتر از خوشحال ساختن کرزی است. هندی ها به مهمان خویش یاد آوری کردند که بیلانس نظامی درمنطقه از شعاع نظارت امریکا وناتو نمی تواند بیرون باشد وبهتر است عقل خود را درین مورد «قاضی» کند.  هندی ها به وی بدون طعنه زنی یاد آور شدند که کشورش قبل ازهمه به اقتصاد شگوفا و اجرای قوانین نیاز دارد تا به اسلحه. هندی ها به لحاظ مهمان نوازی به وی نگفتند که با ساده لوح ترین زمامدار در تاریخ افغانستان سروکار شان افتاده است.
هندی ها طناب صحبت را خوب شُل می کنند اما آن را به شدت نمی کشند تا طرف مقابل به روی بخورد. چون می دانند مردی که با دماغ داغ، طناب را پیوسته به سوی خود می کشد، حتماً به زمین می خورد. مونتسکیو گفته است:« هیچ جمهوری را نمیتوان یافت که با قانون شکنی ادامه یابد.» خرد ورز عصر روشنگری درفرانسه،  نکته ای پرداخته است که پس ازچند قرن، هنوز هم همانند پیکانی بر دل اوضاع افغانستان می نشیند و پیام سرراستی داده است به حامدکرزی رئیس جمهور درنظام قرن بیست ویکم.
کشوری که به برای نظم داخلی خود به همگرایی جهت رعایت قانون برای مصالح همه، نیازمند است؛ کشوری که روی «پل صلات» ایستاده و با خطر غلتیدن در چاه هرج ومرج، مویی فاصله دارد؛ کشوری که یک شکنجه گر زن یا متجاوز به عنف کودک و دختران نوسال را بازداشت و مجازات نمی تواند، رئیس جمهور آن به جای آماده گی برای «انتقال قدرت مسالمت آمیز» وتمکین به قدرت قانون، برای مقابله با دشمن خیالی، ( درواقع برای ماندن غیرقانونی در قدرت) در به در دنبال اسلحه می گردد. ما با نخستین رئیس جمهور در تاریخ افغانستان سروکار داریم که درعین حالی که «دشمن» ندارد؛ آئین مجازات ندارد؛ کشور را به پناه گاه تروریست ها وجنایتکاران وخاطیان ومعاصیان تبدیل کرده؛ علی رغم آن که ملت خودش از گرسنه گی، بیکاری، تشنه گی برای عدالت و داشتن سیاستمردانی رسالتمند، فریا می زند؛ دنبال اسلحه است! مردی که تا هنوز جنگ افزار را تعریف نکرده ودشمن را دوست، و دوست را دشمن می خواند؛ برای دسترسی به اسلحه جنون سیاسی جدیدی را به وجود آورده است.
حتی کمدی دورۀ سیاه بازی های صدارت داوود خان نیز برای به دست آوردن اسلحه، دربرابر این مضحکه، رنگ می بازد.
این نخستین بار است که فارمول امریکاییان درعرصه سیاست خارجی، درعمل واژگونه شده است و متحدان محلی حتی به قیمت از دست رفتن نهاد وتأسیسات ملی، حاضر به مبارزه با امریکا اند. به نظر می رسد امریکاییان پس ازبحث های طولانی وفشرده درکنکره، به این نتیجه رسیدند که حفظ تنش لفظی با کرزی که هیچ چیزی درین مصاف نا برابر اما عصبانی کننده، برای از دست دادن ندارد؛ امریکاییان را بیش از پیش بی آبرو می سازد. آن ها روش رویارویی با کابل را کنار گذارده و به احتمال زیاد، روی برنامه دیگری تمرکز کرده اند که جزو پروژۀ «تغییررهبری سیاسی» درافغانستان است که از چند سال به این سو روی میز راهبرد سازان امریکا قراردارد.
ظاهراً همه چیز درجا زده است. هیچ نشانه ای از کاهش تقابل به چشم نمی خورد. تیم حاکم، محاسبه غلط کرده تا این تصور را حقیقی جلوه دهد که امریکاییان مهلت شان را بیهوده تا دهم جنوری سال بعدی تمدید کرده اند. کرزی تنها «پیمان امنیتی» را به عنوان دست آویز مقابله مطبوعاتی با امریکا دراختیار ندارد؛ وی به همراهی فهیم وخلیلی یا به قول جان کری، «تیم ویژه» دم ودستگاه انتخابات پیش رو را نیز در اختیار خود دارند. خط اول مبارزه، «پیمان استراتیژیک» است. آن ها به نظر می رسد سوگند کرده اند که گذر امریکا ازخط اول، بدون شک به معنای دادن یک رشته امتیازات به تیم «ویژه» و گذر از خط دوم «انتخابات سوم ریاست جمهوری» معادل تسلیمی به تمام نقشه های آنها خواهد بود.
درعصری به سرمی بریم که قبل ازسیاست بازی های آشفته به عقلانیت ودیدن واقعیت ها نیازداریم:

هزار نقش بر آرد زمانه، و نبوَد

یکی چنان که درآئینه تصور ماست.