-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۲ آذر ۱۶, شنبه

تاریخ «به کوه بالا شدن» فهیم خان چه وقت است؟

از دید محافل روشنفکری مردم، امریکا حق ندارد با طرح تئوری شانه خالی کردن از مسئولیت هایش درافغانستان، یک بار دیگر درگودال سقوط اخلاقی نگونسار شود.


چک هیگل وزیردفاع امریکا با نشان دادن نوع دیگری از واکنش امریکا نسبت به تیم حاکم، از مذاکره با رئیس جمهور امتناع کرد.  دفتر ریاست جمهوری همزمان با ورود وی به کابل از «فشارهای کاذب واشنگتن» سخن به میان آورد که بر موضع قبلاً اعلام شده حکومت درباره «پیمان امنیتی» اثری نخواهد داشت. ازین قرار، ادبیات مشاجره بین دو طرف، از دایرۀ تعامل معمول خارج می شود و گستره اعتراضات سیاست ورزان، نهاد های مدنی و نسل جوان امروز مملکت علیه ارگ نشینان به گونه ای بی سابقه پهنا می گیرد. امریکا اکنون روی برنامه نجات نتایج «انتخابات» ریاست جمهوری تمرکز کرده است. تیم حاکم- مجری ده ساله فرمایشات کاخ سفید - اکنون در معرض حذف و جوابدهی قراردارد. تانک راهبردی وبی صدای امریکا آرام آرام وبدون تعصب از روی هریکی ازآنان عبور خواهد کرد. کرزی وفهیم عملاً روی همان ماینی پا گذاشته اند که به گمان ویرانی تانک امریکایی، درمسیر راه گور کرده بودند.
از دید محافل روشنفکری، مدنی و عامه مردم افغانستان، امریکا حق ندارد تئوری غلطی را در شانه خالی کردن از مسئولیت هایش افغانستان بتراشد و بگوید که «گزینه صفر» یعنی خروج کامل قوت های بین المللی ازین کشور درنزد کرزی یا فهیم است. هیچ چیزی در مشت کرزی و فهیم قرار ندارد. این برخورد یک پررویی رسانه ای است و بیهوده اذهان عمومی را وامی دارد که فراموش کنند درسال 2002 چه گونه امریکا وناتو وسازمان ملل متحد، گروه ها و توله های سیاسی و «تنظیمی» را همراه با یک دسته از دایناسورهای فرسوده - بازمانده از دوره نظام سلطنتی-  در یک دیگ آش جوشاندند و به نام «اداره موقت» و «انتقالی» وسپس ریاست جمهوری «منتخب» بر سرنوشت افغانستان مسلط گردانیدند.
امریکا در درازمدت توانایی ادامۀ بداخلاقی های سیاسی در برابر مردم افغانستان وبازی موش وگربه با کرزی وفهیم را ندارد. ناگزیر به ساختن یک جاده جدید است. رها کردن افغانستان پس از سال 1989 میلادی همزمان با خروج نیروهای شوروی پیشین هنوز سنگینی خود را بر وجدان کنسرواتورهای کاخ سفید حفظ کرده و حافظه مردم ما نیز آن را از دست نداده است. مقامات امریکایی ناگزیر اند اعتراف کنند که درطراحی حاکمیت پس از طالبان، شتاب زده عمل کرده  و بار دیگر چنگال گروه های قسی القلب «تنظیمی» و جنایت کاران جنگی را برگلوی مردم افغانستان فرو برده اند. همان گونه که طالبان درنقش فرزندان نازدانه پاکستان، انگلیس وامریکا درشروع سال دو هزار از کنترول سی آی ای خارج شدند؛ اکنون به نظر می رسد که ملوس های «جهاد» ومتحدان جنگ سالار «تنظیمی» امریکا تحت رهبری حامد کرزی نیز برای حفظ سلطه خویش بر سیاست واقتصاد مملکت، علیه امریکا خط ونشان می کشند و حاضر اند تفنگ بردارندو دو باره «به کوه ها بالا شوند!» تعیین تاریخ برای رفتن به کوه ها درحال حاضر به دانستن این واقعیت ربط دارد که آقایان تحت چه شرایطی و به همکاری کدام نیروها، درسال 2002 از کوه ها به شهر ها وارد شدند. وقتی درآن زمان انگیزه برای کوه گردی اُفت کرد؛ پس از گذشته بیش از یک دهه انگیزه بازگشت به کوه ها چه گونه است؟
واقعیت این است که کرزی وفهیم کاملاً درصحنه تنها ایستاده اند وچهاراطراف شان خالیست. ایران، روسیه، هند وچین درسطح گسترده تر ودرازمدت تر، با امریکاییان درتفاهم قرار گرفته اند.
کرزی- فهیم به حساب خود شان، ناخن زخمی امریکا را در افغانستان می فشارند تا آینده را بیمه کنند. غرب وامریکا سیستمی است که دیر می گیرد؛ اما بسیار سخت می گیرد. با این حال، سیاستگران امریکا اگر ازاشتباهات افغانستان نیاموزند، از هیچ آموزگار تاریخ چیزی نخواهند آموخنت. سیاست امریکا بحث «عدالت انتقالی» و بازسازی زیرساخت ها و پیشرفت قانونمند فرهنگ دموکراسی درافغانستان را در گرداب جنگ آفرینی های سراسری تحت نام القاعده وطالب دفن کرد و توسعه کشور را به پروژه سازش با جنایت کاران جنگی گره زد.
حالا اختلاف منافع بین امریکا وتیم فرزندش در «قلب آسیا» پیش آمده است و هیچ نیروی دیگری به غیر از امریکا وناتو قادر به انهدام چنین دیوار بست نیست. اشتباه محاسباتی امریکا درمورد تیم حاکم درس کلانی به افراطیون کارتل های نفتی و غول های اسلحه فروش امریکایی داده است که بعد ازین، قرار نیست چنین خلافکاری را تکرار کنند. تجربه عراق درافغانستان تکرار نمی شود؛ افغانستان برای سیاست آسیایی امریکا چندین برابر عراق ارزش دارد وتازه این که درعراق، برنده اصلی ایران بود که بعدا امریکا مجبور شد به کمک کشورهای عرب خلیج، القاعده و فدائیان چند قومی را به جان ایران و نوری المالکی بیاندازد تا انتقام امضاء نکردن «پیمان امنیتی» با امریکا را از آنان بگیرد.
درافغانستان، کرزی وفهیم دو راه دارند که یا به امضای «پیمان امنیتی» گردن نهند و یا این که مطابق خیالات واهی وتأسف بار «بزرگ ماشینی وخود اندیش»- قسیم فهیم- باروبندیل محکم کنند و به «کوه ها» بالا شوند. اما لازم است قبل از رفتن به کوه ها، اطمینان حاصل کنند که درکدام گردنه کوه ها، خواهند توانست آزادانه قدم بزنند و به دام طالب یا ناراضیان خشمگین گرفتار نشوند  و رجم وقصاص نشوند. این بار، دادن تعریف جهاد مشروع و جهاد «غنیمتی» برای شان فرض است. حلقه رئیس جمهور و قسیم فهیم به حدی از امکانات باد آوردۀ امریکا واروپا چاق وچله شده اند که غیرت و «تلخۀ» به «کوه بالا شدن» از روح آنان گریخته است.