-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۲ بهمن ۹, چهارشنبه

رابرت گیتس، تبرسختی برمفصل «ائتلاف» کوبید.

 رزمایشی که مانند بم درمجلس «خان ها» ی قرن نوزده فرو افتاد.
این بازی از پنچ سال پیش باخته شده بود؛ ولی معاش مسلط برعقل مسلط شده بود.
دوره ی رفتن «خان» ها وملوک طوایف کم کم فرا میرسد. آن چه رابرت گیتس از سبوتاژ غیابی رئیس جمهور به هدف کشیدن پرده ی ظن و ترسیم خط مظان قتل وترور در پرونده ی سران موسوم به «ائتلاف شمال» درکتابش به قلم آورده، جرقه ی کوچکی از آتش بزرگی است که نهاد های تحقیقاتی امریکایی، دراحوال حساس تنش وتخریب لفظی بین کرزی و امریکا برون داده اند. ورنه، سران حکومت، خود،  بسا داستان های تخریب و شانتاژ های عریان علیه یکدیگرشان را از سر گذرانده اند که اظهارات گیتس به قول معروف به مثابه مشت نمونه ی خروار هم به حساب نمی آید.
ضربه ی این حواله، قبل ازآن که کرزی را از پا دراندازد، مارشال فهیم و خلیلی ودیگرجناح های مسلح هوادار رژیم را نشانه گرفته است. این افشا گری، در شرایطی که کرزی، راه خود را آشکارا از اردوگاه ضد طالب جدا کرده، خشم عمومی را علیه همین دوتن شورانده است. آنانی که به جای اصلاح ورعایت احوال مردم ومصالح کشور، بانگ «بالا شدن به کوه» سرداده بودند، پاک غافلگیر یورش های رسانه یی شده اند؛ بازهم به جای آن که خود به معرکه ی مطبوعاتی حاضر شوند، مأدونان عزل شده را تشویق می کنند به تلویزیون ها بروند وبگویند که «کرزی از سال 2005 تغییرکرده بود.» اما حالا که 2014 است و تا این جای کار از چه رو خاموش بودید؟
مسئولان صف اول ودوم «تنظیم» های شامل درحکومت به ویژه فهیم قسیم، یونس قانونی دکترعبدالله که خاصتاً برخلاف کارشیوه ی تعریف شده در کنفرانس بن اول، روی گزینه ی مشخص «حامدکرزی» به جای «عبدالستارسیرت» مصرانه پای فشردند؛ تا همین دیروز، دربرابر خود سری های یک جانبه ی رئیس جمهور، کاملاً ساکت بودند.
به نظرمیرسد نکات افشا شده درکتاب گیتس ظاهراً لبه تبر را دقیقاً به مفصل اتحاد واعتماد سران حکومت زده است که اکنون همه دریک پروژه ی واکنشی،  درصحبت های رسانه یی، به ارسال پیام های تکذیب مشغول اند. اما ضربه ی وارد شده، مفصل ارتباطی را قطع کرده ودرچنین وضعیتی، سخن برسر التیام جرح وجلوگیری از خونریزی بیشتر نیست؛ سخن برسر این است که این دست قطع شده، از ناحیه آرنج بریده شود یا از بیخ شانه.
سرمستی های جناح های ائتلافی به سررسیده وباردیگر نوبت جبهه سازی ها و زدن سازمخالفت با رئیس جمهور فرارسیده است. آن چه مشخص است، این است که فرصت از هردو طرف هدر رفته و ضربات تبرهای بعدی، هیچ جناحی را مجال در رفتن از روز های بد، نخواهد داد.

کرزی که با تکیه به زور وتهدید های گروه های مسلح «تنظیمی» راست وچپ تیراندازی میکرد، ازاثر ضربه ی تبر به موقع رابرت گیتس، درمیدان تنها ایستاده است.