-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۳۹۲ دی ۳۰, دوشنبه

دسیسه گران، به مردم اطلاعات کاذب میدهند.

ولسوالي‌های سياه گرد، شينواری، شيخ علی و كوه صافی ولايت پروان تقريبآ به گونه‌ كامل به دست طالبان سقوط كرده است.


حاجی احمد ذکی رئیس شورای ولایتی پروان
منبع نشر: خبرگزاری بخدی
يادآوری: عمليات اخير در ولسوالي سياه گرد ولايت پروان و تلفات ناشی از آن، در اين چند روز سر و صداهاي زيادی را ايجاد كرده است.
از دوستان فيسبوك، به خصوص دوستانی كه در رسانه‌ها كار مي كنند، خواهش می كنم تا به خاطر دانستن اصل قضيه اين نوشته‌ كوتاه را بخوانند و بازتاب دهند.
ولايت پروان در سالهاي پسين تاريخ معاصر افغانستان، يكی از پايگاههای اصلي جهاد و مقاومت بوده است. اين ولايت در دوره‌ حاكميت سياه طالبان، به عنوان مركز فرماندهی مقاومت ضد طالبان، بیشترین تلفات و خسارات را نیز متحمل شده است. 
هزاران جوان پروانی در دوره‌ مقاومت، قربانی مبارزه عليه تروريسم شده اند و طالبان، نه تنها به انسان اين مرز و بوم باستانی، كه به تاکستان ها، مزارع و درخت و دیوار اش نيزرحم نکردند و این ولايت، در نتيجه تهاجم‌های پيی هم آنان، به سرزمین سوخته تبدیل شد. 
حالا كه بيش از دوازده سال از سرنگونی امارت نام نهاد طالبان می گذرد، مايه‌ تعجب است كه كفر از كعبه برخاسته و از ولايت پروان با آن همه افتخارات ارزشمند تاريخي، به عنوان يكی از مراكز طالبان نام برده مي شود و هر از گاهی، گزارش های جدی و نگران كننده‌ يی از حضور طالبان و ايجاد هراس و نا امنی توسط آنان به نشر می رسد.
تازه ترين مورد نا امني در پروان كه در آن متأسفانه شماری از افراد ملكي نيز قربانی شده اند، سر و صداهای زيادی برپا كرد و شماری از افراد فرصت طلب، با وارونه نشان دادن واقعيت های عينی حادثه، خود را مدافع مردم معرفی كردند، فتوای جهاد دادند و حادثه را آنگونه كه بود نه، بلكه آنگونه كه منافع شان ايجاب می كرد، جلوه دادند.
اما واقعيت قضيه اينگونه بوده است:
به تاريخ 23 جدی 1392، قوت‌های خاص امریکایی که مسوولیت اکمالات پولیس محلی را دارند، به ولسوالی سیاه گرد رفتند و در جايی كه بنام «قلعه‌ کهنه» معروف و مرکز پولیس محلی در آن واقع است٬ مستقر شدند.
پس از استقرار این نیروها، طالبان از قريه‌ «سُرخي» ولسوالي سياه گرد، تير اندازي و پرتاب گلوله را با سلاح های خفیف و سنگین (بي ام يك، ده شكه، توپ 82 و هاوان) بالای محل استقرار نيروهای خارجي در سياه گرد شروع كردند و در گيري ميان هر دو طرف تا ساعت 9:00 همان شب، ادامه يافت.
فردای آن روز، نيروهاي ويژه امريكايی (US Special Force ) با پولیس ملی و پولیس محلی، به خاطر خنثی كردن حمله‌ طالبان، مشترکاً بالای قریه‌ «سُرخی» که طالبان در آن سنگر گرفته بودند، حمله کردند که در جریان عملیات یک طالب کشته شد، و بر اثر فیر راکت توسط طالبان، دو كودك نیز در قريه‌ سرخی به شهادت رسيدند.
پس از این رویداد، حدود ساعت یک شب 24/25 جدی 1392 نيروهای ويژه امريكايی (Special Force US) و قطعات خاص اردوی ملی از طریق هوا، وارد دره‌ وازغر( كه يكي مراكز فرماندهي طالبان در پروان به شمار مي رود) شدند تا بالای مولوی عبدالرحمن كه اصلاً از قريه‌ «تيلانچي» مركز پروان است و در دره‌ «وازغر» سياه گرد، عمليات طالبان برعليه نيروهای خارجي در آن شب را رهبری مي كرده است، حمله كنند. 
مولوي عبدالرحمن از زندانيان رها شده از زندان بگرام است و در گذشته، يكي از قوماندانان مشهور طالبان و مسوول سلاح ثقيله‌ آنان بوده است.
