-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۲ بهمن ۱, سه‌شنبه

بازی به دور آخر نزدیک میشود.


ایمل فیضی: از نظرطالب، امریکا «دشمن» است اما آن ها به نام طالب، حملات تروریستی میکنند.


واکنش های متضاد مقامات دولت در مورد حادثه «سیاه گرد" پروان ازشروع یک تصادم ناگزیر درونی حکایه دارد. ایمل فیضی درگفت وگو با روزنامه «ماندگار» ضمن نشان دادن حمایت نا مسکوت ازطالبان، امریکا را «دشمن» خطاب میکند. به این سخنان فیضی دقت کنید:
« نباید طالبان را با نیروهای خارجی مقایسه کنیم؛ پیام طالبان پیام خشونت است و آن‌ها می‏گویند که در این‌جا نیروهای خارجی آمده‌اند و ما با آن‌ها می‏جنگیم؛ آنها دشمن هستند؛ اما امریکاییها و ناتو به نام دوست مردم ما را می‏کشند، به نام متحد استراتژیک غیرنظامیان را آماج قرار میدهند.» اما نمیگوید که ملا عبدالرحمن وعتیق الله که درآن جا کشته شدند، کی بودند؟!
همسویی با طالبان دربخش دیگرسخنان فیضی، پررنگ تر است. دقت کنید: «پس از این حمله، طالبان به‌جای یک اعلامیه دو اعلامیه صادر کردند که این اعلامیه‌ها با هم تناقض داشتند. آنها اصلاً از این رویداد آگاه نبودند. به نام طالب این حمله راهاندازی شد؛ اما در عقب آن استخبارات خارجی قرار داشت. طالب برای ما صرفاً یک نام است؛ تحت این نام، دشمن و استخبارات خارجی دست به‌حملات تروریستی میزند. از نام طالبان استفاده میشود، حادثۀ اخیر در وزیر اکبرخان مثال زندۀ اثبات این ادعای ماست.»
یعنی این که ازجمع کسانی که درجنگ با امریکایی ها کشته میشوند، بیشترینه، طالبان، «قربانی» اند. دربند اول به نقل ازنقل میگوید که امریکایی ها «دشمن» اند؛ دربند دوم، موجودیت تشکیلات سیاسی- نظامی به نام «طالبان» را انکارمیکند ومیگوید: «طالب برای ما صرفاً یک نام است.»
درین جا یک سوال تلخ، به ایمل فیضی قفا میزند که: درصورتی که طالبان «صرفاً یک نام است.» وامریکا ازآن ها درعملیات تروریستی استفاده میکند؛ پس چرا هزاران فرد مسلح وآدمکش، وابسته به امریکا وپاکستان که به قیمت خون مأموران امنیت ملی، اردو وپلیس وبی سرپرست شدن هزاران خانواده، نفرات طالب از سوی دولت از زندان رها شده اند؟ رهایی داوطلبانۀ «دشمنان» به این معناست که دردیدگاه دولت، آنها «برادرانی» هستند که باید درجنگ علیه امریکایی ها،  مورد حمایت قراربگیرند؛ درعین حال خود فیضی میگوید که امریکا از «قربانیان» درعملیات تروریستی کارمیگیرد. ازین فریبگری ها، مردم به ستوه آمده اند.
 به نظرمیرسد آقایان آخرین کسانی اند که تازه فهمیده اند که سکان قضایا از ابتداء تا کنون، دردست چه نیروهایی بوده است! مگرعارشان می آید که اعتراف کنند؛ اگرطالب دست ابزار امریکاست، کل دم ودستگاه دولت نیز ساخته و پرداختۀ آنهاست. نوبتی که درسایه نظم نظامی امریکا، پول، قدرت، امکانات و محموله های پول سیاه دراختیار سران حکومت قرار داشت؛ آب از آب تکان نمیخورد. حاکمیت مونارشی، مطلع است که «برادرها» ازجنس خود شان هستند؛ با این تفاوت که تاریخ مصرف خود ایشان درحال تمام شدن است وبا اشتباهات خود، به موقف ضعیف شده پاکستان و طالبان، فرصت زنده شدن دوباره را فراهم آورده اند.
همان اشتباهی را که درسال 2001 ، ملاعمر با سرپیچی دربرابر فیصله های بین المللی مرتکب شد؛ اکنون عیناً حامدکرزی وشرکاء جای پای ملاعمرپا گذاشته اند. تاریخ درین کشور همیشه به شکل فضاحت باری تکرار میشود. تلاشهای تیم حاکم درتوجیه آدم کشی ها و رها سازی هزاران مجرم، نتیجه معکوس آورده است. بنابرین، زمان جنگیدن یا کنار رفتن فرارسیدن است. اخبار دقیقی در دست است که جناح های داخل دولت به جان هم افتاده اند. آن بخشی از ائتلاف شمال که تا این دم، شانه به شانه با تیم کرزی پیش رفته اند، کم کم از روی شانۀ «رئیس صاحب» به سوی امریکایی ها ابرو بالا میکشند و به رسم آشنایی دو باره چشمک میزنند.
امریکا نیرویی است که بعد از قلع قمع کامل یک متحد خود، هنوز هم یک آفر یا پیشنهاد جدید درآستین خود میداشته باشد. اما هیج آفری برای کرزی وفهیم وجود ندارد. شکاف ورانش دردستگاه حکومت، همانند واپسین ماه های حکومت دکترنجیب الله در سال آخر دهۀ شصت،  رو به افزایش دارد. حالا هیچکس به هیچکس وفادار نیست وهمه جناح ها به یکدیگر بی اعتماد اند. مهم ترین مسأله، حراست از«انتخابات» به عنوان مناسب ترین روش نجات افغانستان است.