-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۲ دی ۲۷, جمعه

روسیه درافغانستان، به امریکا نیاز دارد.

نویسنده: سلمان واتو- ایشیا تایمز
درماه های پیشرو، جهان شاهد یک تغییر سیاسی راهبردی  دیگر خواهد بود.

در دنیای امروز جغرافیای سیاسی بر ائدیولوژی ها پیشی گرفته است.
به طور مثال معامله هسته ای ایران وامریکا درآخرین ماه سال گذشته نشان داد که دو کشور با ائدیولوژی های متفاوت میتوانند به اهداف سیاسی خویش دست یابند.
اتحاد ریچارد نکسون رئیس جمهور امریکا و ماوتسه دون درسال 1970 ویا پیمان امریکا واتحاد شوروی درجریان جنگ جهانی دوم موارد دیگری اند که نشان میدهد جغرافیای سیاسی بر ائدیولوژی ها پیشی میگیرد. درماه های پیشرو، جهان شاهد یک تغییر سیاسی راهبردی  دیگر خواهد بود. حالا زمان یک توافق میان روسیه و ایالات متحده امریکا برسر افغانستان است. ثبات در روسیه با تهدید های جدی ازسوی شورشیان اسلامگرا رو به رو است. انفجارهای دردناک انتحاری اخیر در ولگا گراد بیانگر این امر است. ازنظرتاریخی، روسیه ( به ویژه دردوران اتحاد شوروی) سعی کرده است که جنبش های اسلامی ( وهمچنان فعالان مذهبی را) نه تنها در روسیه بلکه درکشور های آسیای میانه سرکوب کند.

چنین سیاست های تهاجمی علیه اسلام گرا ها در آسیای میانه (خصوصاً درازبکستان وتاجکستان) پس ازفروپاشی اتحاد شوروی با شکست مواجه بوده است. روسیه، کمک هایش را به کشورهای آسیای میانه در جنگ برضد شورشیان اسلامی به عنوان ایجاد ساحه حایل بین روسیه و جهان اسلام، ادامه داده است.  بعضی گروه های اسلامی بسیار مهم ازجمله حرکت اسلامی ازبکستان ازمتحدان طالبان درافغانستان به شمار میروند. این مهم است که مرزها میان افغانستان وکشور های ترکمنستان، ازبکستان وتاجکستان آسیب پذیر نباشند. ازشروع «بازی بزرگ» بین بریتانیا و امپراتوری روسیه این مرز ها تقریباً وجود نداشتند و این امر گویای کثرت تباری و برقراری روابط فرهنگی بین افغانها و ساکنان آسیای میانه بوده است. «بازی بزرگ» افغانستان را به حیث یک زون حایل در مرز ها بین امپراتوری روسیه و بریتانیا قرار داد. این مرز ها هرچند درطول دهه های قرن بیست مسدود بودند اما هرگز موجب قطع علایق طبیعی مردمان ساکن درین مناطق نشد.
ازین قرار، آنچه درافغانستان اتفاق میافتد، سبب نگرانی عمیق روسیه است. اکنون با توجه به خروج حد اکثر نیروهای غربی، ( و به ویژه قیام اسلامیست ها درناحیه فلوجه عراق وکشور لبنان) آینده افغانستان اطمینان بخش به نظرنمیرسد.
بدترین سناریو پس از خروج نیروهای غربی در مورد  روسیه از ناحیه طالبان خواهد بود. احتمال اشغال فوری افغانستان به وسیله طالبان بسیار اندک است. با این حال، غیرقابل تصور است که بعد از خروج قوت ها طالبان بتوانند بدون کمک خارجی، افغانستان را ظرف چند سال به طور کامل به اشغال خود درآورند.
نیروهای ارتش ملی افغان درسال های اخیر دست آورد هایی داشته اما درنبود کمک های مالی خارجی وضع شان نامشخص است؛ آمار بالای تلفات نیز بر روحیه آنان اثر گذاشته است. درهمین حال طالبان سازمان یافته اند. آنان قادر اند دست آورد ها را آهسته ترکنند؛ از هرپیروزی وحرکت به جلو کمک های بیشتر وموضع مسلط را درافغانستان به دست بیاورند. این وقایع تأثیری مستقیم بر حوزۀ حایل روسیه برجا خواهد گذاشت.  این یک مسأله است تا پیش ازین که طالبان راه خود را به سوی کشورهای همسایه باز کرده و به اسلام گرا های شورشی کمک برسانند.
طبیعی است که روسیه به رسانیدن کمک به دولت ها و نهاد های سکولار اقدام میکند که درآن صورت، نه تنها باعث ایجاد خشم و نفرت فزاینده علیه روسیه ( از جمله به وسیله مسلمانان ساکن روسیه) و آسیای میانه بلکه در تمام جهان اسلام خواهد شد ودیری نخواهد گذشت که روسیه با موج بد ترین ضربات نظیر آن چه درولگاگراد اتفاق افتاد، رو به رو خواهد شد.
برای پرهیز از وضعیت، برای روسیه، جهت قانع کردن جامعه بین المللی به ادامه کمک به افغانستان و ارتش آن کشور راهی وجود ندارد مگر این که حامد کرزی پیمان دوجانبه امنیتی را که به امریکاییان اجازه میدهد پایگاه ها ونیروهای شان را درافغانستان حفظ کنند؛ امضاء کند.
هرچند بسیاری ها به این باورند که قرار داد امنیتی سرانجام امضاء خواهد شد، با گذشت هر روز کشمکش ها میان افغانستان وامریکا سیر صعودی خواهد داشت. درین میان روسیه که از دوره شوروی وهمچنان از زمانی  که گروه های مخالف طالبان را کمک میکرد؛ با افغانستان روابط تنگاتنگ دارد؛ نقش مهمی را میتواند ایفا کند.
آنها میتوانند افغان ها را به امضاء قرارداد امنیتی قانع کنند. با انجام این کار آن ها به طورغیرمستقیم گفت وگو ها با طالبان را تسهیل خواهند کرد که شرایطی فراهم شود تا طالبان درساختار حکومت افغانستان سهیم شوند. اما این تنها راهی است که میتوان به صلح دست یافت. حتی اگر این پایگاه ها به طور بالقوه از سوی امریکا برضد روسیه درآینده، به خاطر برنامه های شبکه های جاسوسی که روی پالیسی افغان ها درمورد روسیه میتوانند اثر گزار باشند؛ استفاده شود؛ مسکو نتیجه خواهد گرفت که جهت دور نگهداشتن طالبان از موقعیت مسلط و همچنان برای حراست از منافع راهبردی روسیه، به امریکا ضرورت است. این همگرایی منافع میان امریکا وروسیه باعث تغییر استراتیژیک متحدان خواهد شد.
این وضعیت جالبی است که چینایی ها آن را از روی بدگمانی مینگرند. آنان به طورقطع خواهان دورنگهداشتن طالبان از قدرت درافغانستان اند اما درعین حال مانند مسکو خواستار بهره بری از منابع طبیعی درافغانستان هستند.