وقتي نيروهاي اردوی ملی و نيروهای خاص امريكايی وارد دره‌ «وازغر» می شوند، مولوي عبدالرحمن تير اندازی بالاي آنان را آغاز مي كند وهنگامی كه درگيری ميان طرفين شدت می گيرد، مولوی عبدالرحمن سنگر اش را عوض كرده، به داخل خانه‌ همسايه اش بنام « مرحوم قربان» می شود و از آنجا، با آنكه اعضای خانواده‌ همسايه به آوردن قرآن التماس مي كنند و برايش عذر می كنند تا از خانه‌ شان فير نكند٬ باآنهم بالای نیروهای عملیاتی تیر اندازی می کند.
در نتیجه این تیر اندازی ها، درگيری وسعت پيدا مي كند و همه‌ طالبان مستقر در دره‌ «وازغر» از هرطرف بالای نيروهای عملياتی آتش می گشایند.
شمار مجموعي و دقيق تلفات رويداد سياه گرد:
از جانب نيرو های عملياتي:
1- يك سرباز امريكايي كشته.
2- يك سرباز كوماندوی افغانستان زخمي.
كشته شدگان طالب:
1- مولوي عبدالرحمن- از آزاد شدگان زندان بگرام
2- قاری عتيق الله – ولسوال نام نهاد طالبان در ولسوالی سياه گرد
3- حاجت گل - راكت انداز طالبان، از گروپ قوماندان نورگل كه قوماندان عمومی طالبان در وازغر می باشد.
4- جان گل ولد قيوم
5- الف جان ولد محمد ايوب
6- يك طالب بنام سيف الرحمن ولد عبدل توسط نيروهاي امريكايی اسير شده است.
افراد ملكی كه در نتيجه فير راكت توسط طالبان جان خود را از دست داده اند:
1- فيض الله – كودك شش ساله
2- عبدالله فرزند سيد حكيم- كودك چهار ساله 
3- مادر اين كودكان نیز زخمی شده است.
افراد ملكي ای كه در نتيجه فير دو طرف كشته شده اند:
1- الف الدين ولد محمد ايوب
2- بسم الله ولد سليم
3- شمس الرحمن فرزند مولوی عبدالرحمن( فردی كه در بالا از آن ياد شد) .
افراد ملكي ای كه در نتيجه‌ درگيري ها ميان دو طرف زخمي و كشته شده اند:
1- سامعه بنت عبدالامين شهيد.
2- عزت الله ولد قربان الله شهيد.
3- سيفوره بنت قربان الله شهيد.
4- عابده بنت قربان الله شهيد.
5- حشمت الله زخمی.
6- آرزو زخمي.
ديده می شود كه تعداد قابل ملاحظه يی از فرماندهان مهم طالبان در اين عمليات كشته شده اند و نيز سهم طالبان در كشته شدن افراد ملكي، بيشتر از سهم نيروهای عملياتي است.
ما از كشته شدن افراد ملكي در اين حادثه شديداً غمگين و متأسف هستيم. مسووليت اصلی قربانی شدن افراد ملكي، به طالبان برمی گردد، زيرا آنان هميشه در عمليات شان، به گونه‌ اجباری از خانه های افراد ملكي به عنوان سنگر استفاده مي كنند و افراد ملكی را سپر قرار ميدهند.
برای جلو گيری از كشته شدن افراد ملكی و آسيب رسيدن به مال و جان آنها، نياز است كه همه مسوولين، مقامات، نمايندگان پروان در مجالس شورای ملی و شورای ولايتی، باهم مشترك كار كنند و پروان را كه تا چند سال پيش از امن‌ترين ولايت های افغانستان بود، دوباره به حالت اصلي اش برگردانند.
از زماني كه طالبان ناامني را در پروان ايجاد كرده اند، شمار زيادی از افراد ملكي توسط آنان كشته شده اند و خسارات مالي و جانی زيادی به مردم ساكن در مناطقي كه آنان فعاليت دارند و نيز به مردمي كه از مسير پروان – باميان می گذرند، رسيده است؛ ولی آنهايی كه فتوای جهاد صادر می كنند و خود را مدافع مردم معرفی می نمايند، همواره در برابر فجايعی كه طالبان خلق كرده اند، سكوت اختيار می كنند و حتا، تا حادثه‌ اخير اتفاق نيافتاده بود، هيچ‌گاهی در ارتباط به ناامنی های موجود در پروان حرفی به زبان نمی آوردند.
از مدت زيادی به اين طرف، ولسوالي‌های سياه گرد، شينواری، شيخ علی و كوه صافی ولايت پروان تقريبآ به گونه‌ كامل به دست طالبان سقوط كرده است و طالبان در قسمت های مهمي از اين ولسوالي ها حاكميت دارند؛ ولی آقايانی كه با رأی مردم اين مناطق، صاحب كرسی و مقام شدند، ازدشواری هايی كه طالبان بالای مردم آورده اند نه تنها يادی نمی كنند، بلكه به جانبداری از دهشت افگنان، فتوای جهاد هم صادر می کنند.
مردم حق دارند بپرسند كه دليل سكوت مرگبار ايشان تا حالا چه بوده است؟ و چرا ايشان هيچگاهی تلاش نكرده اند تا مناطقي را كه از مردم رأی گرفته اند، از شر استبداد طالبان نجات دهند و صدای مردم را بلند كنند؟