-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۲ بهمن ۹, چهارشنبه

خلیلزاد چه گونه رهبران را از مرگ نجات داد؟

جلالی گفت: همه را درحرم سرای ارگ جمع کن و دستور بده همه را چنواری کنند... همین حالی سروقت است؛ اگر دیر شد، چانس این کار از دست می رود!

رزاق مأمون


جناح های قدرت درارگ، ازهمان 12 سال پیش یکدیگر را به چشم اشباح می دیدند.
این ادعا را مستند به اطلاعات دست اول، توضیح میدهم تا درمجموعه ی وقایع تاریخی، هشدارباشی برای نسل های بعدی باشد.
بعد از تقسیم قدرت بین تیم ها وگروه های جهادی و سلطنت طلبان دربن آلمان، درسال 2002 گروه هایی که از غرب به محور قدرت دراطراف کرزی پیوسته بودند، سعی داشتند به خیال دوره های «استبداد خاندانی» هستۀ بلامنازع و نیرومندی را دردولت شکل بدهند. آن ها بعد ازآن که کرزی را آدمی ناپایداروظاهراً سرگیجه تشخیص دادند، قبلۀ خود را به سوی سیاست دان تازه دم-علی احمدجلالی- تغییردادند که تازه از«هجرت» بازگشته بود. دراولین لویه جرگۀ اضطراری که کشمکش ها برسرتقسیم کرسی ها اوج گرفته بود، محمدیونس قانونی به امید رسیدن به مقام نخست وزیری ( وعده داده شده) درمحضر نماینده گان «لویه جرگه» خودش را داوطلبانه از مقام وزارت داخله، خلع اعلام کرد و راه برای علی احمد جلالی بازشد.
جلالی، علی رغم آشنایی با سیاست امریکا، از تئوری مهار شتابنده ی جهادی ها از قدرت وضبط ماشین جنگی آن ها سر راست تر از همگنان «سلطنتی» و «جریان پشاور» حمایت میکرد. درنخستین برخورد ها درزمان تصدی وزارت داخله، سعی کرد قوماندان های جهادی وابسته به قسیم فهیم را پاکسازی کند. هرچند ازجنرال جرئت درادارۀ «نظم عامه» شروع کرد و به موفقیت هایی هم رسید؛ ولی کارش به بن بست کشید.
جنرال ولی ازنزدیکان خانوادگی قسیم فهیم که بین سال های 2002 تا 2004 به حیث مأمورویژه امنیتی درارگ کارمی کرد، دراواخرسال 1386 درگفت وگویی با من درخانه اش گفت:
بعد ازتشکیل حکومت «مؤقت» وقتی درارگ جلساتی برگزارمی شد، من همیشه درحاشیه حضورمی داشتم وبرخی اوقات حضورم نامریی می بود. دریکی ازین جلسات که درچمن ارگ زیر درختان برگزار شد، من عقب یکی از درختان تنومند ایستاده و مطابق معمول ناظر اوضاع بودم. درآن نشست، دکترزلمی خلیلزاد سفیرامریکا، جنرال دوستم، علی احمدجلالی ورئیس جمهور کرزی حضور داشتند، بحث برسرتقسیم کرسی های دولتی وچانه زنی، خیلی داغ شد. درآن جلسه علی احمدجلالی به ناگاه با لحنی برافروخته وبلند به کرزی گفت:
با این قوماندان های جنگی هرگزمشکل حل نمی شود و هرگزنظام ساخته نمی شود. پیشنهاد می کنم که همه شان را درحرم سرای ارگ جمع کن ویک دستور بده همه را چنواری کنند... همین حالی سروقت است که اگر دیر شد، چانس این کار از دست می رود. مسأله حل می شود بدون این کار راه حل ممکن نیست!
او دوبار با اصراروابرام این موضوع را بیان کرد ومنتظرپاسخ رئیس جمهورماند.
کرزی به سوی خلیلزاد نگاه کرد. جنرال دوستم خاموش بود. اما خلیلزاد با کلماتی سنجیده شده گفت:
این عمل با سیاست امریکا که من برای حراست از منافع کشور درین جا مأموریت دارم، درتضاد است. منافع امریکا درحذف دسته جمعی گروه های شامل درقضیه نیست. من که ازحکومت امریکا نمایندگی می کنم، با این طرح مخالفم!
سپس موضوع کمی سرد شد وحضاردرین باره بحث را ادامه ندادند. ( جنرال ولی زنده است واکنون که سقف اعتماد میان «جهادی های دولتی» با اطرافیان کرزی فرو ریخته، تردیدی ندارم که این موضوع را حسب نیاز به رسانه ها نیز ابلاغ کند.)
جنرال ولی گفت: من همان روز به خانۀ فهیم رفتم وموضوع را گزارش دادم وفهیم ابتداء به حرفم باورنکرد.
چند ماه بعد ازآن روابط جلالی با دیگرارکان قدرت به هم خورد وازهمان جایی که آمده بود؛ بی سروصدا به همان جا پرواز کرد. شکاف جبران ناپذیر دومی زمانی در روابط «تقسیم طلبان» دهان باز کرد که مارشال فهیم درتلفن درپاسخ به شکوه های داغ یونس قانونی برای حمایت از وی، با لحنی برافروخته گفته بود: کرزی چه کاره است...فلانی را بگویم چهاردست وپایش را بسته کرده درگوشه ای می اندازد. (منظوراز «فلانی» مسئول امنیتی ارگ درآن زمان بود.)
این مکالمه از سوی دستگاه های هوشمند امریکایی کشف وضبط شد و بلافاصله محافظان شخصی رئیس جمهور که همه از افراد امنیتی جمیعت اسلامی بودند، یک شبه از صحنه حذف شدند و جای آن ها را تکاوران حرفه ای یک کمپنی امنیتی امریکایی اشغال کردند.
اما قضا، «صیغه» ی سیاسی دیگری را بین مارشال فهیم و کرزی درآستانه ی انتخابات دوم (1388) مقررداشته بود؛ صیغه ی که به کودتای دوم علیه استاد ربانی فقید ( درزمان رهبری جبهه ملی اول درانتخابات دوم) معروف است وبیان این تحول، ارثی کردن قدرت وتجارت بین دو خاندان و تجدید سوگند برای حفظ قدرت به هرقیمت ممکن، تعبیر شده است. اینک پنج سال بعد،  شرایط سخت برای دادن تاوان چنین صیغه ی «شخصی» فرارسیده است.