------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

ه‍.ش. ۱۳۹۲ بهمن ۴, جمعه

مارشال فهیم وکابوس «برادران احمد شاه مسعود»

مقتضای احوال به گونه ی یست که ائتلاف ملی و «برادران مسعود» گور کن اصلی سلطه شخصی وخاندانی فهیم قسیم خواهند بود.

خبرمیرسد که امکانات فراوان دولت وحکومت در اختیار زلمی رسول قرار داده شده است تا عملیات انتخاباتی خود را جلو ببرد. برادران رئیس جمهور – عبدالقیوم ومحمود- نیز دررکاب موصوف حضور دارند. گویا این آخرین پناه گاه برای اردوگاه خاندانی قدرت است. پول وهلیکوپتر ها درخدمت اند؛ اما هنوز هم درمورد این که زلمی رسول واقعاً فرد اصلی مورد حمایت کرزی در انتخابات باشد؛ شک وتردید زیاد وجود دارد. زلمی رسول این هشیاری را دارد که روی پشتیبانی مردم وجامعه جهانی نسبت به حمایت خانواده ی کرزی که حمایت جامعه بین المللی را به طورکامل ازدست داده؛ حساب بازکند.
در تیم زلمی رسول، احمد ضیاء مسعود ایستاده است که هرچند درمقایسه با دکتر عبدالله رأی چندانی از جامعه تاجک تباران به دست نخواهد آورد؛ اما فردی است که هیچ گروه رقیب سیاسی یا قومی از وی ترس ندارد وهرگز آیینه ی صادق منافع تاجکان نیز به شمار نمیرود؛ درنتیجه، این نظریه شایع است که وی غیرازیک کرسی دولت، هیچ آرمان بلند و برنامه ی دیگری ندارد. البته، این مأمول نباید موجب شود که کادرهای تحصیل یافته ولیبرالیست تاجک ها قربانی حضور وی و هموندان وی شوند. ضیاء مسعود یک بار آزموده شده و تنها دسته های رقیب از مقام «اعزازی» وی سود می برند. روال رسیدن به قدرت درافغانستان به طور سنتی چنین است که یک سیاست ورز باید قدرتمدار نیز باشد که ترس در دل ها ایجاد کند و از محبوبیت ادعا شده، خشک وخالی وبی محتوا چیزی حاصل نمی شود. شخص بی بادو بخار، حتی از سوی بادیگاردان و آنانی که به هردلایلی نسبت به وی حسن نظر دارند؛ جدی گرفته نمیشود. فرازآمدن برنردبان قدرت، بدون ایجاد اقتدارکاریزمایی، به اندازه تابیدن بروت شیر، خطرناک است.
همان گونه که درتیم اشرف غنی احمد زی، از تاجکان خبری نیست؛ درتیم زلمی رسول  نیز، بودن یا نبودن احمد ضیاء مسعود، اهمیت یکسان دارد. این واقعیتی است که سال های سال تجربه شده و زمانی که ایشان در دولت کرزی به حیث معاونت اول انجام وظیفه میکرد؛ کمترین دخالت مفید درامور دولت وحکومت نداشت؛ همه چیز درغیاب وی انجام میگرفت؛ هرچند ازبابت بعضی «حسابات دیگر» برای خودش وچند ندیم ناکرده کارش، غنیمتی بود که تا امروز خودش نیز به آن واقف است؛ اما اعتراف به آن، یک تابو است.
گذشته ازین، مارشال فهیم حضور ملاعمر و رهبران شورای کویته را درکنار خود تحمل دارد؛ مگر تحمل ضیاء مسعود برایش از محالات است. از آن جایی که بندوبست های خصوصی و آماده گی گسترده برای اجرایی کردن طرج تقلبات انتخاباتی در دور سوم، بازهم پروژه ی مشترک کرزی وفهیم است؛ من بعید میدانم که زلمی رسول آن چنانی که شایع شده؛ واقعاً فرد طرف تصویب کرزی وفهیم باشد.
نکته ی که نباید از نظر انداخت این است که زلمی رسول تبعه امریکاست و به عنوان فردی ملایم ونرم شانه آن هم بسته به خانواده محمدزایی که به حیث حلقه وصل میان اقوام خود را شناسانده؛ مورد توجه قرار دارد. دلیل تمایل کرزی به نامبرده این است که وی آدم غیرجدی، سازشکار و گوشه گیر است واز جنجال ها وچالش ها می گریزد. درنتیجه، امور مملکت در اصل، بازهم برمحور امرونهی کرزی خواهد چرخید. موضوع ثانی این است که کرزی از انتقال قدرت به یک سیاست ورز «غلزایی» با شدتی میراثی نفرت دارد. ساربانی ی قدرت نباید از اختیار قوم درانی بیرون شود. قندهار باید همچنان مرکز سیاست وتصمیم گیری باقی بماند. ازهمین رو، چشم به زلمی رسولِ بی خطر دوخته است. مارشال فهیم که درحکومت وتجارت، به ضمیمه ی خاندان کرزی تبدیل شده، دریک گوشه ی بازی، موقعیت خود را غنیمت میداند؛ وی درین قرارداد از حضور یا قدرتمند شدن سه نفر هریک احمدولی مسعود، ضیاء مسعود و امرالله صالح، جِن زده می شود. به خصوص از بازگشت کسی یا کسانی ازجمع خانواده شادروان احمدشاه مسعود، از فشار حساسیت حتی ممکن است روانه ی بیمارستان جرمنی یا ... شود.
دربیزاری ی فهیم از امرالله صالح درتناسب با نفرت وی از «برادران مسعود» کاهشی رونما نشده ودرآینده هم نخواهد شد. آقای صالح چهره ی جوان، دست به قلم وسخنران و از رازهای بسیارشخصی ی فهیم آگاه است و میتواند زوایایی را بر گزیند که چالشی برای فهیم است که یا صحنه را رها کند یا آن که در دام چند طرفه ی سرنوشت دردناک گرفتار خواهد آمد. اگرامرالله ازقوم وخویش نزدیک فهیم بود؛ ترکیب وتعامل سیاسی جماعت تاجکان دولتی، چشم انداز دیگری به خود میگرفت. اما خوب است که چنین نیست؛ زیرا فهیم درموقعیتی قرار دارد که یک ترکتورغول آسای خطر داخلی وبین المللی، به سویش نزدیک میشود و او توان تکان خوردن ندارد. امرالله یک چالش آینده برای فهیم وشرکای خانواده گی اوست. فهیم از انگلیسی دانی وحضورآنلاین صالح درمسایل مهم جاری بسیاررنج میبرد. او همانگونه که هماره ترجیح میدهد برادران مسعود را مانند یک کمره مخفی درنظارت داشته باشد؛ از احوال صالح نیز به قول هم سفره گی هایش، به طور «دوامدار» غافل نمانده است.
فرد دومی ی که فهیم قسیم از دپلوماسی پشت پرده ومانورهای غیرقابل فهم اش به ستوه آمده، احمدولی مسعود است. احمدولی در سال 2004 موفق شد سفیران انگلیس وامریکا را قانع کند که جا به جایی احمد ضیأ مسعود به جای مارشال فهیم درکار نظام سازی و ایجاد یک دولت دموکراتیک و کمتر زورگو وقانون زدا، به مراتب ارجح است. غیرازین، دکترخلیلزاد نیز که درآن زمان «پاول بریمر» افغانستان بود، مقامات کاخ سفید را اطمینان داده بود که دموکراسی در افغانستان بدون مارشال فهیم، آرامتر محقق خواهد شد. اما «خان قندهار» را دست کم گرفته بود که چه گونه بازی را درانتخابات دوم به بیراهه بُرد.
زاویه نشینی احمدولی وبازی رسانه ای نا منظم با پروژه ی صرفاً لفظی «اجندای ملی» درنظر فهیم، دردسرساز تر از سروکله زدن با حزب اسلامی و تفاهم های نانوشته (درعین تماس های مداوم ) با طالبان است. اوقادر به تهدید یا استفاده از زور دربرابر وارثان احمد شاه مسعود نیست. همان زلزله ای که فهیم را درانتخابات اول ریاست جمهوری از معرکه بیرون انداخت؛ اکنون باردیگر ممکن است حادث شود. درآن زمان (انتخابات اول) ضیاء مسعود بدیل فهیم قرارگرفت؛ حالا درتیم زلمی رسول نیز به حیث رقیب اصلی مطرح است. اگرقرارباشد امریکاییان گل آغا شیرزوی، رحیم وردک ودیگر نامزد های هوادار امریکا را به همکاری با زلمی رسول ترغیب کرده و حمایت کند؛ فهیم قسیم باردیگر درورطه ی عسرت وخواری سال 2004 درخواهد غلتید. اما ساده لوحی است فکر شود که فهیم اجازه میدهد پیشاپیش دست هایش را ببندند. وی ( مطابق انگاره ی خودش) سرمایه گزاری اصلی را بالای دکترعبدالله انجام داده و تمام شاخه های دولتی جمیعت اسلامی را هم به حمایت از وی بسیج کرده و دست کم این اطمینان را دارد که درصورت شکست درانتخابات، بازهم فرصت خواهد داشت تا ائتلاف ملی را به عنوان تخته خیز برای نظارت برامور دولت و حراست ازقدرت شخصی، دراختیار خود نگهدارد. چیزی را که فهیم روی آن به درستی فکرنکرده این است که جماعت سیاستگران درائتلاف ملی، یکدست نیست. آن ها از درون شکنی های فهیم تجربیات مشخصی دارند وصرفاً از وی به حیث ابزارمالی، سیاسی و تحکمات اعتیادی درمسند یک نظامی، بهره برداری میکنند. ائتلاف ملی، دیگر به نگرش های نوع «جهادی» باورمند نیست ودرمیان گزینه امریکا وفهیم قسیم، بی هیچ تردیدی، امریکا را برخواهد گزید. واقعیت طوری درحال انکشاف است که ائتلاف ملی و «برادران مسعود» گور کن اصلی سلطه شخصی وخاندانی فهیم قسیم به حساب میروند. چون میدانند که مسیربازی ها عوض شده؛ چیزی که فهیم درفهمیدن آن، فلج مغزی دارد.